English Version
This Site Is Available In English

بدون حرکت هیچ گاه به سر منزل مقصود نخواهم رسید

بدون حرکت هیچ گاه به سر منزل مقصود نخواهم رسید

جلسه ششم از دور هجدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی جواد گلپایگان با استادی راهنمای محترم مسافر حسین نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر حسن با دستور جلسه (وادی هشتم و تاثیر آن روی من) در روز یکشنبه دوازدهم مهر ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.


خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان حسین هستم یک مسافر
خدا را شکر که یک بار دیگر توفیق یافتم روی صندلی بنشینم و از شما عزیزان چیزی یاد بگیرم و چند کلمه به اطلاعات شخصی خودم  اضافه کنم. موضوع جلسه، وادی هشتم است: «با حرکت، راه نمایان می‌شود». چیزی که در وادی هشتم همیشه برای من جالب بوده، این است که از این وادی به بعد، جناب مهندس بحث‌های تازه‌ای را شروع می‌کند. یادم می‌آید وقتی سفر اول بودم و فرم‌های چهل‌سی‌دی را تحویل می‌دادیم، چهل‌سی‌دی سفر اول تا پایان وادی هفتم بود و از وادی هشتم به بعد، جزو سفر دوم حساب می‌شد. اما حالا  آقای مهندس  به دلایلی تغییر داده و ده وادی اول را جزو چهل‌ سی‌دی سفر اول  گذاشته است. از وادی هشتم به بعد، جناب مهندس علاوه بر سرفصل، داستان‌ها و مطالب تازه‌ای هم می‌گوید. من خودم در سفر اول، شاید از هر ده کلمه، دو سه کلمه را می‌فهمیدم. الان هم نمی‌گویم همه را می‌فهمم، ولی خیلی بیشتر از سفر اول می‌فهمم. این مطالب بی‌دلیل نیست. کسانی که از اینجا به بعد این حرف‌ها برایشان جذاب می‌شود، در کنگره می‌مانند. نکته این است که هر کس از این پس کنجکاو شود که داستان چیست، بیشتر در کنگره می‌ماند. بعضی‌ها نه برایشان جذاب است و نه کششی دارند، پس نمی‌مانند. اما من چون این مطالب را واقعاً جذاب دیدم، در کنگره ماندگار شدم. هر کسی که زمانی مواد مصرف می‌کرده، برای درمان و رهایی، باید چیزهایی را بفهمد. باید از این جهان، از این هستی، از جسم خودش و حتی از جهان ماورا و عالم غیب، آگاهی‌هایی به دست آورد تا دیگر به‌ راحتی خودش را تسلیم یک گرم تریاک نکند. اگر روزی همهٔ اختیار من به پنج گرم مواد بستگی داشت، این از ضعف و نا آگاهی من است. اگر آگاهی داشته باشم که با  صد کیلو وزن اختیارم را به پنج گرم مواد نمی‌دهم که همه‌ چیزم را از من بگیرد. باید فکر و آگاهی و عقل من به جایی برسد که دیگر این کار را نکنم. در وادی هشتم، استاد می‌گوید: «با حرکت، راه پیدا می‌شود». همهٔ ما زمانی در عالمی بودیم که فرشتگان و ملک و ملکوت و جبروت، همه در خدمت ما بودند و ما خدمتگزار پروردگار بودیم. هیچ گرفتاری، هیچ بی‌پولی، هیچ گرسنگی، هیچ تشنگی، هیچ بی‌سرپناهی و هیچ مشکلی نمی‌شناختیم. همه‌چیز خوبی مطلق بود، خوشی مطلق، راحتی مطلق بود؛ اما به‌خاطر خطایی که کردیم، ما را بیرون کردند.ما در ملک و ملکوت و جبروت بودیم، اما به عالم ناسوت منتقل شدیم. شاعران گفته‌اند: «مرغ باغ ملکوت نیم از عالم خاک / چند روزی قفسی ساخته‌اند در بدنم ؛ یعنی ما از اینجا نبودیم، جای دیگری بودیم، خطا کردیم، اخراج شدیم و به جهان زمینی آمدیم. حالا اگر از آنجا اخراج شدیم، خدا در توبه را باز کرد. گفتیم توبه می‌کنیم، پروردگارا، خداوند فرمود خوب است، می‌پذیرم. اما باید حرکت کنی، باید ثابت کنیم توبه‌ای را که کرده‌ایم. توبه فقط به گفتن «اشتباه کردم» نیست. انسان موجودی است که وقتی خطا می‌کند، باید خطا را جبران کند و تاوان بدهد. همان‌طور که برای خوبی انتظار پاداش داریم، برای بدی هم باید تاوان پس بدهیم. این حرف‌ها به این معنا نیست که «ببخشید، اشتباه کردم، توبه می‌کنم» کافی نیست؛ بلکه بخشی از حقیقت است، اما باید تاوان خطا را هم بپردازیم. اینجا از کسی توقع خاصی ندارند. فقط می‌گویند: سر وقت بیا، لباس تمیز بپوش، جمعه‌ها به پارک بیا. کسی کاری با شما ندارد. فقط یاد بگیریم که حرکت ما در کنگره چیست و هدفمان را مشخص کنیم. آن‌وقت تمام نیروهای حمایتی به یاری ما می‌آیند. ان‌شاءالله همهٔ ما از کنگره بهرهٔ کافی ببریم. موقعیتی نصیب همهٔ ما شده است. امیدوارم قدرش را بدانیم و بدانیم که اینجا با همه‌جاهایی که تا حالا در زندگی دیده‌ایم، فرق دارد. برای من این‌طور بوده؛ امیدوارم برای شما هم این‌طور باشد. خدا به همهٔ ما کمک کند.
تایپ و ویرایش مسافر رضا لژیون هفتم
تنظیم و ارسال مرزبان خبری مسافر نریمان
نمایندگی جواد گلپایگان

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...