اولین جلسه از دور پنجم لژیون سردار نمایندگی امام قلی خان دولت آباد، با استادی راهنمای محترم مسافر سروش، نگهبانی مسافر محسن، دبیری مسافر علی و خزانهداری مسافر علی، با دستور جلسه: "وادی هشتم و تاثیر آن روی من" در روز یکشنبه 12 مهرماه ۱۴۰۵ در ساعت ۱۵:00آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان سروش هستم یک مسافر
خداوند را شاکرم که در این جایگاه توانستم قرار بگیرم. از دبیر، نگهبان و خزانهدار محترم که جایگاه را تحویل دادند، تشکر میکنم و به عزیزانی که از امروز در این جایگاه قرار گرفتند، تبریک عرض میکنم.
در مورد دستور جلسه "وادی هشتم و تأثیر آن روی من" آنچه من در کنگره برداشت کردم همان مطلبی است جناب مهندس در کتاب 60 درجه میگویند و آن دانایی مؤثر است که در مسیر حرکت ما بسیار کمککننده ماست. مورد مهم بعد آن است که مقصد ما باید مشخص باشد. اینکه مقصدم کجاست و کجا قرار است بروم؟ چراکه در مسیر حرکت و سفر من خیلی اتفاقها ممکن است رخ دهد. آقای مهندس میفرمایند در مسیر حرکت نکته کلیدی آن است که به سبب اتفاقاتی که برای ما رخ می دهد و با اشخاص انساننما و حشرات مواجه میشویم، شکر گذار و سپاسگزار باشیم.
سال 1402 همسفرم با گریه به من گفت که قصد رفتن به لژیون سردار را دارم و میخواهم دنور شوم! و طلایی دارم که میخواهم بفروشم. پذیرفتم که طلایشان را بفروشند و اگر کسری داشت من کمک کنم. صبح آن روز خدمتگزار استخر بودم و کسی قصد خرید طلای ساخته شد داشت و من گفتم دارم. حدود 45 گرم طلا را فروختم و خانمم دنور شدند. باوجودآنکه پساندازی در خانه نداشتیم. اتفاقی افتاده بود که در زمان سفر کردن من، همسفرم 45 گرم طلا داشت و فروخت تا دنور شود. شرایط سختی داشتیم ولی خدا را شکر هم فرزند بیمارم خوب شد و هم مشکلاتم رفع شد. چند روزی داخل بودم و قبل و بعد داخل رفتنم را دیدم. بیرون که آمدم، فرزندم را هم مرخص کردیم. لطف خدا شامل حال من شده بود که از ماشین خوابی و شرایط بدی که حتی همسرم قصد جدا شدن داشت و مادرم مرا از خانه رانده بود، به شرایط خوب رسیدم و زندگیام برگشت و خانمم دنور شد! امسال هم خودم توانستم خدا را شکر دنور شوم. باوجود سختی شروع به پسانداز کردم. حس بسیار قشنگی داشتم. زمانی که کارت کشیدم و دنور شدم اتفاقات خوبی برایم رخ داد و اینها همه از بزرگی کنگره 60 است. خود جناب مهندس میگویند که دلیل قشنگی مسیر کنگره 60، هدف مشخص آنکه همانا نجات انسانهاست میباشد. در یکی از پیامهای سردار آمده است که باید بدهیم و بستانیم؛ هم بهموقع مال را و هم بهموقع جان را. درواقع پیامی از رسول خداست که ایشان نقل کردند. این باید بایستی انجام شود و نه اینکه من بیایم کارت بکشم و منتظر معجزه باشم. نه؛ باید این کار را انجام دهم. تنها اتفاقی که برای من افتاد بار بزرگی بود که از روی دوش من برداشته شد. حال بد و اینکه داشتم بیچاره میشدم. حال خدا را شاکرم. طبق فرمایش آقای مهندس جایگاهها ما را انتخاب میکند و مثال آن در ورزش هم هست که آن ورزش شما را انتخاب میکند. حتی ما تصمیمگیرنده در زندگی خویش هم نیستیم. ما نمیتوانیم مالک همسر و فرزندان خود باشیم و برای رسیدن به رهایی باید این حس مالکیت را از خود دور کنیم. ممنون بابت فرصتی که به صحبتهای من گوش کردید.


.jpg)





عکاس: مسافر علی لژیون 15
تایپ، ویراست، تنظیم و ارسال مطلب: مسافر علیرضا لژیون 18
- تعداد بازدید از این مطلب :
77