English Version
This Site Is Available In English

حرکت ما باید آگاهانه و رو به رشد باشد

حرکت ما باید آگاهانه و رو به رشد باشد

جلسه ششم از دوره پنجم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی سیرجان به استادی همسفر فریده، نگهبانی همسفر الهام و دبیری همسفر مرجان با دستور جلسه «وادی هشتم (با حرکت راه نمایان می‌شود.‌) و تأثیر آن روی من» روز یکشنبه ۱۲ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به‌کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

در ابتدا از خداوند سپاسگزارم که راه من به کنگره‌۶۰ باز شد و از جهنم درونی‌ام خارج شدم و بهشت زمینی را تجربه می‌کنم. همه ما چه مسافر و چه همسفر که در کنگره‌۶۰ حضور داریم این حضور نشانه حرکت کردن است. حرکت؛ یعنی اینکه من راه را پیدا کرده‌ام و اگر مسافر من رها شده و خودم به آرامش رسیده‌ام نباید به این فکر کنم که دیگر کار من تمام شده و نیازی به حرکت ندارم؛ درواقع رسالتی برعهده دارم که باید آن را به کنگره‌۶۰ ادا کنم. من همیشه فکر می‌کنم اگر راه من به جمعیت احیای انسانی کنگره‌۶۰ باز شده؛ یعنی لطف و عنایت خداوند نصیب من شده و باید بسیار خدا را شکر کنم؛ چون کنگره‌۶۰ تنها راه نجات من بود و به‌ قول یکی از دیده‌بانان کسی که وارد کنگره‌۶۰ می‌شود، از درمانده‌ترین افراد است و اگر خروجی آن را در نظر بگیریم به یکی از توانمندترین افراد تبدیل می‌شود این صحبت ایشان تأثیر زیادی روی من گذاشت.

من در وادی هشتم فهمیدم که از سکون به جایی نمی‌رسم اگر بخواهیم چیزی خلق شود یا به هدفمان برسیم باید حرکت کنیم؛ به همین دلیل گفته شده با حرکت راه نمایان می‌شود. در زندگی همیشه مشکلاتی وجود دارد و ما نمی‌توانیم به جایی برسیم که اصلاً با مشکل روبه‌رو نشویم. بنیان جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ ‌مهندس حسین دژاکام فرمودند: «ما به این دنیا آمده‌ایم تا حل مشکلات را بیاموزیم و از این طریق می‌توانیم تکامل پیدا کنیم.» وادی‌های کنگره‌۶۰ هر کدام مانند چراغی هستند که راه را به من نشان می‌دهند و من این موضوع را کاملاً درک کرده‌ام.

جایی خواندم که حرکت ما باید رو به رشد باشد تا انتهای خوبی داشته باشد من تا قبل از این در زندگی قانون مشخصی نداشتم؛ اما وقتی وادی‌ها را گوش کرده و نوشتم هر کدام قوانینی را برای بهتر زندگی کردن به من آموختند. جایی نوشته بود منتظر نمان که راه را ببینی و بعد حرکت کنی؛ بلکه حرکت کن تا راه برای تو روشن شود. ما مانند دوچرخه‌سواری هستیم  تا زمانی که رکاب می‌زنیم به جلو حرکت می‌کنیم و همین که رکاب نزنیم از حرکت باز می‌مانیم و به زمین می‌خوریم. انسان در سکون به مصرف‌کننده‌ای بی‌مصرف تبدیل می‌شود.

مهندس حسین دژاکام می‌فرمایند: «برای حرکت کردن، اول باید هدف و خواسته ما مشخص باشد و باید بدانیم که چه می‌خواهیم.» من قبل از آمدن به کنگره‌۶۰ اصلاً خواسته و هدف مشخصی نداشتم، مثلاً یک روز در کلاس زبان ثبت‌نام می‌کردم روز بعد خسته می‌شدم و به سراغ خیاطی می‌رفتم و بعد دوباره آن را رها کرده و به آرایشگری می‌پرداختم همه این کلاس‌ها را تجربه کردم، اما در هیچ رشته‌ای به جایی نرسیدم و فقط وقتم را هدر دادم؛ چون فکر می‌کردم باید خیلی سریع به خواسته‌ام برسم و نمی‌دانستم که برای رسیدن به هر خواسته‌ای زمان کافی لازم است.

