هشتمین جلسه از دوره چهارم سری کارگاه آموزشی خصوصی مسافران شعبه کبودرآهنگ با استادی مسافر اسماعیل نگهبانی مسافر جعفر و دبیری مسافر مهدی روز یکشنبه مورخه 12 مهر ۱۴۰۵ با دستور جلسه ( وادی هشتم و تاثیر آن روی من ) رأس ساعت ۱۷:۰۰ شروع بهکار کرد.
خلاصه سخنان استاد
بانام و یاد خدا
از همه دوستان خصوصاً حسین آقا رسولی سپاسگزارم که قابل دونستند که بیام و در خدمت شما دوستان باشنم. سپاسگزار خداوند ،مهندس دژاکام و راهنمای خودم هستم و حالی که امروز دارم نتیجه الطاف این سه مؤلفه هست.
.jpg)
مستقیم بریم سر اصل مطلب وادی پنجم میدانم دستور جلسه وادی هشتم است وادی پنجم به ما میگوید در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست و ما با رفتن و رسیدن آن را کامل میکنیم چرا من آمدم مستقیم سراغ وادی پنجم همه ما اینو شنیدیم داریم وادیها را میخوانیم وادی میگه هر کدام از اینها یک حلقه زنجیری است که بههم متصل هستند یکی از اینها نباشد مسلماً ما در یک جا به مشکل برمیخوریم خب وادی پنجم میگه ما باید حرکت کنیم حرکت کردن نیازمند یک پیشنیازهایی هست که انسان میخواهد سواد یاد بگیرد ابتدا باید بره توی مدرسه ثبتنام کنه مثل کلاس اول اگر بخواد بره کلاس دوم پیشنیاز این هست که کلاس اولش را قبول بشود وگرنه هیچکسی را راهش نمیدهند که به بره برای کلاس دوم و همینطور بهترتیب بره رو به بالا خب بازهم هممون اینو شنیدیم که چهار وادی اول چهار وادی تفکر است تفکر برای چی وادی اول که خودش میگوید ما هر کاری بخواهیم انجام بدهیم باید در موردش تفکر کنیم که کجا هستیم؟ کجا میخواهیم برویم ؟چکاری انجام بدهیم ؟چه کاری انجام ندهیم؟ چطوری حرف بزنیم؟ چطوری حرف نزنیم؟ و این موارد در تمام مسائل زندگیمون هست من میام میگم چهارده تا وادی را میخواهم پشتسر بگذارم تازه میرسیم اگر کسی بتواند پاسش کند میرسد به وادی تفکر یعنی یک وادی هست که دوباره میاد یک دایرهای هست که دوباره میاد وصل میشود به تفکر. تفکر اینکه من الان میخواهم کجا بروم چکاری انجام بدهم اگر کسی تفکرات درست نداشته باشد وادی پنج یعنی هیچ تفکر هیچ حرکت نمیکند وادی دوم میگه من نیاز به امید دارم و حتماً برای یه هدفی خلق شدم آدمی که ناامید هست حرکت نمیکنه؟ نه وادی پنج بازم وادی بیارزش میشود حرکتی وجود ندارد انسانی که توی زندگیش هدف ندارد هیچ حرکتی ندارد میگه ای بابا دنیا دور میزنه و این چند صباحی عمرم بگذره بریم پی کارمون . زندگی روی حساب و کتاب است اگر من شصت سال عمر کنم خیلی زیادی عمر کردم یعنی این بود امیدواری من از زندگی امید دادن به وادی پنجم نمیرسد خیلی جاها میخواستم کاری انجام بدم از دیگران میخواستم تا برام انجام بدن دیگران باید حتماً به من کمک کنند آدمی که فقط منتظر این باشد که دیگران بیان مشکلاتش رو حل کنن اون انسان حرکت نمیکنه چون همیشه چشمش به این و اون که چرا این کارو کرد چرا اون کارو نکرد حرکت نمیکنه باز وادی پنج میشه هیچ . وادی چهارم: خودم رو مثال میزنم همیشه با خدا درگیر بودم چرا این کارو کرد چرا این همه مشکلاتی هست چرا داری به من میدهید منتظر این بودم که خدا بیاد حلش