English Version
This Site Is Available In English

توبه به معنای بازگشت است

توبه به معنای بازگشت است

جلسه نهم از دوره بیست وچهارم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران وهمسفران با استادی مسافر رضا ونگهبانی مسافر عباس ودبیری مسافر علی با دستور جلسه (وادی هشتم و تاثیر آن روی من)روز یک‌شنبه مورخ ۱۲مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ برگزارشد.

خلاصه سخنان استاد:

از دبیر ونگهبان جلسه و دوستانی که نوشتارها را قرائت کردند تشکر می‌کنم از ایجنت محترم و گروه مرزبانی سپاس گذارم که اجازه دادند در این جایگاه باشم و خدمت کنم . دستورجلسه وادی هشتم با حرکت راه نمایان می‌شود از همان ابتدای خلقت انسان همواره برسردوراهی‌های مختلف قرار گرفته است گاهی به واسطه انتخابی اشتباه وارد مسیری می‌شود که نتیجه آن نادرست بوده و پس‌از مدتی تصمیم می‌گیرد اشتباه خود را جبران کند درهمین وادی آقای مهندس به موضوع توبه اشاره می‌کنند من شخصاً تا پیش از ورود به کنگره ۶۰ تصورمی‌کردم توبه به معنای انجام ندادن یک کار اشتباه است، اما درکنگره آموختم که توبه به معنای بازگشت است یعنی اگردر مسیری اشتباه حرکت کرده‌ام بایداز آن مسیر بازگردم و درحدتوان خود جبران خسارت کنم انسان توبه کردو خداوند فرمود توبه‌ات پذیرفته شد اما مسیر زندگی همچنان ادامه دارد بایدحرکت کنی تجربه کنی سقوط و صعود را بشناسی و ببینی درادامه مسیر چه انتخاب‌هایی خواهی داشت و به کجا خواهی رسیداز همان‌جا مفهوم حرکت برای انسان نمایان می‌شود


خداوند به انسان قدرت اختیار داده است یعنی انسان اختیاردارد که انتخاب کنددر یک مسیر حرکت کند یا از آن دورشود بنابراین وادی هشتم به ما می‌آموزد که تنها دانستن و تفکرکردن کافی نیست بلکه باید حرکت کنیم دروادی اول آقای مهندس می‌فرمایند با تفکرساختارها آغاز می‌شودتفکر نقطه شروع تغییراست و آموزش‌های کنگره نیز به ما کمک می‌کند تا روی تفکرات خود کار کنیم، اما تجربه شخصی من نشان داد که تفکر به‌تنهایی کافی نیست من حدود سی سال سیگار مصرف می‌کردم و همیشه یکی از جملاتی که با خودم تکرارمی‌کردم این بود بالاخره یک روزسیگارم را ترک می‌کنم بالاخره یک روزآن را کنار می‌گذارم اما درهمان نقطه متوقف می‌شدم و همچنان سیگارمی‌کشیدم سی سال گذشت و اگر هزار سال دیگر هم می‌گذشت احتمالاً درهمان نقطه باقی می‌ماندم چون فقط فکرمی‌کردم و حرکتی انجام نمی‌دادم وقتی به وادی هشتم رسیدم متوجه شدم که درست است با تفکر ساختارها آغازمی‌شوند، اما این کافی نیست من باید با تفکری که به آن رسیده‌ام‌حرکت کنم حالا که می‌خواهم حرکت کنم باید بدانم به چه راهی را انتخاب کنم چگونه حرکت کنم و مسیرم را چگونه انتخاب کنم آگاهی‌هایی که در کنگره کسب می‌کنم به من کمک می‌کند تا مسیر درست زندگی‌ام را انتخاب کنم خدا را هزار مرتبه شکر می‌کنم که وارد مسیر کنگره شدم و توانستم از این آموزش‌ها بهره ببرم زیرا پیش از آن شناخت درستی ازمسیر و معنای واقعی حرکت نداشتم برای حرکت کردن نخست باید اطلاعات و آگاهی کافی داشته باشیم و سپس مسیرخود را انتخاب کنیم


برای مثال اگر بخواهم از شهری به تهران بروم مسیرهای مختلفی پیش روی من است می‌توانم ازمسیر قم حرکت کنم می‌توانم جاده قدیم را انتخاب کنم یااز اتوبان بروم مقصد یکی است، اما مسیرها متفاوت هستند اینجا مسئله انتخاب مسیر مطرح می‌شود در کنگره راهنما و استادان ما مسیری را که خودشان طی کرده‌اندبه ما نشان می‌دهند آنها راه را تجربه کرده‌اند و به ما می‌گویند ازکدام مسیرحرکت کنیم تا کمتر دچارخطا و انحراف شویم بنابراین وظیفه من این است که در این مسیر گوش‌به‌فرمان باشم و آموزش‌هایی را که دریافت می‌کنم به درستی اجرا کنم اگر از مسیر مشخص‌شده خارج شوم و به فرمان راهنما توجه نکنم ممکن است به بیراهه کشیده شوم و از مسیر اصلی فاصله بگیرم آموزش‌های راهنما را می‌توان به چراغ‌های یک خودرو در جاده‌ای تاریک تشبیه کرد وقتی شب در جاده حرکت می‌کنیم و چراغ‌های خودرو را روشن می‌کنیم چراغ‌ها فقط مسافت محدودی را برای ما روشن می‌کنند شاید نتوانیم چند صدکیلومترجلوتررا ببینیم اما همان مقدارکه حرکت می‌کنیم پس مسیر بیشتری برایمان روشن می‌شود و دیدما افزایش پیدامی‌کنددرزندگی نیز دقیقاً همین‌گونه است لازم نیست از همان ابتدا تمام مسیر را ببینیم کافی است قدم اول را درست برداریم و حرکت کنیم با هر قدم آگاهی و روشنایی بیشتری به دست می‌آوریم و ادامه مسیر برایمان نمایان‌تر می‌شود نکته دیگری که در این حرکت باید به آن توجه کنیم مشخص کردن خواسته و هدف است باید ازخودم بپرسم برای چه دراین مسیر حرکت می‌کنم؟ هدف من چیست اگر بخواهم به تهران بروم باید بدانم چرا می‌خواهم به تهران برسم درزندگی نیز همین‌طور است من چرا وارد مسیر صراط مستقیم شده‌ام؟ هدف من چیست؟ آیا هدفم درمان اعتیاد است؟ ترک سیگار است؟ کاهش وزن است؟ یا رسیدن به آرامش و رشددرونی؟وقتی هدف مشخص شد باید برای رسیدن به آن تلاش کرد من زمانی که وارد کنگره شدم هدفم مشخص شد و حالا باید گوش‌به‌فرمان راهنما باشم.

مرزبان کشیک:مسافر همایون
نگارش متن:راهنما همسفر ناصر
عکاس: مسافر مرتضی(لژیون دهم)
تنظیم وارسال: مسافر علی

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...