جلسه دوازدهم از دوره سوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره ۶۰ نمایندگی پاسارگاد شیراز، با استادی همسفر سمانه، نگهبانی همسفر مریم و دبیری همسفر رقیه، با دستور جلسه «وادی هشتم (با حرکت راه نمایان میشود) و تأثیر آن روی من»، روز دوشنبه ۱۳ مهرماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
در ابتدا خداوند را شکرگزارم که امروز در جمع شما عزیزان قرار گرفتم. از دبیر و نگهبان جلسه و همچنین راهنمای خوب خودم، خانم مرضیه تشکر میکنم که من را شایسته این جایگاه دانستند. دستور جلسه این هفته، «وادی هشتم؛ با حرکت راه نمایان میشود» است. پیام وادی هشتم میگوید: «امواج چون گردباد بر زمین فرود میآیند و آنچه برداشتنی است، با خود به امانت میبرند و این جز فرمان حاصل نمیگردد. پس با شما که پیمان میبندید، در اندیشه آن باشید که از زمین برخاسته و به مکانی که فرمان است، رهسپار شوید.» در سکون، هیچ چیز به وجود نمیآید و زایشی نیست. همهچیز در حرکت شکل میگیرد؛ سپس ساختارها پدیدار میشوند، موجودات خلق میگردند و مسیر در حلقههای آفرینش آغاز و آشکار میشود. در این مسیر، تفکرات انسان، معمار ساختارها و زبان سخنگو و تعیینکننده مسیر حرکت اوست.
این وادی ما را به حرکت دعوت میکند. در واقع، وادیها از وادی اول به ما تفکر کردن، انتخاب درست و پیدا کردن بهترین راه را آموزش میدهند. زمانی که وارد کنگره شدیم، قدمبهقدم با وادیها حرکت کردیم. از وادی اول که تفکر را به ما آموخت، تا وادیهای بعدی که به ما یاد دادند، مسئولیت مشکلات خودمان را بپذیریم و آنها را به دوش دیگران نیندازیم. قدمبهقدم پیش آمدیم تا به وادی هشتم رسیدیم؛ وادی که به ما میگوید باید حرکت کنیم. برای حرکت کردن، ابتدا باید خواسته داشته باشیم و برای رسیدن به آن خواسته مصمم باشیم. من سمانه، وقتی وارد کنگره شدم، خواستهام رسیدن به حال خوش و رهایی مسافرم از اعتیاد بود.
آقای مهندس در این وادی به ما میآموزند که باید حرکت کنیم. همه موجودات هستی، از کوچکترین تا بزرگترین، در حال حرکت هستند؛ حتی مورچه برای خودش در حال حرکت است و آذوقه جمع میکند. ما انسانها نیز باید هدف داشته باشیم و برای رسیدن به آن حرکت کنیم. برای حرکت کردن، دو راه پیش روی ما قرار دارد؛ یکی راه ارزشها و دیگری راه ضد ارزشها. شیطان، دشمن آشکار انسان است. وقتی بخواهیم در مسیر درست و ارزشها قدم برداریم، ممکن است آن مسیر را برای ما سخت و ترسناک جلوه دهد و باعث شود در سکون باقی بمانیم و حرکتی نکنیم؛ اما ما به کنگره آمدیم، آموزش گرفتیم و با وادیها آشنا شدیم. اگر بتوانیم این آموزشها را در زندگی خودمان عملی کنیم، میتوانیم از سکون خارج شویم، حرکت خود را ادامه دهیم، در مسیر ارزشها قدم برداریم و به اهداف خود نزدیک شویم.
من قبل از کنگره افکار مخربی داشتم و واقعاً در سکون بودم. در زندگی، در یک نقطه ثابت مانده بودم. نه به مسافرم توجه میکردم و نه آنطور که باید به فرزندانم توجه داشتم. نیروی تخریب و افکار منفی آنقدر بر من غلبه کرده بود که نمیتوانستم از آنها خارج شوم؛ چون افکار ضد ارزشی برایم زیبا و درست جلوه داده میشدند؛ اما با آمدن به کنگره و قدم گذاشتن در مسیر ارزشها، متوجه شدم که چه اشتباه بزرگی در زندگی خودم داشتهام. همین که به کنگره میآیم، آموزش میگیرم و اشتباهات خودم را میپذیرم و شروع میکنم در مسیر ارزشها قدم بردارم، خودش بخشی از جبران خسارت است.
من باید بتوانم خودم را ببخشم تا بتوانم از خودم، خانوادهام و جامعه جبران خسارت کنم. وقتی در یک جاده حرکت میکنیم، از همان ابتدا انتهای مسیر را نمیبینیم. باید راه بیفتیم و قدمبهقدم جلو برویم تا مسیر برایمان روشن شود. شاید در ابتدا فقط چند متر جلوتر را ببینیم؛ اما با حرکت کردن، مسیر بیشتری برایمان نمایان میشود. ما باید حرکت کنیم تا راه برایمان نمایان شود. اگر در سکون بمانیم، مسیر جدیدی برایمان آشکار نمیشود. در پایان، با این شعر صحبتهایم را به پایان میرسانم:
«گر مرد رهی، میان خون باید رفت،
با پای فتاده، سرنگون باید رفت،
تو پای به راه در نه و هیچ مپرس
خود راه بگویدت که چون باید رفت.»

مرزبان کشیک: همسفر نسرین
تایپیست: همسفر زینت رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم)
عکاس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر سارا مرزبان خبری
همسفران نمایندگی پاسارگاد
- تعداد بازدید از این مطلب :
62