جلسه پنجم از دوره سیزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی باغستان به استادی همسفر سیمین، نگهبانی همسفر معصومه و دبیری همسفر سارا با دستور جلسه: (( وادی هشتم و تاثیر آن روی من)) روز دوشنبه 13 مهر ماه 1405 ساعت 16 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خدا را شکر میکنم که امروز در خدمت شما هستم. از ایجنت محترم خانم نیره عزیز ،مرزبانان گرامی، نگهبان عزیزمان خانم معصومه عزیز و دبیر محترمشان سپاسگزارم که به من اجازه این خدمت را دادند. قبل از اینکه وارد دستور جلسه این هفته بشوم خواستم یک پیام الهی را بخوانم پیام آب که خداوند فرمودند:« من آب میآورم تو آنقدر بنوش که سیراب شوی، نه زیر آب ،من بلندم به بلندای قلههایی که نتوان تصویر نمود؛ اما تو بر بام من مسلح بیا تا عظمت را ببینی؛ من میرویانم ،آنقدر که زمین و آسمان را شب و ظلمت فرا گیرد؛ اما تو از میان سبزهها نور را بیاب و به سوی من پرواز کن؛ به آنچه که به باورت نمیگنجد ببینی؛ تو میتوانی با نیروی عقل خویش همه آنچه هست تبدیل به بهترین کنی و به سوی نقطهای بیایی که از آنجا آغاز نمودهای.» پیامی که خواندم با هیچ کدام از دستور جلساتمان بیارتباط نیست این پیام آنقدر به دل و جانم نشسته که هر دستور جلسهای که اعلام میشود من مطلبی از این پیام آب را در آن میبینم.
۱۴ وادی آقای مهندس برای ما ارائه کردند که این ۱۴ وادی را ما باید مانند ۱۴ قانون مدون در زندگیمان به کار ببریم .از وادی اول پله پله شروع میکنیم تا وادی چهاردهم انشاالله بتوانیم به آن انسان کاملی که مد نظرمان است و خداوند خواسته که ما به آن نزدیک شویم نزدیک و نزدیکتر بشویم. وادی هشتم« با حرکت راه نمایان میشود»، اگر بخواهیم وادی هشتم را توضیح بدهم باید برگردیم ابتدا به وادی اول، برای هر حرکتی اول به تفکر احتیاج داریم وادی اول میگوید:« با تفکر راه نمایان میشود و بدون تفکر آنچه هست رو به زوال میرود» اگر ما این وادی اول را در زندگی خودمان سرلوحه زندگی قرارش بدهیم و جوری که بشود ملکه ذهن و جانمان؛ آن وقت وقتی که از این وادی قدم برداشتیم فرمان عقل میآید به سمت ما و میگوید که دیگر وقت حرکت است. چرا ؟چون با تفکر نقشه راه را چیدهایم آن بنیانی که قرار است برای خودمان بسازیم تا به سوی هدفمان قدم برداریم را با آن برنامه ریزی و تفکر، راه را برایمان باز کرده که بخواهیم در وادی هشتم قدم بگذاریم و حرکت کنیم.
این حرکت کردن برای همه ما همیشه ساده نیست وقتی که حرکت میکنیم همیشه یک سری نیروهای بازدارنده به سمت ما میآید آن نیروهای بازدارنده همان اضداد هستند که همان اضداد هم چرا به سمت ما میآیند؟ برای اینکه ما بیشتر رشد کنیم ولی باید هوشیار باشیم و آنها را بشناسیم این باعث نشود که ما از هدفمان باز بمانیم. در وادی هشتم گفته در سکون هیچ زایشی نیست و اگر کسی در یک جایی در جا بزند نابود میشود.مثلاً ما یک منطقه امنی برای خودمان ایجاد کردیم میگوییم راحتیم و همین جا میمانیم نیازی نیست قدم برداریم آن منطقه امن برای ما ماندگار نیست. اگر حرکت نکنیم برمیگردیم به یک مرحله عقب تر تا به نابودی میرسیم. در هر شرایطی باید حواسمان به این نیروهای بازدارنده باشد. وقتی میخواهیم گام برداریم اولین چیزی که به سراغمان میآید چه هست ؟معمولاً ترس است؛ ترس از اینکه عاقبت آن چه میشود اگر نشود چه میشود؟ میخواهم عمر، سرمایه، زندگیم را بگذارم قدم بردارم ولی اگر به آن نرسم قرار است چه شود؟