اگر انسان در زندگی هدفی نداشته باشد از زندگی لذت نمی‌برد من قبل از ورود به کنگره60 هیچ هدفی نداشتم و اصلاً نمی‌دانستم برای چه آمده‌ام و چه می‌خواهم  قرار است به کجا برسم، اما امروز خواسته‌هایی دارم و دوست دارم در جایگاه راهنمایی قرار بگیرم و شال پهلوانی را دریافت کنم و یکی دیگر از اهدافم این است که به صلح برسم و بتوانم همه را دوست داشته باشم؛ حتی کسی که به من بدی کرده است. حدود یک سال است که در کنگره60 حضور دارم واحساس می‌کنم آرامش من نسبت به گذشته و نسبت به کسانی که به من بدی کرده‌اند بیشتر شده است.

در بخشی از وادی هشتم  یاد گرفتم که برای رسیدن به صلح، آرامش و خدمت کردن، ابتدا باید حسابمان را تسویه کنیم؛ یعنی جبران خسارت از خود، خانواده و جامعه را انجام دهیم و برای جبران خسارت از خود، مهندس حسین دژاکام می‌فرمایند: «ما دانسته یا ندانسته آسیب‌هایی را به جسم و روان خود وارد کرده‌ایم، باید با خودمان تسویه‌ حساب کنیم تا بتوانیم خودمان را بیشتر دوست داشته باشیم.» من اگر به کوچک‌ترین مسئله یا مشکلی برمی‌خوردم، آن‌قدر در ذهنم به آن پر و بال می‌دادم و جن درونم را قدرتمند می‌کردم که مشکلات کوچک به مشکلات بزرگی تبدیل می‌شدند؛ درواقع افسردگی و حال بد را زیاد تجربه می‌کردم انگار هیزم جهنم خودم شده بودم و با دست‌های خودم، خودم را می‌سوزاندم ابتدا ناراحت و شاکی بودم که چرا چنین اتفاقی برای من افتاده و چرا دچار مشکل شده‌ام و بعد حالت مظلوم‌نمایی پیدا می‌کردم، اما اکنون می‌دانم که نباید گله و شکایت کنم مشکلات مانند نیروهای منفی هستند که باید وجود داشته باشند تا ما کامل شویم در مشارکت یکی از راهنمایان شنیدم وقتی آتشی هست من چرا بسوزم؟ بهتر است پخته شوم این جمله تأثیر زیادی روی من گذاشت اکنون هر بار که با مشکلی روبه‌رو می‌شوم، هرچقدر هم که بزرگ باشد این جمله را با خودم تکرار می‌کنم.

برای جبران خسارت از خانواده زمانی که متوجه شدم مسافرم مصرف‌کننده است؛ درواقع چند سالی مصرف‌کننده بود و این موضوع را از من پنهان کرده بود، وقتی متوجه شدم حدود دو یا سه ماه بود که به روش سقوط آزاد قطع مصرف کرده و حال بسیار بدی داشت افسرده و تحت فشار زیادی بود، وقتی متوجه این موضوع شدم، اصلاً فکر نمی‌کردم مسافرم مصرف‌کننده بوده، به دلیل نداشتن آگاهی به این موضوع خیلی پر و بال می‌دادم و از خودم می‌پرسیدم من کجا بودم؟ چرا خبردار نشدم؟ حواسم کجا بود؟ چرا زودتر متوجه نشدم تا جلوی این اعتیاد را بگیرم؟ فکر می‌کردم چنین قدرتی دارم که بتوانم جلوی آن را بگیرم. مدام گریه و زاری می‌کردم و افسردگی شدیدی را تجربه کردم که هم به خودم و هم به فرزندانم آسیب زدم، چون انسان درون‌گرایی هستم هیچ‌کس از شرایطی که تحمل می‌کردم خبر نداشت فکر می‌کردم آرزوهایم مرده‌اند و دنیا به آخر رسیده است و با افکارم خودم را بسیار آزار می‌دادم اگر آگاهی امروز را داشتم این‌قدر به خودم خسارت نمی‌زدم سعی می‌کردم در آتشی که ایجاد شده، پخته شوم و نسوزم.

برای اصلاح جامعه قبل از هر چیز باید خودمان را اصلاح کنیم. یک فرد مصرف‌کننده خسارت‌های زیادی به جامعه وارد کرده است؛ اما وقتی درمان شود، نه‌تنها می‌تواند خسارت را از روی جامعه بردارد، بلکه می‌تواند به یک نیروی مفید برای جامعه تبدیل شود؛ یعنی همان تبدیل خسارت به سازندگی.



مرزبانان کشیک: همسفر زینب و مسافر محمد
تایپیست: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر وجیهه‌‌ (لژیون دوم)
عکاس‌: همسفر حمیده رهجوی راهنما همسفر وجیهه (لژیون دوم)
ارسال: مرزبان خبری همسفر زینب
همسفران نمایندگی سیرجان

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...