English Version
This Site Is Available In English

با آموزش گرفتن نقطه تحمل خود را بالا بردم

با آموزش گرفتن نقطه تحمل خود را بالا بردم

همسفر نفیسه و مسافرشان با ۱۰ سال تخریب و آنتی‌ایکس مصرفی شیشه وارد کنگره شدند. با متد DST و داروی OT به راهنمایی مسافر حامد و همسفر نجمه به مدت ۱۹ ماه و ۱۲ روز سفر کردند. در حال حاضر مدت ۲ سال و ۸ ماه است که به لطف خدا و دستان پرمهر آقای مهندس آزاد و رها هستند. رشته ورزشی مسافر و همسفر در کنگره شنا است. همسفر نفیسه در سایت خدمت کرده‌اند و اکنون در قسمت ورزشبانی شنا در حال خدمت هستند.

توجه شما را به گفت‌وگوی ایشان با سایت همسفران حسنانی در خصوص دستور جلسه «وادی هشتم (با حرکت راه نمایان می‌شود) و تأثیر آن روی من» جلب می‌کنم.


برای جبران خسارت از آسیبی که با حال بد خود به خانواده وارد کرده‌ایم چه کاری می‌توانیم انجام دهیم؟

قبل از ورود به کنگره فردی بسیار عجول و عصبی بودم و همیشه فکر می‌کردم که مسافرم با اعتیادش به زندگی و روان من آسیب زده است و من هم نیز مادر خوبی برای فرزندم نبودم؛ اما وقتی وارد سفر دوم شدم جهان‌بینی من کمی تغییر کرد و کم‌کم با آموزش گرفتن نقطه تحمل خود را بالا بردم.

برداشت شما از متن وادی هشتم (با حرکت راه نمایان می‌شود) چیست؟

خاطرم است که ۵ سال برای اعتیاد همسرم نذر و نیاز می‌کردم که شخصی متوجه اعتیادش نشود و خودش به اشتباهش پی ببرد؛ ولی نه دعا و نه دعوا هیچ‌ کدام کارساز نبود. وقتی به خواسته مادرش بارها به کمپ رفت و بی‌نتیجه ماند، خودم به تنهایی تصمیم گرفتم حرکت کنم و به کنگره بیایم و خوشبختانه بعد از ورود من به کنگره مسافرم نیز بعد از مدتی وارد کنگره شد و با این‌که سفر سخت و پر‌ پیچ و خمی داشت؛ اما خدا را شکر الآن به طور کامل درمان شده‌ است.

به نظر شما یک انسان باید به چه مرحله‌ای از شناخت و رشد خود رسیده باشد که بتواند پیمان وادی هشتم را اجرا کند؟

زمانی‌که تا حدودی بتوانیم نفس خودمان را کنترل کنیم و روی پیمان خود محکم بایستیم. وقتی پیمان می‌بندیم صدای روح درونمان را بیشتر حس می‌کنیم؛ ولی حقه‌های نفس زیادی هم سر راه ما قرار می‌گیرند و ما را بین دو راهی می‌گذارند. آن‌جا است که همیشه چیزی به انسان نهیب می‌زند که تو پیمان بسته‌ای و این کار خلاف پیمان است.

حس خود را هنگام بستن پیمان برای ما بگویید؟

احساس سبک شدن داشتم و کوله باری از درد و رنج را که مدت‌ها با خود حمل می‌کردم، خوشبختانه، موقع پیمان و سوزاندن سیاهه بر زمین گذاشتم و ذهنم مثل یک صفحه سفید شده بود.

کلام آخر؛

امیدوارم همه اشخاصی‌ که درگیر بیماری اعتیاد هستند حرکت کنند و راه برایشان باز شود و از تاریکی اعتیاد خارج شوند. از آقای مهندس سپاسگزارم که به ریزترین نکات در زندگی ما توجه دارند تا ما بتوانیم بهتر و سالم‌تر زندگی کنیم.


با تشکر از همسفر نفیسه بابت فرصتی که برای بیان دیدگاه‌های خود در این گفت‌وگو فراهم کردند.


طراح سؤال و مصاحبه‌کننده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون نهم)
عکاس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون اول)
ویرایش، تنظیم و ارسال: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی حسنانی تهران

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...