جلسه دوازدهم از دوره هفتم جلسات لژیون سردار همسفران نمایندگی سلمان فارسی به استادی دستیار اسیستانت همسفر فریبا، نگهبانی همسفر فائزه و دبیری همسفر خدیجه با دستور جلسه "وادی هشتم با حرکت راه نمایان میشود و تأثیر آن روی من" در روز دوشنبه ۱۳ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۳:۳۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام من به دلهای بخشنده شما عزیزان خدا را شکر میکنم که امروز روزی من شد در شعبه سلمان فارسی و در کنار شما عزیزان باشم علاقه خاصی به شعبههای اصفهان دارم یک بار بیشتر اصفهان نیامدم و انگار سالیان سال در این شعبه بودم و روی ماه شما را دیدم از استاد سردار عزیز، آقای مهندس و خانواده بزرگوار ایشان سپاسگزارم که این بستر را برای ما فراهم نمودند که امروز در این ساعت از این روز در این قطعهای از بهشت در کنار هم و در این مکان مقدس حضور داشته باشیم این اتفاقی نیست و این جزء برگزیدهایی است که امروز در این لحظه در کنار هم هستیم خدا را شکر میکنم که بهواسطه لژیون سردار وارد کنگره شدیم و گمشده خود را پیدا کردیم همیشه میگویم افرادی که در لژیون سردار حضور دارند انسانهای بسیار دانا و بیداری هستند که در پس این بیداری "یاحی یاقیوم"به عبارتی بیداری در بیداری که به فهم آن بخشش رسیدهاند طبق فرمایش آقای مهندس؛حضور شما در کنگره مهمترین مسئله است لژیون سردار، لژیون عشق یعنی وادی چهاردهم است.
حضور تکتک شما عزیزان، آقای مهندس و اساس و بنای کنگره۶۰ عشق است ما نیز زیر پرچم سالمترین مرد روزگار قدم بر میداریم و به سمت نور و عشق خداوند حرکت میکنیم من همیشه میگویم بزرگترین اتفاقی که در کنگره رخ میدهد این است که یک نفر از بند تاریکی رها میشود؛ زمانیکه تکتک شما عزیزان یک نفر را از بند تاریکی و ظلمت رها میکنید زمانیکه اشک در چشمان شما حلقه میبندد مطمئن باشید که عاشق هستید هنگامیکه با کلام، نگاه و امیدی که دارید نوری در قلب یک نفر روشن میکنید، عاشق هستید خدا را شکر میکنم و یکی از دروازههای ورود به قلب خداوند عاشق بودن و خدمت کردن است کسانی که در لژیون سردار هستند با تمام وجود و تمامقد این کار را انجام میدهند تمامی شما عزیزان که اکنون در لژیون سردار حضور دارید از جمله؛ افرادی که سردار، دنور و پهلوان هستند همه در یک سطح میباشند، چراکه هر شخص با تمام توان خود عضو لژیون سردار شده است به شکر خدا من از زمانیکه وارد کنگره شدم فهمیدم صراط مستقیم نور دارد امیدوارم در این مسیر کمال و روشنایی، خداوند ما را ماندگار کند و روزبهروز تعالی و رشد پیدا کنیم، چراکه صفت خداوند متعال است و ما نیز باید اینگونه باشیم، زیرا خداوند از صفات خودش در ما دمیده و قبل از اینکه انسان را خلق کند خودش عاشق انسان شد به او لقب خلیفهالله داد.
همه شما عزیزان که وارد لژیون سردار شدید عاشق بودید، اما قبل از آن استاد سردار عاشق شما شد انشاءالله در این مسیر ماندگار باشید و بتوانید قدمهای کوچک و بزرگی بردارید و به فهم کلمات برسید. با حرکت راه نمایان میشود اگر این مفهموم را درک کنم قلب من از بخشش به لرزه در میآید بسیاری از افراد با قلب خود متوجه میشوند استاد امین میفرمایند؛ افکار را از مغز به قلب خود انتقال دهید چرا؟ زیرا صاحب دل میشوید کسی که با قلب خود میبخشد صاحب دل میشود زمانیکه دست میلرزد قلب بیان میکند ببخش؛ اما پا توان حرکت ندارد، زیرا ترس سبب عدم حرکت میشود افرادی که عضو لژیون سردار هستند به زرنگ هستند، زیرا به ترس خود غلبه نمودند و از ترس به شجاعت، از فقر به ثروت سفر کردند و امروز دست و دل آنها نمیلرزد خدا را شکر میکنم برای ثروتی که در دل ما قرار داد و دل فقیری که ثروتمند شد ثروتی برای بخشیدن و بالا بردن سطح انرژی، چراکه من روزی که میخواستم به شخصی پولی قرض بدهم حسابگرانه عمل مینمودم و ادعای بخشندگی میکردم، زیرا توقع داشتم و حالم خوب نبود؛ اما در کنگره با بخشش حالت خوب میشود و با انجام هر خدمتی یک بند از ما آزاد میشود.
