سلام دوستان، کمال هستم یک مسافر. تخریب بیش از ۲۰ سال، آنتیایکس تریاک کشیدنی، روش درمان دیاستی، داروی درمان Ot، مدت سفر اول ۱۰ ماه و ۲۳ روز، راهنما آقا حمید، رهایی ۳سال و ۶ ماه میباشد. رهایی ویلیام با راهنمایی آقا صفرعلی ۳ سال ۱ ماه. ورزش درکنگره فوتسال و شنا.
در مورد وادی هشتم، چیزی که بیشتر از همه برای من پررنگ است این جمله است: «با حرکت راه نمایان میشود.»
من قبل از ورود به کنگره، خیلی وقتها منتظر بودم که در ابتدا، همه چیز برایم مشخص شود، بعد حرکت کنم. دوست داشتم بدانم اگر قدمی بردارم، آخرش چه اتفاقی میافتد و نتیجه چه خواهد شد. اما در وادی هشتم یاد گرفتم که همیشه اینطور نیست. گاهی باید حرکت کنم تا راه خودش را به من نشان بدهد.
برای منِ مسافر، حرکت فقط به معنی رفت و آمد و حضور در جلسه نیست. حرکت یعنی تغییر کردن؛ یعنی از افکار و رفتارهای گذشته فاصله گرفتن و قدم به قدم به سمت آرامش و تعادل رفتن.
وقتی وارد کنگره شدم، شاید خیلی از مسائل برایم قابل درک نبود. نمیدانستم چطور باید رفتار کنم، چطور با خودم و اطرافیانم کنار بیایم و چطور گذشتهام را جبران کنم. اما وقتی آموزشها را جدی گرفتم و به صحبتهای راهنما گوش کردم و به برنامهام عمل کردم، کمکم چیزهایی را فهمیدم که قبل از آن برایم روشن نبود.
وادی هشتم به من میگوید که فقط دانستن، کافی نیست. اگر من بدانم چه کاری درست است ولی برای انجام آن قدمی برندارم، هیچ اتفاقی نمیافتد.من باید حرکت کنم، تجربه کنم، اشتباهاتم را ببینم و دوباره بلند شوم و ادامه بدهم.
یکی از چیزهایی که در مسیر درمان یاد گرفتم این است که نباید انتظار داشته باشم یک شبه همهچیز تغییر کند. همانطور که برای به وجود آمدن یک مشکل، شاید سالها زمان صرف شده، برای رسیدن به تعادل هم باید صبر و حرکت داشته باشم.
امروز متوجه شدهام که حرکت درست، حتی اگر کوچک باشد، از ایستادن و فقط فکر کردن خیلی بهتر است.
گاهی یک حضور بهموقع در جلسه، انجام یک خدمت، گوش دادن به یک سیدی و یا حتی کنترل یک رفتار میتواند یک قدم در مسیر من باشد. شاید این قدم در ظاهر کوچک باشد، اما همین قدمهای کوچک هستند که در طول زمان مسیر زندگی من را تغییر میدهند.
وادی هشتم به من یاد میدهد که در مسیر زندگی، هیچکس نمیتواند به جای من حرکت کند. راهنما میتواند راه را نشانم بدهد، دوستان میتوانند به من انرژی بدهند، اما قدم برداشتن با خود من است. من اگر بخواهم به آرامش برسم، باید خودم حرکت کنم.
امروز وقتی به گذشته خودم نگاه میکنم، میبینم خیلی از مشکلاتم به خاطر این بود که یا عجله میکردم یا اصلاً حرکت نمیکردم. گاهی میخواستم بدون تلاش به نتیجه برسم و گاهی هم به خاطر ترس از نتیجه، قدم اول را برنمیداشتم. اما امروز یاد گرفتهام که باید حرکت کنم و در طول مسیر آموزش بگیرم.
برای من، «با حرکت راه نمایان میشود» یعنی لازم نیست تمام مسیر را از ابتدا ببینم. کافی است قدم اول را درست بردارم و قدم بعدی را هم با آموزش و آگاهی بردارم.
در کنگره یاد گرفتم که درمان یک سفر است؛ سفری که باید آن را با صبر، نظم و حرکت ادامه بدهم.
امیدوارم بتوانم در ادامه این سفر، فقط مسافرِ مسیر درمان نباشم، بلکه در زندگی هم همیشه در حرکت باشم؛ حرکتی به سمت دانایی، آرامش، محبت و خدمت.
نگارش: مسافر کمال لژیون دوم
عکس، ویرایش و ارسال: مسافر مهدی لژیون جونز
سایت کنگره 60 نمایندگی گرگان
1405/07/13
- تعداد بازدید از این مطلب :
43