همسفر حدیثه:
وادی هشتم میگوید با حرکت راه نمایان میشود؛ یعنی سکون داشتن جز اینکه برای انسان درد و رنج داشته باشد چیز دیگری ندارد. همانطور که مهندس حسین دژاکام (بنیان جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰) بیان میکند: «آبی که در یک جا ساکن باشد به مرور زمان به گنداب و لجن تبدیل میشود.»
اگر بخواهم سکون را با یک مثال برای شما عنوان کنم، مانند جاده تاریکی است که ظلمات آن را فرا گرفته و در انتهای این جاده نوری است که باید به سمت آن حرکت کنیم و آن را به دست آوریم. قدرت مطلق در ابتدای جاده راهنمایی میکند، این من هستم که باید انتخاب کنم و پا در این راه، یعنی صراطمستقیم بگذارم. من با تفکر در ساختارهایی که یاد گرفتهام انتخاب خود را انجام میدهم.
در این جاده غرفههایی وجود دارند و با نگاه به گذشتهای که در آن بودم، نشان میدهد چه خسارتهایی وارد کردهام. غرفه اول خسارتی است که به خود وارد کردهام، وقتی در کنار مسافر خود که در تاریکی اعتیاد بود و تخریب زیادی داشت زندگی کردم، این تخریبها روی من نیز تاثیر گذاشته است و باعث شده دیگر به فکر خود نباشم. غرفه دوم خسارت به خانواده است، چقدر در این راه با قهر کردنها و ... باعث ناراحتی آنها شدهام. غرفه سوم خسارت به جامعه است، چقدر به واسطه عصبانیت از مسافرم در جامعه با دیگران بدرفتاری کردهام که اینها همه نشان از کمخردی من بوده است.
در این مسیر غرفههای دیگری مثل تفکر، صبر و ... وجود دارد که باعث میشود من بهتر عمل کنم و با پیمودن این مسیر به نور دست پیدا کنم، البته که این مسیر به قول مهندس حسین دژاکام: «همانطور که سخت است، سهل هم است.» اگر فرمانبردار خوبی باشیم قطعاً راه برای ما خیلی آسان خواهد بود و این بستگی به خود ما دارد که در این مسیر چگونه رفتار کنیم.
همسفر اشرف:
من در جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ آموختم که حرکت کنم؛ زیرا با حرکت راه نمایان میشود. در هنگام حرکت باید خواسته و هدف مشخص باشد، پس از آن باید با تمام وجود بخواهم تا به خواستههایم برسم و تلاش کنم، مثل تشنهای که به دنبال آب در تلاش است. شعری از شاعر مولانا جلالالدین محمد بلخی گویای همین مطلب است که میگوید: «آب کم جو تشنگی آور بدست.» خواسته من باید آنقدر قوی باشد که با تمام وجود برای رسیدن به آن تلاش و صبوری کنم.
در مسیر رسیدن به خواستهها با دو راه ارزشها و ضدارزشها روبرو میشوم. خداوند وقتی انسان را خلق کرد به او اختیار داد که تشخیص دهد مسیر به سمت ارزشها است یعنی خوبی، عشق، محبت و دوستی یا در مسیر ضدارزشها است که به فسق و فجور منتهی میشود.
شیطان دشمن اصلی انسان است؛ چون از قدرت اختیار انسان آگاهی دارد. او از فرمان قدرت مطلق سرپیچی کرد و قسم خورد که انسان را از رسیدن به فرماندهی عقل که یکی از درجات عالی است دور کند؛ ولی انسان میتواند با تفکر، آگاهی و انتخاب راه درست، به کمال مطلق و صراطمستقیم برسد و آنگاه راه نمایان میشود.
این یک قانون مثل قوانین ریاضیات است و انتخاب راه درست و غلط به اختیار خود ما گذاشته شده است، به گفته شاعر بزرگ عطار نیشابوری: «گر مرد رهی میان خون باید رفت، از پای فتاده سرنگون باید رفت، تو پای به ره نه و هیچ مپرس، خود راه بگویدت که چون باید رفت.» یعنی در زمان حرکت استوار و ثابت قدم باش، هیچ نترس که دیگران به کمک تو خواهند آمد.
همیشه خواسته و هدف اصلی ما رسیدن به صلح، آرامش، سلامتی، محبت و حال خوب است. ما راه را پیدا کردهایم؛ باید با تلاش و کوشش به سوی روشنایی برویم و این همان مکانی است که از آنجا انشعاب یافتهایم.
رابط خبری: راهنما همسفر مریم (لژیون یکم)
ارسال: همسفر حاجیه رهجوی راهنما همسفر بتول (لژیون نهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی کاسپین قزوین
- تعداد بازدید از این مطلب :
121