جلسه ششم از دوره پنجم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰، نمایندگی غزالی مشهد به استادی همسفر زهرا، نگهبانی همسفر معصومه و دبیری همسفر زینب با دستور جلسه «وادی هشتم، با حرکت راه نمایان میشود و تاثیر آن روی من» روز دوشنبه ۱۳ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
بخور تا توانی به بازوی خویش
که سعیت بود در ترازوی خویش
چو مردان ببر رنج و راحت رسان
مخنث خورد دسترنج کسان
بگیر ای جوان دست درویش پیر
نه خود را بیفکن که دستم بگیر
خدا را بر آن بنده بخشایش است
که خلق از وجودش در آسایش است
خدا را شاکر هستم که به من اجازه داد این جایگاه را تجربه کنم و آموزش بگیرم. از راهنمای خودم، همسفر بتول، ایجنت همسفر ناهید تشکر میکنم. از نگهبان همسفر معصومه تشکر میکنم که اجازه دادند این جایگاه را تجربه کنم و آموزش بگیرم.
دستور جلسه از وادی هشتم صحبت میکند و در وادی هشتم با حرکت، راه نمایان میشود. هیچوقت در ایستگاه اول از مسیر خبر نداریم که چه اتفاقی قرار است بیفتد؛ ما یک زاویه دیدی داریم و محدوده را فقط میتوانیم ببینیم. وقتی حرکت میکنیم، زاویه دید ما تغییر میکند؛ خیلی چیزها را میبینیم و تجربه میکنیم. دانش تئوری وقتی ارزش دارد که به عمل در بیاید و تجربه شود؛ تجربهکردن با حرکت است. ما حرکت میکنیم، خطا میکنیم، از خطایمان آموزش و درس میگیریم و متوجه میشویم که این راه، درست و غلط است.
این قسمت من را به سیدی اشتباه کودک برد که انسان خطا میکند تا آموزش بگیرد. در واقع این کمالگرایی و منیت نشان میدهد که من بنشینم و هیچ حرکتی نکنم؛ ولی من باید حرکت کنم. هیچ انسانی نیست که خطا نکند و به درجه بالا برسد و بتواند خوب و بد را تشخیص بدهد. یک دلیل دیگر که ما حرکت نمیکنیم این است که از قضاوت دیگران و شکستخوردن میترسیم؛ یعنی دقیقا ما را به مثلث جهالت میبرد. ناامید میشویم که برای چه حرکت کنیم؟ آخرش چه میشود؟
ما تا اینجا متوجه شدیم زندگی یعنی حرکت؛ باید شروع به حرکت کنیم. حالا من چطور حرکت کنم؟ اینجا به وادی اول میرسیم که باید تفکر و تعقل کنیم. من باید بدانم خواستهام چیست و چرا باید حرکت کنم؟ آیا میخواهم درس بخوانم یا ازدواج کنم؟ یک مسیر دیگر دارم اینکه هر کاری میخواهم انجام بدهم، مشخص بکنم؛ امروز نگویم از این راه میروم اما نروم و بیخیال آن بشوم. چرا چنین کاری را انجام دهم که باعث سستی من شود؟ این یک نیاز است که در تصمیمگیری باعث استحکام فکری ما میشود که حرکت کنیم.
وقتی تشنه آموزش هستم، وقتی درد دیدم و رنج کشیدم، به دنبال این هستم کجا میتواند به من آسایش و آرامش بدهد؟ کجا به من یاد میدهد که چطور زندگی کنم که صبح تا شب دغدغهای نداشته باشم؟ پس به دنبال مکانی مانند کنگره میروم و آموزش میگیرم. نسبت به نیازم تلاش میکنم؛ کسی که نیاز آنچنانی در خودش احساس نمیکند، تلاش آنچنانی هم نخواهد کرد، پس نتیجه آنچنانی هم نخواهد گرفت. مثل اینکه میروی و عمق تاریکی را بیشتر تجربه میکنی، بعد از آن طرف، مقام بهشتی بهتری میتوانی دریافت کنی. چرا این اتفاق میافتد؟ چون درد کشیدید و حالا آمدید، آموزش هم دیدهاید. اکنون که احساس آرامش دارید، این روشنایی چقدر لذت دارد! حس خوشبختی که الان در خود احساس میکنید، چقدر خوب است.
حالا ما تصمیم گرفتیم حرکت کنیم. وادی اول را طی نمودهایم و فهمیدیم باید فکر کنیم و راه را انتخاب کنیم. چرا ما انسانها بر سر دوراهی قرار میگیریم؟ زیرا به ما اختیار داده شده است. حالا ما تصمیم بگیریم: ارزشها را انتخاب کنیم یا ضدارزشها؟ یا اینکه هر جفتش را باید انتخاب کرد؟ این مهم است. میخواهیم به کدام سو حرکت کنیم؟ صراط مستقیم یک هدف نیست که بگویم هدف من این است که در این راه قرار بگیرم و پیش بروم؛ بلکه این راه وسیلهای است که ما را به هدفمان برساند.
اکنون هدفمان چیست؟ هدف اول، رسیدن به صلح و سلامتی است؛ هدف دوم، آرامش و آسایش است. در ادامه شروع به حرکت میکنیم. هیچگاه از سکون، زایشی نیست؛ زیرا این حرکت است که همه چیز را به وجود میآورد. ولی بعضی مواقع ما میگوییم باید سکون کنیم؛ مثلا یک جایی جلوی خودتان را بگیرید و صحبت نکنید، یا به آن فرد کمک نکنید و اجازه دهید روی پای خودش بایستد. این یک سکون با آگاهی است.
حالا من به آگاهی و دانایی رسیدم؛ در اینجا باید توقف کنم. این دقیقا من را به فرمانبرداری تا فرماندهی میرساند. یک فرمانده قوی میداند چه جایی نباید حمله کند، کجا باید عقبنشینی کند و کجا صبر کند؛ اینگونه است که سربازهایش را به باد نمیدهد. در کلام آخر میخواهم بگویم اگر نمیتوانیم پرواز کنیم، بدویم؛ اگر نمیتوانیم بدویم، راه برویم؛ اگر نمیتوانیم راه برویم، سینهخیز برویم؛ فقط به سمت جلو تنها کاری که میتوانیم بکنیم این است که به هر طریقی حرکت کنیم.

مرزبانان کشیک: همسفر حمیده و مسافر مهدی
عکاس: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون چهارم)
تایپیست: همسفر سعیده و همسفر زهرا رهجویان راهنما همسفر اعظم (لژیون چهارم)
ویرایش: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون چهارم) دبیر سایت
ارسال: مرزبان خبری همسفر حمیده
همسفران نمایندگی غزالی مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
183