هفته پیش در باغی حضور داشتم یک درخت هلو که شاخههای آن روی زمین بود با چیدن هر میوه نوعی سپاسگزاری انجام میداد؛ زمانیکه آخرین میوه را چیدم درخت سر به آسمان کشید درحالیکه سبک و حس پرواز داشت دقیقاً بخشش نیز همین کار را میکند بندهای ما را باز مینماید و اسیر نفس و ثروت نیستیم، بلکه سوار بر مادیات میشویم.استاد امین میفرمایند؛ کنگره۶۰ مانند یک استخر انرژی بزرگ است که هر بار یک مشک از این انرژی را با خود به خانه میبریم و تا چند روز سرشار از انرژی هستیم و سپس دچار افت انرژی میشویم چرا؟ زیرا مشک ما سوراخ شده و سوراخ آن منیت، حسادت، غیبت و ضدارزشهای درون ما است که مشک را سوراخ کرده است و با هر بار بخشش که انجام میدهیم باعث ترمیم آن میشویم با هر کارتی که میکشیم یک بند از ما آزاد میشود و آن زمان است که سرمست میشویم. استاد امین فرمودند؛ بار دگر مست شویم حاصل صد دست شویم، چه شیرزنهایی بودند که امروز من صاحب این صندلی شدند سردار، دنور و پهلوان شدند یک صندلی برای من تهیه شد که من روی آن بنشینم، ۱۰ سال پیش با ضدارزشهای بسیاری وارد کنگره شدم اکنون بسیار تغییر کردهام با ترس آمدم با شجاعت میروم با قهر آمدم با آشتی میروم با قامتی خمیده آمدم با قامتی استوار میروم، زمانیکه وارد شدم از خداوند خواستم اگر حال مسافر من بهبود یابد هرچه که دارم میدهم اکنون میگویم چقدر ذهن من فقیر بوده و چرا همه چیز را برای خودم میخواستم؟ زیرا رسالت من فراتر از اینها است بهعبارتی تنها مسافر من درمان شود و بروم؟ درصورتیکه الگوی ما آقای مهندس هستند حکیمی که دانش و تجربهاش را بهخاطر پول و ثروت نفروخت و برای انسان سازی صرف نمودند کنگره۶۰ تا ابد زنده است از خود نام و نشان به جا گذاشتهاند.
من فریبا چه؟ تنها مسافرم خوب بشود و بگویم خدایا شکرت تمام و بروم. اولین روزی که به کنگره قدم نهادم شکر خدا را به جا آوردم؛ اما نمیدانستم آیا خدایی وجود دارد و این شکرگزاری عمقی و وجودی نبود اغلب به دنبال طلوعهای زندگی خود بودم؛ اما در غروب و ضدارزشیها غوطهور بودم، خدمت در لژیون سردار باعث شد بتوانم از کرج به سمت اصفهان حرکت کنم گویی خداوند من را از درب به خانه به سمت شعبه رهسپار کرد با وجود مسافت طولانی قابل حس نبود، تمام این اتفاقات لطف خداوند و کنگره۶۰ است، بسیار قدر خود را بدانید و خداوند را شاکر باشید که عضوی از کنگره و لژیون سردار هستید، تکتک ما اکنون با حس خوب و نیز پوشش سفید حضور پیدا کردهایم به سبب اینکه بخت ما سفید شود بیاییم از اعتیاد به سمت خوشبختی سفر کنیم؛ زیرا یک فرد مصرفکننده بهعبارتی یک خانواده یا یک جامعه میباشد، زمانیکه او درمان شود خانواده، جامعه و محله به آرامش میرسند اکنون رسالت من چیست؟ زمانیکه آقای مهندس و خانواده ایشان به حالخوش رسیدند و برای آنها همه چیز گل و بلبل بود مسیر را رها نکردند؛ زیرا اگر ادامه نداده بودند اکنون با وجود افکار منفی و تاریکیهایی که داشتم چه بر سر من و زندگی من میآمد؟ خوشا به حال آنان که خدمت جانان به جان کرد، تا به همیشه نام خود را جاودان کرد، نام آقای مهندس تا ابد ماندگار است.
درسی که برای من داشت این بود که آيا بایستی بینام و نشان از این دنیا بروم؟ در کائنات شناخته نشوم بسیار خوب است که من در جایگاه سردار، دنور یا پهلون از دنیا بروم این جهان مزرعه آخرت است هر چه بکاریم همان را درو میکنیم، بنابراین بهتر است گل بکاریم تا یادآور بخشش و بخشندگی باشیم بسیار خوشحالم که در کنار شما عزیزان حضور دارم همچنین پیشاپیش فصل شکرگزاری و بخشش را تبریک عرض میکنم. کمتر از یک ماه دیگر جشن گلریزان را در پیش داریم امیدوارم بتوانیم با تمام توان در این جشن حضور پیدا کنیم و مطمئن باشید حالخوشی که دریافت میکنید در قلب شما ذخیره خواهد شد فراموش نکنیم چه شبها و روزهایی که رنجهای بسیار کشیدیم و از خداوند طلب معجزه کردیم و خداوند کنگره را در مسیر ما قرار داد اکنون خداوند میخواهد به ما رخصت دهد که قدمهای کوچک و بزرگ برداشته و نیز از بند نفرت و کینه رها شویم و به طرف ثروت و فراوانی قدم برداریم. ای که سوی مسجد میروی بحر سجود، سر بجنبد دل نجنبد، این چه سود؟! قرار است در جشن گلریزان قلبهای ما تکان بخورد امیدوارم سهم قلب تکتک شما نور عشق و آگاهی باشد و بکوشیم با تمام توان و وجود در این جشن شرکت کرده و بخشش را فرابگیریم.


تایپیست: همسفر مینا رهجوی راهنما همسفر بهاره (لژیون پانزدهم)
عکس: همسفر مهسا رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون هشتم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر اکرم (لژیون شانزدهم) دبیر دوم سایت
نمایندگی همسفران سلمان فارسی اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
238