جلسه هفتم از دورهی شانزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی شهباز به استادی همسفر فاطمه، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر ملیحه با دستور جلسه «وادی هشتم (با حرکت راه نمایان میشود) و تاثیر آن روی من» روز یکشنبه ۱۲ مهر ماه ۱۴۰۵ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
شاکر خداوندم که در کنگره ۶۰ هستم. از مهندس دژاکام و خانواده محترمشان خیلی تشکر و سپاسگزاری میکنم که این بستر را برای ما فراهم کردند تا بتوانیم از تاریکیها به سمت نور حرکت کنیم. از راهنمایم، همسفر لیلا سپاسگزارم میکنم و امیدوارم خیر و برکت این راه به زندگیشان برگردد. همچنین از راهنمای سفر دومم، همسفر سمیه و همسفر سمیه تشکر میکنم که در کنگره من را همراهی میکنند. دستور جلسه امروز وادی هشتم است که به ما میگوید: «با حرکت راه نمایان میشود»؛ یعنی وقتی میخواهیم حرکت کنیم، باید اول اطلاعات داشته باشیم، اطلاعات جمعآوری کنیم، مسیر را بشناسیم و بعد حرکت کنیم. همین مقدار برای شروع کافی است و لازم نیست قبل از حرکت، تمام جزئیات مسیر را بدانیم.
مهندس در صحبتهایشان مثال سفر کردن را میزنند؛ مثلاً اگر بخواهیم از اراک به یک شهر دیگر برویم، لازم نیست از قبل بدانیم در تمام مسیر چند پیچ وجود دارد، کجا باید به راست بپیچیم و کجا به چپ. همین که مقصد را بدانیم، اطلاعات لازم را داشته باشیم و مسیر کلی را پیدا کرده باشیم، برای شروع حرکت کافی است. وقتی حرکت میکنیم، ادامه مسیر کمکم برای ما نمایان میشود. به نظر من دلیل تأکید مهندس بر اینکه با حرکت راه نمایان میشود این است که در سکون هیچ چیزی اتفاق نمیافتد. ما همه، چه همسفر و چه مسافر، یک وجه مشترک داریم؛ همه در مقطعی از زندگی در تاریکی بودیم و با مشکلات زیادی روبهرو بودیم. به همین دلیل وقتی این آموزشها را میشنویم، میتوانیم آنها را درک کنیم و در زندگیمان به کار ببریم.
قبل از ورود به کنگره، وقتی با مشکلی روبهرو میشدیم، گاهی فقط مینشستیم و فکر میکردیم که چه کار باید بکنیم؛ اما نهتنها مشکل حل نمیشد، بلکه مشکلات دیگری هم به آن اضافه میشد چرا؟ چون در سکون بودیم و حرکت نمیکردیم. وقتی تفکر کردیم، تصمیم گرفتیم و آن تفکر را عملی کردیم و حرکت کردیم، شرایط تغییر کرد. مثل همین آمدن ما به کنگره. ابتدا یک فکر و تصویری از کنگره در ذهن ما شکل گرفت. هرکدام از ما به شکلی با کنگره آشنا شدیم، بعد آن فکر را عملی کردیم و به سمت کنگره حرکت کردیم. همین حرکت در مسیر کنگره باعث شد مشکلاتی را که قبلاً نمیتوانستیم حل کنیم، کمکم و بهتدریج حل کنیم. باید بدانیم وقتی وارد یک مسیر میشویم، قرار نیست یکدفعه به مقصد برسیم. ما باید آرامآرام و بهتدریج حرکت کنیم. همانطور که در روش DST نیز آموزش میگیریم، مسیر برای ما کمکم نمایان میشود. پس نباید ناامید باشیم، مخصوصاً سفر اولیها. من خودم وقتی سفر اول بودم، فکر میکردم حالا که مسافرم سفرش را شروع کرده و حالش خوب شده، من هم باید خیلی سریع خوب شوم و زندگیام یکدفعه گل و بلبل شود، حتی بهتر از قبل. اما بعدها فهمیدم که اینطور نیست. ما باید آرامآرام حرکت کنیم تا راه برایمان نمایان شود. در این مسیر، افراد زیادی هم به ما کمک میکنند؛ دوستان، آشنایان و مخصوصاً کسانی که در کنگره هستند.
من در کنگره افرادی را دیدم که اصلاً آنها را نمیشناختم و هیچ رابطهای با آنها نداشتم، اما از یک مادر دلسوزتر من را راهنمایی کردند و مسیر را به من نشان دادند. راهنماهای من برای من چنین جایگاهی داشتند. وقتی حرکت میکنیم، ممکن است با چند راه مختلف روبهرو شویم و نباید ناامید شویم. کسی که وارد مسیر صراط مستقیم میشود، ممکن است در مسیرش با خیلی از ضد ارزشها هم روبهرو شود. خود من در اوایل همیشه از خودم میپرسیدم: یعنی چه که در صراط مستقیم باشم؟ اما وقتی قدم در این مسیر گذاشتم، دیدم کمکم از ضد ارزشها فاصله گرفتم و به سمت ارزشها حرکت کردم. وقتی انسان در مسیر درست قرار میگیرد، نیروهای مثبت و نیروهای الهی هم به کمک او میآیند. بنابراین ناامیدی در این مسیر جایی ندارد. در این وادی، مهندس از جبران خسارت هم صحبت میکنند؛ چون همه ما زمانی در تاریکی بودیم و در آن دوران به خودمان، خانوادهمان و حتی جامعه خسارتهایی وارد کردیم. باید این خسارتها را تا جایی که میتوانیم جبران کنیم. وقتی جبران خسارت میکنیم، مسیر برایمان روشنتر میشود و راحتتر میتوانیم حرکت کنیم.
در پایان وادی و در کتاب عشق، درباره پیمان صحبت شده است. میخواهم صحبت کوتاهی هم درباره پیمان بگویم. اگر راهنمایتان به شما میگوید که بروید و پیمان ببندید، حتماً به حرفش گوش کنید. من همین امروز در مسیر به همسفر لیلا میگفتم که واقعاً نمیدانم چرا اینقدر به من اصرار کردند که بروم پیمان ببندم. لحظهای که پیمان بستم، واقعاً برایم خیلی زیبا و خاص بود؛ بهقدری که با کلمات نمیتوانم آن را توصیف کنم. واقعاً کلمات در برابر آن لحظه قاصر هستند. دوست دارم همه شما پیمانتان را ببندید و از این تجربه لذت ببرید، چون به نظر من پیمان میتواند در مسیر زندگی، مسیر کنگره و قرار گرفتن در صراط مستقیم خیلی کمککننده باشد. خود من احساس میکنم از زمانی که پیمان بستم، صراط مستقیم را راحتتر شناختم.

مرزبان کشیک: همسفر الهه و مسافر عباس
تایپیست: همسفر ملیحه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون دوم)
ویرایش: همسفر زینت رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون دوم)
ارسال: همسفر مریم مرزبان خبری
نمایندگی همسفران شهباز
- تعداد بازدید از این مطلب :
80