English Version
This Site Is Available In English

نکات و خلاصه سی دی «عالم غیب»

نکات و خلاصه سی دی «عالم غیب»

پیام سی دی عالم غیب

تاریخ: 1388/11/09

آنچه گفته شده کار یا کارهایی است که نشان از پایه و ریشه حیات و حیات نشان از عشق است و این کلمه با اصل معنای واقعی با کلمه محبت معنا و مفهوم می‌یابد.

مردن عشق است و دوباره زنده شدن عشق است و تمام آنچه در جهت رفتن و رفتن و یافتن در هر مقوله‌ای و رساندن آن همه یافتن‌ها به دیگران عشق است و اگر عشق به همه این‌ها نبود، چه کسی یا چه چیزی ما را می‌توانست مجبور کند که در زمین آب، دریا و جنگل‌ها را بپیمائیم و آن همه سختی‌ها را به خودمان هموار سازیم، در راه ناخوش شویم و از تعلقات خود که همسر، فرزند و پدر و مادر جدا شویم و ندیدن آنها را تحمل کنیم به جهت کشف و تحقیق، نه برای خودمان بلکه برای تک تک انسان‌هایی که قبل و بعد ما پا به حیات می‌گذارند خدمت کنیم.

 همه این کارها اجبار نیست بلکه در پس آن نیرویی دارد که آن نیرو از اهورا مزدا یا خداوند به سوی ما سرازیر می‌شود و ما این امواج طلایی را با ذرات وجودی خود جذب می‌کنیم و ذخیره می‌نماییم و آن‌ها را با تفکر خودمان که آن هم زمینه خداوندی دارد ممزوج می‌کنیم و برای حیات انسان‌های واقعی به کار می‌گیریم از اینکه شما مشاهده می‌کنید، ذرات محبت و عشق در تمامی ما رد و بدل می‌گردد و به ما توان حرکت از سکون می‌دهد، این معنایش چیست که هر روز دوام بیشتری می‌یابد ما را هر قدم بیاییم و برویم به مرکز دایره نزدیک‌تر می‌شویم، نه به انسان یا موجوداتی دیگر، به درختان، به جوی‌های جاری، به نسیم باد، به دشت و کوه‌هایی که به وسیله‌ آن عوامل الهی نمو و پاک شده‌اند، احساس نزدیکی می‌کنیم و از وجود آن‌ها و بود آن‌ها لذت می‌بریم و لازم می‌بینیم که نگهبان آن‌ها باشیم و در زیاد شدن درختان و تمیز بودن آن‌ها قدم‌های مفیدی برداریم.

حال توجه کنید با همین شرایط اگر حشرات موذی و انسان‌نما اگر در این اندیشه ما خلل نمایند می‌بایستی با آنها چکار کنیم؟ نگهبانان را زیاد کنیم یا دیوارهای بلندتری اطراف خودمان درست کنیم عملی که شما می‌کنید درست است؟ بلی، به آنها آموزش می‌دهد به حشرات نمی‌توان آموزش دهید زیرا حشرات کارشان خرابکاری است و شما نمی‌توانید میکروب را آموزش بدهید زیرا از نوع آنها نیستید البته این مسئله قبل از آموزش نمی‌تواند ساده باشد ما این سخنان را پیش‌تر گفته‌ایم ما در مورد انسان‌های انسان‌نما پس از آموزش را می‌گوییم...

موضوع آموزش است زیرا اگر توجه کرده باشید ما از حشرات استفاده کردیم البته مهمتر از این حشرات ظاهری انسانی داشته باشد یعنی انسان‌نما باشند و آموزش ببینند اما در عمل، عکس او را انجام می‌دهند.

حال اگر نهری که آب سیاه دارد، اگر وارد نهر آب تمیز شود آن را سیاه می‌کند شما مسیر نهر سیاه را عوض می‌کنید تا به پاکی آن رودخانه آسیب نرسد ما بایستی متوجه شده باشیم که چه را باید برداریم و چه چیز را بگذاریم و از اهورای مهربان ما همیشه خوبی‌ها را خواسته‌ایم و او هم به ما آنها را می‌دهد و برای اینکه این‌ها (حشرات یا انسان‌نماها) هر روز زیادتر نشوند باید شکر و سپاس به جا بیاوریم تا عشق و محبت در داده‌ها ازدیاد یابد و معنای واقعی محبت از بودن و شدن‌ها زیبایی به درخشش درآید.