این ترس را باید بشناسم برای همه هست چون معمولاً انسان از ناشناختهها میترسد. چون مسیری که هنوز در آن قدم نگذاشته و میخواهد شروع کند میترسد این ترس تا یک جایی طبیعی است ما از یک جایی به بعد اگر بخواهد ما را از حرکت نگه دارد میشود نیروی بازدارنده ؛ما باید خیلی هوشیارانه با آن برخورد کنیم اگر هوشیار بودیم و ترس را کنار زدیم حالا نیروی بعدی چه است؟ نیروی ناامیدی است؛ قدم گذاشتیم در مسیر حرکت میکنیم میگوییم خوب که چه؟ رفتی ولی اگر به آن نرسیدی چه، معمولاً این ناامیدی خیلی قدرتش زیاد است اگر مثل ما که در کنگره آموزش دیدیم و جهان بینی که داریم انسان هوشیار نباشد ؛ودر آن غرق شود، این ناامیدی ناامیدش میکند.
ما فکرمان را کردیم، برنامه را چیدیم ،قدم گذاشتیم، حرکت کردیم، حالا دیگر وقتش است که توکل کنیم ؛وقتی توکل میکنیم در مسیر راستی قدم میگذاریم نیروهای الهی به کمکمان میآید یعنی اینجوری نیست که ما در یک مسیر ناشناخته برویم و ترس این را داشته باشیم که چه شود؟ قطعا خداوند جلوتر مسیررا به ما نشان میدهد. چه جوری؟ مثلاً ما یک سربالایی را داریم میرویم این سربالایی آنقدر شیبش تند است بعدش را نمیبینیم؛ فکر میکنیم پشتش یک پرتگاه است در حالی که به آن اوجش که میرسیم یک موقع میبینیم یک سرازیری جلوی راهمان است که میتوانیم به مسیرمان ادامه بدهیم آقای خدامی هم گفتند:« حرکت مختص این دوره از زندگی ما نیست حرکت در همه ابعاد زندگی انسان چه زندگی قبل از تولدش و چه بعد از مرگش در هر بعدی از جهان هستی یا ابعاد دیگر که انسان بخواهد زندگی کند حرکت هست و اگر غیر از این باشد نابودی است.»
نیروهایی که در این مسیر به من کمک کردند و نیروی محرک من بودند؛ راهنمای اولم خانم فریبا عزیز بود. اساساً ما که وارد کنگره میشویم یک مدت زمانی را انگار که خواب هستیم و صدایی نمیشنویم آنقدر که پر هستیم تا آن ظرفمان را خالی کنیم وآن دریافتیها وارد جسم و جان ما بشود و بعد از آن تک تک اعضای کنگره از آن تازه واردی که آمدند وارد کنگره شدند تا آن اشخاصی که سالها با تجربه بودند در کنگره، با مشارکت و حرفهایشان دقیقاً نکاتی را به من گفتند که من احتیاج داشتم، بشنوم. آن تجربه را به من منتقل میکردند. و بالاتر از همه اینها چیزی که باعث شد من در مسیر کنگره حرکت کنم استاد سردار بود. استاد سردارآنقدر من را رشد داد که در این مسیر من بتوانم آن رقمهایی که برای خودم قابل باور نبود را بخشش داشته باشم .و خدا را شکر میکنم که هفته پیش توانستم بروم و اجازه را از آقای مهندس بگیرم و در جایگاه پهلوانی خدمت کنم. شما تک تکتان لایق این جایگاه هستید؛قدم بردارید. در لژیون سردار واقعاً انسانها بزرگ میشوند و رشد میکنند .و الهی شکر بابت این بستر و آقای مهندس و خانواده محترمشان و تک تک خدمتگزاران کنگره ۶۰ .از شما ممنونم که با سکوتتان به حرفهای من گوش دادید.
در ادامه تجلیل از راهتما همسفر مهین



و اهدای نشان پیمان به تعدادی از همسفران لژیون هفتم توسط راهنما همسفر مهری

و تقدیر از همسفرانی که در مسابقات دوره هشتم جام عقاب طلایی در رشته های شطرنج مقام سوم و آمادگی جسمانی مقام اول و بدمینتون مقام دوم را کسب نمودند


مرزبانان کشیک: همسفر آسیه و مسافر محسن
تایپیست: همسفر اشرف رهجوی راهنما همسفر نیره (لژیون اول)
عکاس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر نیره (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر فهیمه مرزبان خبری
همسفران نمایندگی باغستان کرج
- تعداد بازدید از این مطلب :
244