در سکون هیچ چیز به وجود نمیآید و زایشی نیست، همه چیز در حرکت شکل میگیرد و سپس ساختارها پدیدار و موجودات خلق و سفر در حلقههای آفرینش آغاز و ادامهدار میگردد. وادی هشتم به ما میگوید با حرکت راه نمایان میشود، این یک قانون است مثل قوانین ریاضیات، و این همان قانون صراط مستقیم است.
انسان وقتی میخواهد در یک راه حرکت کند نمیتواند بدون مقدمه و تفکر و مطالعه حرکت کند و بگوید با حرکت راه نمایان میشود. مثلا نمیتواند بدون نقشه و تجهیزات سمت یک منطقه کوهستانی حرکت کند و سالم به مقصد برسد. باید یک سری اطلاعات اصلی را داشته باشد و مسیر راه را بداند و با تفکر و حساب و کتاب حرکت کند.
در وادی هشتم گفته میشود که: حیات یا زندگی آن چیزی نیست که ما مشاهده میکنیم یا حداقل این چیزی که ما مشاهده میکنیم یک جزئی از آن است. زندگی ابعاد مختلف و گوناگونی دارد، زندگی این نیست که ما منتظر مرگ باشیم و بمیریم اگر اینگونه به زندگی نگاه کنیم، زندگی سخت و دشوار میشود.
این وادی به ما میگوید: نباید بترسیم و باید حرکت کنیم تا راه نمایان شود. مثلا اگر سقف خانه ما مشکل دارد، اینکه فقط بنشینیم و به آن فکر کنیم مشکل حل نمیشود. باید وارد مرحله عمل شویم و حرکت کنیم و به تدریج برای ما مشخص میشود. حتی در مسیر حرکت دوستان و آشنایان هم به ما کمک میکنند.
آقای مهندس چند نکته مهم را میفرمایند؛ که در حرکت باید به آنها توجه کنیم؛ یکی اینکه هنگام حرکت باید خواسته و هدف ما مشخص باشد، مثلا اینکه آیا میخواهیم ادامه تحصیل بدهیم یا نه؟ چون بعضی اوقات خواستههای ما برای خود ما هم مبهم هستند.
مرحله بعد اینکه وقتی خواسته و هدف مشخص شد، شخص با تمام وجود بخواهد که خواستهاش برآورده شود؛ مثل تشنهای که تمام تلاشش را میکند که به آب برسد. بعضی خواستهها هم در طولانی مدت به نتیجه میرسند؛ مثل بذر گردویی که میکاریم و چندین سال باید برای آن زحمت بکشیم تا بعد از ۱۵ سال درخت قوی شود و محصول بدهد.
مرحله سوم اینکه در مسیر حرکت گاهی اوقات با چندین راه برخورد میکنیم، یکی راه ارزشی و ضدارزشی، یا راه الهی و شیطانی. این بستگی به خود فرد دارد که خردمند باشد یا کمخرد. مثل آهویی که در یک مسیر حرکت میکند و در وسط راه یک علفزار سرسبز را میبیند و از مسیر اصلی خارج میشود و بدون تفکر از صراط مستقیم دور میشود و آخرش به جایی میرسد که خواستهاش نبوده است.
انسان هم وقتی در یک مسیر قرار میگیرد نباید فکر کند که یک جاده صاف برای او گذاشتهاند و دور آن هم نرده کشیدند که در آن مسیر حرکت کند! نه اینطور نیست؛ در مسیر هزاران جاده فرعی و انحرافی وجود دارد.
در اینجا جادهها را به دو قسمت تقسیم کردهاند؛ جادههای ارزشی و ضدارزشی یا جادههای الهی و شیطانی. انسان خردمند مسیر اصلی را میرود و کاری به هیچ چیز ندارد و به مقصد و هدف اصلی خود میرسد. انسان کمخرد مثل آهو مسیرش را کج میکند و منحرف میشود و به مقصد نمیرسد و هزاران مشکل برای او پیش میآید.
ما انسانها اگر خواسته و هدفمان رسیدن به آرامش و آسایش و صلح و عشق و محبت باشد، اول باید حساب خودمان را تسویه کنیم و به صفر برسانیم. یعنی جبران خسارت کنیم. انسان باید از خود، جامعه و خانواده جبران خسارت کند.
منبع: سیدی وادی هشتم ۱
نویسنده : همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون سوم)
رابط خبری: همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر زهرا(لژیون سوم)
همسفران نمایندگی سالار
- تعداد بازدید از این مطلب :
23