جلسه اول از دوره شانزدهم سری کارگاههای آموزشی عمومی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی امام قلی خان دولتآباد با استادی راهنمای محترم مسافر حسن، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر محمد؛ با دستور جلسه "وادی هشتم و تاثیر آن روی من" در روز یکشنبه 12 مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان حسن هستم یک مسافر
خدا را سپاس که در این جمع حضور دارم. حال من خیلی خوب است و امیدوارم حال شما هم خوب باشد. از ایجنت محترم و گروه مرزبانی تشکر میکنم که این فرصت را در اختیار من گذاشتند. صحبت در حضور اساتید و ایجنت محترم برای من راحت نیست. آقای امین زیبا گفتند که راهنما و استاد و مربی اگر بتواند نیاز رهجو را ببیند و در مورد آن صحبت کند و حقیقت را بگویند آن هم با بیان ساده، آن وقت موفق بوده اند. جناب مهندس آن قدر مطالب وادیها و مخصوصاً وادی هشتم را زیبا کنار هم گذاشتند که صحبت در مورد آن برای من سخت است و هرگز نخواهیم توانست به زیبایی آقای مهندس مطالب را بیان کنیم؛ ولی از آن جا که دستور جلسه "وادی هشتم و تأثیر آن روی من" است، میخواهم از خودم بپرسم که پس از سالها حضور در کنگره 60 از وادی هشتم چه چیزهای دشت کردهام؟ و به چه چیزی رسیدهام؟ به نظر من چیزی که خیلی مهم است در این وادی این است که میگوید: شما اگر فرمان حرکت دادی، باید قبلش اطلاعات کسب کرده باشی. وقتی مطالعه و نقشه راه نباشد قطعاً برای شخص اتفاقات خوبی نمیافتد. آیا وقتی فرمان حرکت دادیم مطالعه و نقشه راه داشتیم؟ چون کنگره 60 و سفر در کنگره 60 نکات فراوان در قالب برنامه دارد که بایستی تمامش رعایت گردد. رهایی شبیه یک پازل است که باید تمام تکههای آن کنار هم چیده شود و هرچه تعداد تکهها بیشتر باشد، کیفیت رهایی بهتر است.
من هم دوازده سال پیش شبیه به شما سفرم را در شعبه میرداماد شروع کردم و بعد از مدتی وقتی مطالب را متوجه شدم مصمم و محکم سفر را ادامه دادم و زمانی که سفر اولم تمام شد حدود بیش از 300 سی دی نوشته بودم. دو ساعت قبل از شروع جلسه در شعبه حضور پیدا میکردم و به مرزبانها کمک مینمودم. به دستور راهنما خوابم را تنظیم کردم و صبحها پس از دارو نمیخوابیدم. همچنین در جلسات سعی میکردیم مشارکت کنیم تا حقمان را بگیریم ... . بهمحض اینکه فهمیدم هدف کنگره 60 چیست، تلاش کردم برای رهایی و پس از رهایی چهار بار آزمون راهنمایی دادم که بالاخره دوره چهارم قبول شدم. باید در آزمونهای آمادگی نمایندگی شرکت کنیم و در جلسات مشارکت کنیم. باید در دل ترسهایمان برویم. هزاران بار در گوش ما خوانده میشود که برای رهایی از اعتیاد، دو سفر لازم است؛ آیا سفر دوم را پس از رهایی در دستور کارمان قرار دادهایم؟ خیلی قشنگ در این وادی گفته شده که سر دوراهی ارزشی و ضد ارزشی قرار میگیریم. من زمانی که اوضاع جسمیام تا حدی بهبود یافت راهنما به من گفت: اگر دروغ بگویی باز هم بدنت به هم میریزد و سعی کردم مسائل ضد ارزشی مثل دروغ و کینه و نفرت را از خودم دور کنم، چرا که پس از مدتی سفرکردن متوجه شدم بدن ما بسیار هوشمند است و جسم ما از دو طریق با سیم و بیسیم تحتتأثیر قرار میگیرد؛ با سیم که همان مواد مخدر بود و بیسیم هم اندیشه مسموم بود و بلافاصله سعی کردم هر دو را اصلاح کنم تا سفرم ایدهآل شود. صحبت در مورد این وادی بسیار است. حرف آخر این که انتهای وادی بسیار زیبا اشاره شده که برای رسیدن به آرامش، صلح و یا هر خواسته ایی که مدنظر شخص است باید ابتدا از جسم خودمان جبران خسارت کنیم و اگر اینچنین نباشد شخص به صلح و آرامش نخواهد رسید و پس از پایان سفر اول باید ناکامیهایی که در خانواده و جامعه به بار آوردهایم را جبران خسارت کنیم. ما از سفارش و شعار حتماً پرهیز داریم که چیزی جز شعار نیست؛ ولی سفر اولیها حتماً مدنظر داشته باشند با انجام مو به موی تمام مراحل، یک رهایی ایدهآل داشته باشند و سفر دومیها هم برای استاد و راهنما شدن حتماً تلاش کنند که این هدف کنگره 60 است. صحبتی ندارم و از این که با سکوت زیبای خود به صحبتهای من گوش کردید تشکر میکنم.

تایپ و ویراست: مسافر محمدرضا لژیون 18
عکاس: مسافر مهرداد لژیون 3
تنظیم و ارسال مطلب: مسافر علیرضا لژیون 18
- تعداد بازدید از این مطلب :
111