English Version
This Site Is Available In English

سکون بر هیچ موجودی جایز نیست

سکون بر هیچ موجودی جایز نیست

جلسه یازدهم از دوره ششم جلسات لژیون سردار ویژه مسافران نمایندگی ساوه با استادی مرزبان مسافر حمید و نگهبانی راهنما مسافر محمد ودبیری راهنما مسافر روح‌الله با دستور جلسه(وادی هشتم وتاثیر آن روی من)روز یک‌شنبه مورخ۱۲مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵/۳۰دقیقه آغاز بکار کرد.


خلاصه سخنان استاد:

از دبیر وخزانه دار محترم بابت گزارش خزانه داری و خلاصه گزارش دستور جلسه قبل تشکر می‌کنم از ایجنت محترم و گروه مرزبانی سپاسگذارم که اجازه دادند در این جایگاه قرار بگیرم و خدمت کنم دستور جلسه در مورد وادی هشتم با حرکت راه نمایان می‌شود وادی اول یکی از بهترین وادی‌های کنگره ۶۰ است من وقتی وارد کنگره شدم با اولین باری که برخورد کردم وادی تفکر بود با تفکر ساختارها آغاز می‌شود و بدون تفکر هر آنچه که هست رو به زوال می‌رود و بعد از این وادی با وادی هشتم آشنا شدم با حرکت راهنمایان می‌شود و این وادی اول پیش زمینه است برای آن حرکتی که می‌خواهد انجام بشود ما وقتی که هدف نداشته باشیم خواسته نداشته باشیم نمی‌توانیم حرکت کنیم باید آن هدف و تفکر را داشته باشیم من تفکر می‌کنم که این کار را انجام بدهم و این مسیر را طی کنم و به درمان برسم یک تفکری کنم در وجود خودم که می‌خواهم این حرکت را انجام بدم این تفکر باعث می‌شود که من بلند شوم و حرکت کنم.

این تفکر من را به حرکت در می‌آورد کسی که این صندلی را ساخته اول تفکر کرده بعد این تفکرش جدی شده و خواسته‌اش مصمم بوده و آمده شروع کرده به حرکت کردن تا همین حرکته تا وقتی که ما حرکت نکنیم نمی‌توانیم تشخیص بدهیم که می‌خواهیم این صندلی را تولید کنیم تا آن پیچش را مشخص کنیم تا کجا انجام بدهیم می‌خواهید بروید راه جاده و جاده پیچ و خم و زیادی دارد باید حرکت کنید و در حرکت همه چیز برای تو مشخص می‌شود، در حرکت است که آن مسیر برای تو باز می‌شود و کل کره زمین در حال حرکت است سکون بر هیچ موجودی جایز نیست، وقتی که انسان حرکت می‌کند آن تصویر ذهنی برایش باز می‌شود آن توکل برایش باز می‌شود و می‌داند که چه کاری می‌خواهدانجام‌دهد و ایمان را باید پشت خودش داشته باشد من وقتی که بار اول به صحبت‌های آقای مهندس گوش دادم واقعا به دلم نشست و دیدم دارد حساب درست و اصولی صحبت می‌کند واقعاً یک راهی است که الگو دارد و یک راهی است که زبان بدن را شناخته و یک راه درستی است و من هم برای درمان از خانه حرکت کردم و به کنگره آمدم من هم چیز خاصی بلد نبودم ولی حرکت را انجام دادم و سر آن ساعتی که به من گفتند آمدم و راهنما انتخاب کردم و گوش به فرمان راهنمایم شدم و داروی ot را سر موقع استفاده کردم و آن هدف که پشت آن داشتم باعث شد که من ساکن نباشم و حرکت کنم چون خواسته قوی داشتم برای اینکه به درمان برسم می‌دانستم که باید خودم به فکر خودم باشم و یک کاری برای خودم انجام بدهم آمدم اینجا و از آموزش‌های کنگره ۶۰ استفاده کردم و خدا را شکر می‌کنم قسمت دوم وادی هشتم جبران خسارت است ما اول آمدیم کنگره ۶۰ به درمان رسیدیم و جبران خسارت از خودمان که به جسم خودمان خسارت زدیم به خانواده به جامعه خسارت زدیم بیشتر این صحبت‌ها با خود من است من این وادی روی خودم بیشتر تفکر کردم خدمتی که کنگره به من داده را جدی بگیرم و این راه درمانم را جدی بگیرم


کسانی بودند که ۶ ماه ۸ ماه سفر بودند که جدی نمی‌گرفتند و خیلی ساده می‌گرفتند همان با یک اتفاق ساده و با یک قرص و با یک حرف ساده کل داستان شاید از این رو به آن رو بشود با یک جرقه کوچک ممکنه یک آتش سوزی بزرگ پیش بیاید این را روی خودم یادآوری کردم که قدر این صندلی که روی آن نشستم را بدانم و وقتی که اینجا هستیم همه چیز مرتب است و من حالا باید قدر این شال مرزبانی را بدانم قدر خدمتی که دارم را بدانم آقای مهندس لژیون مالی را تشکیل دادند و اول کنگره هیچ امکاناتی نداشت مکانش اجاره‌ای بود اما الان در همه شهرها برای خودش جا و مکان دارد و این تفکر آقای مهندس بود و در وادی هشتم می گوید نترس  حرکت کن وقتی حرکت کنی راه را خداوند برایت باز می‌کند مادر کنگره ۶۰ آموزش گرفتیم که چطوری زندگی کنیم و قوانین زندگی را یاد گرفتیم و جبران خسارت از این چیزهای کوچک شروع می‌شود همین خدمتی که در کنگره هست و خدمتی که برای همه است چون راه را پیدا کردند و با تلاش و استقامت به سوی روشنایی‌ها آمده‌ایم و هدف این است که فرمان قدرت مطلق را عملی کنیم و آزاد و آزادانه باشیم زیرا با حرکت راهنمایان می‌شود.


نگارش متن:راهنما همسفر ناصر
عکاس:مسافر مرتضی(لژیون دهم)
تنظیم وارسال:مسافر علی

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...