این وادی به منِ همسفر یاد میدهد که باید حرکت کنم تا راه برایم نمایان شود. اگر در یک جا ثابت بمانم و هیچ حرکتی نداشته باشم، نمیتوانم به هدفهایی که برای خودم تعیین کردهام برسم و ممکن است از مسیر و هدف اصلی زندگیام دور شوم.
من باید هدف مشخصی داشته باشم و برای رسیدن به آن، تلاش و حرکت کنم. این وادی به من یاد میدهد که در زندگی دو مسیر پیش روی من قرار دارد؛ یکی مسیر ارزشها، عشق، محبت و صداقت و دیگری مسیر ضد ارزشها، مانند کینه، حسادت و نفرت. انتخاب مسیر با خود من است. اگر در مسیر درست و صراط مستقیم حرکت کنم، به آرامش میرسم و اگر از مسیر خارج شوم، نتیجه آن رنج و حال بد خواهد بود.
منِ همسفر باید در تمام کارهای خود حرکت داشته باشم و آرامآرام، با گامهایی محکم و استوار، مسیر زندگیام را ادامه بدهم. مشکلاتی که در این مسیر به وجود میآیند، چه بزرگ و چه کوچک، باید با صبر، تفکر و آرامش یکییکی حل شوند.
این وادی به من یاد میدهد که قبل از انجام هر کاری باید تفکر کنم. وقتی انسان بدون تفکر تصمیم میگیرد یا کاری را انجام میدهد و درباره آن تحقیق نمیکند، ممکن است دچار اشتباه شود و حال خودش را خراب کند. این حال خراب میتواند جسم، روان و جهانبینی انسان را تحت تأثیر قرار دهد. همچنین یاد گرفتم که نباید هر چیزی را که میشنوم، بدون تفکر و تحقیق باور کنم.
گاهی اوقات ما بدون اینکه درباره یک موضوع فکر کنیم، کاری را انجام میدهیم و بعد که نتیجه خوبی نمیگیریم، احساسات منفی را با خود حمل میکنیم و این حسها چندین برابر بر زندگی ما تأثیر میگذارند.
در پایان این وادی متوجه شدم که با دست روی دست گذاشتن، هیچ کاری پیش نمیرود. باید حرکت کنم تا راه برایم نمایان شود. همانطور که میگویند: «از تو حرکت، از خدا برکت.»
همه ما در زندگی با مسائل و مشکلاتی روبهرو هستیم. منِ همسفر اگر بخواهم به آرامش درونی برسم، باید خودم حرکت را آغاز کنم تا نیروهای الهی نیز به من کمک کنند.
ما در کنگره ۶۰ یاد گرفتیم که نباید بیحرکت و ساکن بمانیم. من و مسافرم سالها به دنبال راهی برای درمان اعتیاد بودیم، اما هر بار با شکست روبهرو میشدیم. مسافرم روشهای مختلفی را برای ترک مواد امتحان کرده بود، اما هر بار بعد از ترک، با مشکلات بیشتری روبهرو میشد و حتی مواد مصرفی جدیدی به مواد قبلی اضافه میشد.
تا اینکه راه کنگره ۶۰ برای ما نمایان شد. خدا را شکر میکنم که این راه را پیدا کردیم و مسافرم به درمان رسید. بعد از درمان مسافرم، خود من نیز راه درست زندگی را پیدا کردم و یاد گرفتم که از حسادت، کینه و نفرت دوری کنم و دیگران را مقصر مشکلات زندگی خود ندانم.
کنگره ۶۰ نهتنها راه درمان مسافرم را برای ما نمایان کرد، بلکه به منِ همسفر نیز درست زندگی کردن و حرکت در مسیر ارزشها را آموزش داد. خدا را شکر میکنم که این راه درست را پیدا کردیم؛ راهی که سالها به دنبال آن بودیم.
از جناب مهندس حسین دژاکام که راه کنگره ۶۰ را برای انسانهایی که در تاریکی مطلق بودند روشن کردند، صمیمانه سپاسگزارم. آموزشهای ایشان و روش درمانی کنگره ۶۰، مسیر زندگی بسیاری از انسانها و خانوادهها را تغییر داده است. من و خانوادهام همیشه قدردان زحمات و آموزشهای ایشان هستیم.
در پایان از راهنمای خوب و عزیزم، خانم مهدیه، تشکر و قدردانی میکنم که با عشق و محبت، زندگی کردن و حرکت در مسیر درست را به ما آموزش میدهند.خدا را شکر که با حرکت در مسیر کنگره ۶۰، راه برای من نمایان شد.
نویسنده:همسفرسمیه (گ)رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون یکم)
رابط خبری:همسفر مینا رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون یکم)
ارسال:همسفر زهرا(خ)رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون دوم)نگهبان سایت
نمایندگی همسفران زاهدان
- تعداد بازدید از این مطلب :
18