سلام دوستان مریم هستم همسفر
وادی هشتم میگوید؛ با حرکت راه نمایان میشود، در اینجا میخواهم تجربه خود را به اشتراک بگذارم. من تا قبل از کنگره به این جمله و معنی آن توجه نکرده بودم، اینکه با حرکت راه نمایان میشود، من قبل از کنگره در یاس و ناامیدی بودم، اعتیاد مسافرم را بنبست زندگی خود میدانستم. هیچ تلاش و حرکتی نمیکردم تا راه حتی برای من مریم باز شود، روزی که مسافرم به من گفت کنگره۶۰ جایی است که شخص میتواند، اعتیاد خود را درمان کند. آن روز راه برای من نمایان شد، من و مسافرم پا به این راه گذاشتیم، راه کنگره، راهی بود که از روز اول با قرار گرفتن در آن مسیر، به درستی آن ایمان کامل آوردم، در دل من آرامشی به وجود آمد که تا آن زمان تجربه نکرده بودم. راه برای من و مسافرم هموار شده بود، در این راه مدام بر سر دو راهی قرار میگرفتیم، یکی مسیر ارزشها، تقوا و صداقت بود و راه دیگر ضدارزشها، کینه، حسادت و نیرنگ بود. خوب میدانستیم که راه ضد ارزشها ما را به مسلخ میکشاند، اسباب نابودی ما را فراهم میکند. انسان دارای اختیار است و این انتخاب من است که کدام راه را انتخاب کنم. وادی هشتم راه درست را به من همسفر نشان میدهد، من با علم و آگاهی که از کنگره کسب کردهام، حداقل میتوانم راه درست و راه غلط را تشخیص دهم، اگر من راه ضدارزشی و زشتی را انتخاب نمایم خود به عواقب آن کاملاً آگاه هستم و میدانم چه اتفاقی رخ خواهد داد. شکر خداوند و برکت وجود کنگره در تلاش هستم تا بتوانم بهترین و درستترین راه را انتخاب کنم که در ادامه برای خود و مسافرم آرامشی را به ارمغان آورم، با آموزشهای کنگره من توانستم بخشی از آن حسهای آلوده مثل ترس، منیت، ناامیدی، احساس بیارزش بودن و کینه را به حداقل برسانم، خوب میدانم که هر کدام از این حسها چقدر زمان برد تا به حداقل خودش برسد و همه اینها را مدیون کنگره و آقای مهندس هستیم و نباید فراموش کنم که قبل کنگره کجا بودم و الان کجا هستم و چه جایگاهی دارم. کنگره به من یاد داد که زندگی ابعاد مختلفی دارد، محدود به جهان خاکی نمیشود، زندگی بقا دارد چیزی به نام نیستی وجود ندارد، ما فقط از این بعد خاکی به بعد دیگر انتقال داده میشویم. این چرخه همچنان ادامه دار است، ما برمیگردیم به جایی که روز ازل بودهایم، این را حالا درک میکنم و اینکه مفهوم آن چیست. بعد از مرگ نابودی نیست، زندگی به گونه دیگر است. امیدوارم همه ما انسانها حواس خود را به دوراهیهای زندگی جلب کنیم تا از مسیر صراط مستقیم خارج نشویم. در وادی هشتم میگوید؛ با یکجا نشستن و غصه خوردن کار پیش نمیرود، پس حرکتکن، تلاشکن، نترس و شجاع باش و با حرکت تو، دیگران هم دست یاری به سمت تو دراز میکنند و تو را به مقصد راستین میرسانند و آن مقصد چیزی جز سلامتی، آسایش، عشق و محبت نیست.
