جهان هستی و هر آنچه درون آن وجود دارد، درحال حرکت است. هیچچیز ساکن نیست و سکون بر هیچ موجودی جایز نمیباشد؛ زیرا هرکس که درحال ایستادن باشد به عقب برگشته و سقوط خواهد کرد.
انسانها میتوانند در سه وضعیت قرار بگیرند:
۱ـ حرکت به سمت جلو و مثبتها
۲ـ حرکت به سمت عقب و منفیها
۳ـ درجازدن و سکون که همان سقوط است.
مانند دوچرخهسواری که اگر رکاب بزند به طرف جلو حرکت میکند و اگر رکاب نزند، سقوط خواهد کرد؛ پس اگر در زندگی توقف کنیم، حرکتی رو به جلو یا عقب نداشته باشیم و بخواهیم در همان وضعیت که هستیم بمانیم، این کار امکانپذیر نیست؛ زیرا ما نمیتوانیم وضعیت را ثابت نگه داریم.
قطعاً همه ما حرکت به سمت منفیها یا همان ضدارزشها را دوست نداریم و خواهان حرکت به سمت مثبتها و ارزشها هستیم؛ ولی مسئله اینجاست که چرا سر از منفیها درمیآوریم؟!
با یک مثال، این موضوع واضحتر میشود؛ پول داریم و میخواهیم سرمایهمان بیشتر شود؛ اما جایی سرمایهگذاری میکنیم که دارائیمان از بین میرود. فکر، نیت و اندیشه ما این بوده که بهطرف جلو حرکت کنیم؛ ولی به عقب برگشتهایم و شکست خوردهایم. اینجاست که ضدارزشی مانند طمع وارد شده و ما را از مسیر درست و رو به جلو بازمیدارد و این اتفاق، ریشه در نداشتن تفکر پیش از حرکت دارد. در اینجا ضربالمثلی داریم که میگوید: «اول چاه را بکن، بعد منار را بدزد.»
پس اگر میخواهیم با حرکت، راه درست برایمان نمایان شود، باید از وادی هشتم پلی به وادی اول بزنیم؛ یعنی «با تفکر، ساختارها آغاز میگردد، بدون تفکر آنچه هست رو به زوال میرود.» در اینصورت است که جای درستی سرمایهگذاری کرده و پولمان چند برابر خواهد شد.
سپس وارد وادی دوم میشویم؛ «هیچ موجودی جهت بیهودگی قدم به حیات نمینهد، هیچکدام از ما به هیچ نیستیم؛ حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم.» نباید خودمان را بیارزش قلمداد کنیم و با خود بگوییم: «من نمیدانم چه اتفاقی میافتد؟ شد، شد؛ نشد، نشد.» باید حتماً تفکر و تعمق کنیم.
بعد از آن نوبت به وادی سوم میرسد؛ «باید دانست، هیچ موجودی به میزان خود انسان، به خویشتن خویش فکر نمیکند.» اینجاست که وقتی کسی به ما پیشنهاد سرمایهگذاری میدهد و میگوید: «من خوبی تو را میخواهم»، باید متوجه باشیم که هیچکس بیشتر، بهتر و دلسوزتر از خود انسان نسبت به خودش نیست و هر پیشنهادی را فوراً نپذیریم. جمله کلیدی این است: «اعتماد کن؛ اما بررسی هم بکن.» پس باید در کارها آرامش خودمان را حفظ کنیم تا حرکتی درست و با نتیجه عالی داشته باشیم.
وادی چهارم به ما میگوید: هنگام حرکت نباید کار و مسئولیتهای خود را به خداوند واگذار کنیم. توکل بهمعنای واقعی؛ یعنی اینکه ما تمام سعی و تلاشمان را بکنیم و بعد بگوییم: خدایا! به تو توکل میکنم یا در جاییکه پس از سعی و تلاش نمیدانیم چه کاری درست یا غلط است، از خداوند بخواهیم ما را هدایت کند.
وادی پنجم به ما میگوید: «در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل مینماید.»
اینجاست که ما وارد مرحله عملیاتی میشویم؛ زیرا حرکت است که تفکر را کامل میکند.
در وادی ششم میخوانیم؛ «حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا نماییم.» این همان تفکر و تعقل قبل از حرکت است. در وادی هفتم نیز پس از حرکت و نمایان شدن راه درست، میتوانیم برداشت صحیح داشته باشیم و بهنتیجه برسیم؛ بنابراین قبل از هر حرکتی در هر جهتی باید هفت وادی را در توشه خود داشته باشیم.
این را بدانیم که تمام جهانها با برنامهریزی دقیق درحال حرکت هستند. اگر لحظهای در این حرکت وقفه ایجاد شود، همهچیز درهم خواهد ریخت و نابود میشود. این امواج هستند که همهچیز را در جهان هستی به هم متصل نگه میدارند. ما باید هرچه در توان داریم بهکار ببریم تا به ارتقاء برسیم و بهطرف ارزشها حرکت کنیم.
جهان جایی نیست که فقط با نشستن، خوردن و خوابیدن بتوانیم به رشد برسیم. در همهجا تحرک وجود دارد؛ حتی در بهشت که بهصورت تمثیل آمده است که هرچه بخواهید، برایتان فراهم میشود.
مسائل همیشه وجود دارد؛ بنابراین باید درصدد حل آنها باشیم. حل مشکل به خود مشکل بستگی دارد؛ بعضی زمان کوتاهی و برخی دیگر صبر و تحمل بیشتری میخواهد. پایان هر مسئله، آغاز قسمت دیگری است؛ پس باید خوب نگاه و بررسی کنیم تا گرهها را پیدا کنیم.
در کنگره هم ما در پی تکامل فیزیولوژی، افکار و اندیشه خود هستیم. اکنون که با حرکت، راه برایمان نمایان شده فرصت را غنیمت دانسته و خودمان را ارتقاء دهیم و بدانیم مرگ پایان هستی نیست. ما با مرگ، باز هست میشویم و با نیستی به هستی میرسیم.
منبع: فایل صوتی تحرک
ویرایش: رابط خبری لژیون دوم همسفر رقیه رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون دوم)
ارسال: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون دوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی یزد
- تعداد بازدید از این مطلب :
146