برداشت از سی دی " عالم غیب " (مسافر رضا لژیون پنجم)

برخی می‌گویند اختیار یعنی خواسته، و عده‌ای دیگر می‌گویند جبر یعنی تقدیر؛ در حالی که این‌ها در کنار هم یک مجموعه را تشکیل می‌دهند.

ما عادت داریم همه چیز را یا سفید ببینیم یا سیاه، در صورتی که طیف‌های رنگی بسیاری بین این دو وجود دارد. در تمامی مسائل، نقاطی است که انسان‌ها از آن غافل‌اند و گمان می‌کنند باید فقط «این» باشد یا «آن»؛ اما در آموزش‌های کنگره آموختیم که تقدیر، خواسته و فرمان الهی، همگی با هم وجود دارند.
برخی علما معتقد بودند عشق بالاترین مسئله است و برخی دیگر می‌گفتند زندگی فقط بر مدارِ عقل می‌چرخد و عقل بالاترین جایگاه را دارد؛ در صورتی که این مفاهیم هیچ مخالفتی با هم ندارند، بلکه مکمل یکدیگرند و ایمان نیز تکمیل‌کننده‌ی آن‌هاست.

زندگی همین است: تلفیقی از تقدیر، خواسته و فرمان الهی. مهم‌ترین مسئله‌ای که ما با آن سروکار داریم، «خواسته» است؛ ما با فرمان الهی و تقدیر کاری نداریم. باید زندگی را بر مبنای خواسته بنا کنیم؛ زیرا اگر بخواهیم هر چه پیش می‌آید را به تقدیر نسبت دهیم، به گروهی از افراد خرافاتی تبدیل می‌شویم که به هیچ صراط مستقیمی نیستند و هر اتفاقی برایشان بیفتد، به‌جای پذیرش مسئولیت، آن را به گردن تقدیر می‌اندازند.

تقدیر، نتیجه‌ی اعمال گذشته ماست و از «حد و اندازه» می‌آید؛ به میزان تلاشی که در گذشته کرده‌ایم، امروز به ما پاداش داده می‌شود. اگر بخواهیم به تقدیر اعتقاد داشته باشیم، باید به جهان‌های دیگر نیز ایمان داشته باشیم تا معنای رقم خوردن تقدیر روشن شود.

در ابتدای کتاب آسمانی آمده است: «این کتاب که در آن شکی نیست، هدایت‌گر پرهیزکاران است»؛ یعنی کسانی که از ضد ارزش‌ها دوری می‌کنند. اصلِ پرهیزکاری بر یک مثلث با سه شرط اصلی استوار است: اول ایمان به غیب، دوم برپاییِ حقیقیِ نماز (نه فقط خواندن آن) و سوم انفاق کردن از آنچه به آن‌ها داده شده است. این کتاب آسمانی به کسانی کمک می‌کند که این سه شرط را داشته باشند.

🍃🍀🍃

وقتی به تقدیر و فرمان الهی می‌رسیم، می‌بینیم هر دو به جهان غیب ختم می‌شوند، اما ما همچنان تأکید داریم که با فرمان و تقدیر کاری نداریم و همه‌چیز را بر پایه «خواسته» می‌گذاریم. به همین دلیل، نسبت به اتفاقاتی که در گذشته افتاده، تأسفی نمی‌خوریم؛ باختی در کار نیست و حرص گذشته را نمی‌خوریم. برخی انسان‌ها دائماً در گذشته زندگی می‌کنند و برخی دیگر درگیر آینده‌اند؛ گویی زمان حال برای آن‌ها بین دو تیغه‌ی قیچی گیر کرده است که روزهای گذشته و آینده، «حال» را از بین می‌برند. ما باید از گذشته آموزش بگیریم، برای آینده برنامه‌ریزی کنیم و در «حال» زندگی کنیم.