سلام دوستان مریم هستم همسفر حسن
وادی هشتم به من یادآور میشود که برای رسیدن به هدف، فقط خواستن کافی نیست؛ بلکه باید حرکت کنم. گاهی انسان در زندگی میداند چه چیزی میخواهد، اما به دلیل ترس، ناامیدی یا عادتهای گذشته قدمی برنمیدارد. وادی هشتم به من نشان میدهد که با حرکت، راه نیز خودش را نشان میدهد. در کنگره۶۰ نیز، درمان فقط با حرف و دانستن اتفاق نمیافتد؛ مسافر باید علاوه بر درمان جسم، آموزش بگیرد و آن آموزشها را در زندگی به کار ببرد. حرکت کردن یعنی؛ از حالت سکون خارج شوم و مسئولیت زندگی خود را بپذیرم. من از این وادی یاد میگیرم که اگر قدم اول را بردارم، قدمهای بعدی برایم روشنتر میشود، حتی اگر در مسیر با سختی روبهرو شوم، نباید متوقف شوم؛ چون تغییر واقعی بتدریج بوجود میآید. به نظر من پیام مهم وادی هشتم این است که انسان با حرکت کردن میتواند مسیر زندگی خودش را تغییر دهد. مهم این است که من هدف داشته باشم، آموزش ببینم، صبر کنم و در مسیر درست حرکت کنم. وقتی حرکت آغاز شود، بسیاری از چیزهایی که ابتدا من فکر میکردم برایم ناممکن به نظر میرسد، کمکم امکانپذیر میشود. من در زندگی بارها تجربه کردهام که فقط خواستن یا تصمیم گرفتن کافی نیست، زمانی که شروع کردم به آموزش گرفتن، عمل کردن و قدمبهقدم جلو رفتن، متوجه شدم خیلی از چیزهایی که برای من سخت و غیر ممکن به نظر میرسید، با حرکت کردن آسانتر میشود. وادی هشتم به من یاد داد که نباید منتظر باشم همهچیز آماده شود، باید حرکت کنم و در مسیر، راه را پیدا کنم. وادی هشتم؛ یعنی مسئولیتپذیری، صبر و ادامه دادن، حتی وقتی مسیر سخت شود.
سلام دوستان رقیه هستم همسفر حسن
وادیها به ما درس درست زندگی کردن را میآموزد و قوانین آنها همیشه در زندگی ما جاری است؛ اگر یاد بگیریم و عمل کنیم میتوانیم از بازی زندگی لذت ببریم. در وادی هشتم بر این موضوع تاکید شده است که با حرکت را نمایان میشود، يعني؛ وارد عمل شوم و باید از تمام اطلاعاتی که در مسیر هفت وادی به دست آوردهام، در کوله پشتی خود قرار دهم و حرکت کنم. هیچ چیز در هستی ثابت نیست، همه چیز در حال حرکت است، همه زندگی پر از امواج، با فراز و نشیب است. ما انسانها نیز مانند یک پَر، بر روی امواج زندگی هستیم، وقتی سختیها را که کنار بزنیم، راه خودش نمایان میشود. در این مسیر درست، باید در حرکت باشیم، با هدف و خواسته مشخص. دست از تلاش و کوشش برنداریم، نیروهای درون خود را بیدار کنیم و حرکتی رو به جلو و به سمت نور داشته باشیم. سکون باعث سقوط است؛ در این مسیر باید شجاع و نترس باشیم، تا ارتقا پیدا کنیم. راه هموار نمودن چندان آسان نیست، خدمت کردن، یک نوع حرکت کردن است، وقتی در حال خدمت باشیم در واقع در مسیر در حال حرکت هستیم. شرکت در لژیونسردار و قبول یک مسئولیت، یک حرکت در مسیر خدمت است؛ چون تو را به فکر و جنبوجوش میاندازد که به تعهدی که دادهای باید عمل کنید، شاید در ابتدا به نظر نامعلوم و سخت باشد ولی در ادامه راه نمایان میشود؛ اگر راه بخشش را انتخاب کنیم، برای ما اتفاقات خوبی میافتد و این قدرت بخشش به میزان دارایی و توان ما بستگی ندارد، بلکه باید ظرفیت آن جایگاه را در خود بوجود آوریم. آب زلال هم که باشید وقتی حرکت نداشته باشید، به فاضلاب تبدیل میشوید. حرکت باید درونی و ادامهدار باشد، برای جبران خسارت بهتر است که اول از خود شروع کنیم، بعد خانواده و جامعه. با خدمت کردن میتوانیم جبران کنیم، خدمت کردن یک هنر است که میتوانیم در اختیار کنگره۶۰ قرار دهیم و خود ارتقاء دهیم. ما سه نوع حرکت داریم؛ حرکت به طرف جلو و حرکت به طرف عقب و درجا زدن. اگر به طرف نور باشیم در مسیر درست حرکت می کنیم؛ چرا که رسیدن به هدف با وضعیت مناسب ما را به صلح و آرامش نزدیک میکند.
منبع: سایت کنگره۶۰
رابط خبری: مرزبان خبری همسفر مریم
ویرایش و ارسال: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر معصومه(لژیون دوم)نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بردسکن
- تعداد بازدید از این مطلب :
12