هر سه را باید در کنار هم داشته باشیم؛ نباید بابت هیچ‌یک از مسائل گذشته غصه خورد، چرا که هر مسئله، هم فرمان است، هم تقدیر و هم خواسته. ما باید با تمام توان پیش برویم و از چیزی نترسیم؛ نباید درگیر خوب و بد بودنِ آن باشیم، زیرا در دلِ همین اتفاقات، امکان دارد پرده از بسیاری رازها برداشته شود.
گاهی یک اتفاق سخت و مشقت‌بار، باعث کشف یک متد یا دانش جدید می‌شود و رازهای نهان را آشکار می‌کند. ما باید به گذشته نگاه کنیم و آن را بررسی کنیم تا بفهمیم چرا این اتفاقات افتاده است؛ چه راجع به خودمان باشد و چه راجع به دیگران.

باید مسائل فراموش‌شده را به یاد آوریم و برخی مسائل را صراحتاً بیان کنیم، اما باید دانست که نباید هر چیزی را گفت؛ زیرا ایجاد مشکل می‌کند. ما در انتخابِ بیان، اختیار داریم و بستگی دارد در چه شرایطی باشیم. نمی‌توانیم هرچه را خواستیم بگوییم؛ همان‌طور که لحنِ خطاب کردنِ یک آقا با یک خانم متفاوت است. نباید مطالب را بدون ملاحظه صراحت داد؛ مثلاً اگر بیماریِ فردی را که درگیر سرطان است با صراحتِ تمام به او بگویید، ممکن است اتفاقات ناگواری برای خودش و خانواده‌اش بیفتد. باید هر سخنی را در شرایط مناسب، با کلام مناسب، زمان مناسب و مکان مناسب بیان کرد.

بیانِ صریحِ تمام مطالب، مانند میوه‌ی نرسیده است که باعث مشکلات گوارشی می‌شود، اما وقتی میوه رسیده باشد، به‌آسانی چیده و خورده می‌شود. در تمامی مسائل از تعصب دوری کنید؛ تعصب، پدیده‌ای بسیار نامناسب است که جز تخریب، هیچ دستاوردی ندارد. گاهی برخی افراد به یک باور غلط تعصب دارند که نتیجه‌ای جز ویرانی نخواهد داشت.

راجع به قطب‌های منفی هیچ فکری نکنید؛ بزرگ‌ترین جادوگر، خودِ شما هستید. در این زمانه کسی کاری به کار دیگران ندارد و مردم آن‌قدر درگیر گرفتاری‌های خود هستند که فرصتی برای توجه به دیگران ندارند. ما دو قطب داریم: قطب قدرت‌های شیطانی و قطب قدرت‌های الهی؛ هر دو در اختیار خداوند و مکمل یکدیگرند. هر اتفاق منفی که در زندگی می‌افتد، نباید به آن فکر کرد یا در موردش صحبت کرد. باید در جهت صراط مستقیم حرکت کرد و تنها بر مسائل مثبت تفکر نمود.

بین جهان‌ها مرزی وجود دارد. اگر به عالم غیب اعتقاد داشته باشیم، می‌دانیم که در آنجا موجوداتی هستند. بین ما و موجوداتِ عالم غیب پرده‌ای قرار دارد که آن‌ها نمی‌توانند به حریم ما وارد شوند، مگر اینکه ما خودمان آن‌ها را دعوت کنیم. وقتی دعوت کردیم، بیرون کردنشان کار آسانی نیست. بنابراین، باید مراقب باشیم؛ اگر نیروهای شیطانی به اندیشه‌ی ما وارد شدند، خودِ ما آن‌ها را دعوت کرده‌ایم. برای بیرون کردنشان باید در صراط مستقیم حرکت کنیم، به یاد خداوند باشیم و از نیروهای الهی انرژی دریافت کنیم.

نگارش: مسافر رضا (لژیون پنجم) مسافر سینا (لژیون یکم)
رابط خبری: مسافر محمد ص (لژیون سوم)
تهیه، ویرایش و ارسال: مسافر سینا (لژیون یکم)
گروه خبری نمایندگی محمد‌پور قم

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...