کنه آدمی که انتظار از خدا داشته باشد بازهم حرکتی نمیکند وادی پنج میشه هیچ چهار تا وادی که میشه تفکر اینا پیش نیاز هست ما یاد بگیریم برای حرکت کردن وادی پنج میگه خب همه اینا رو باز کردی الان میخوای حرکت کنی فکرت اینه که من میخوام شروع به حرکت کنم وارد وادی شش میشی وارد وادی ششباز دوتا مسئله آشنامون میکنن / نفس میگه میخوای حرکت کنی حرکتت باید چی باشه نفس اماره اگر عقلانی باشه میتونی به اون هدفی که داری برسی اگر گوش به فرمان نفس اماره ای باشید بازهم حرکت به سمت ضد ارزشها است پس تو وادی شش باید عقل را بفهمیم چجوری بهکار بگیریم اگر بهکار گرفتیم اون موقع هست که ما مسیر را میتونیم پیدا کنیم بعد میآییم توی وادی هفتم به سهتا مسئله میرسید مبدأ مقصد و هدف این برداشتهای خودمون دیگه راهی رو طی کردی حرف عقلم گوش کردید الان هم اومدی وارد راهی شدی و راهی پیدا کردی به مقصد برسی حالا خودت اومدی کنگره60 مقصدم اینه که بخوام مواد رو بذارم کنار این مبدأ و مقصد میگه خب حالا رسیدن به مقصد میخای چی بدست بیاری راه رو پیدا کن به سمت مقصد حرکت کن و اینکه از مقصد چی برداشت میکنی خب اون موقع هست که داری وارد وادی هشتم میشوی وادی هشتم شباهتهایی با وادی اول تفکر دارد وادی اول تفکر هست همه مسائل در ذهنمان است یعنی شاید ما خوب و بدش را درک نکنیم من آمدم تا کنگره شاید درک درستی از این هم چیزی ندارم اینکه میخواهم کجا برم چیکار کنم چجوری برنامهریزی کنم ولی اگر کسی این هفت وادی را طی کرد و درست کرد وقتی رسید وادی هشتم دیگر میدونه چطوری حرکت کند اگر اینو درکش کرده باشه نمیدونم تخریبهای مواد تخریب های جسمانی و تصمیمهایی که توی زندگیم بود و الان متوجه مسیر شدم. وارده راهی شدم میخوام حرکت کنم اینجا یه چیزی میاد وارد چی میشه که من بیام مقصد رو برای خودم سختش کنم نذارم حرکت کنم که متأسفانه خیلی ما درگیر این مسئله هستیم برای حرکت کردن دنبال یک موقعیت ایدهآل هستیم من توی ده سالی که توی کنگره بودم تمام کارها رو میذاشتم کنار که به کلاسم برسم چون سختیهاشو تخریب هاش رو دیده بودم جلسهای که ساعت پنج شروع میشه با ده نفر اون کسانی که بعد از ساعت پنج میان هنوز تو این وادی مشکل دارن هنوز تو وادی هشت مشکل دارند و برنامهریزی ندارند اینو که میگم نمیخوام بگم که از بدی بگم اینکه نیازمند تلاش بیشتر هستند خب مبدأ و مقصد رو من پیدا کردهام مثل اینکه من بخام از کبودراهنگ برم تهران الان کبودراهنگم تهران هم که میدانم کجاست اما مسیر را بلد نیستم اگر سر جا بمانم هیچکس نمیآید منو ببره بذاره جایی، باید راه بیفتم باید این مسیر را جلو برم از اینجا میروم و مسیر برایم مشخص میشود به سمت مقصد تهران رو به حرکت میروم درصورتیکه اگر سر جای خودم بمانم به مقصد نمیرسم وادی هشتم اینو میگوید که با حرکت راه نمایان میشود ما مسیرمان مشخص است میآییم شروع میکنیم به حرکت مقصدمان هم رهایی و درمان اعتیاد است وادی میگه حرکت کن من تکهتکه مسیر را نشان میدهم اگر حرکت کردم و مقصد میرسم و اگر درست حرکت کردم به اون هدف هم میرسم یکی هست اولش هدفش اینه که فقط مواد را بگذارد کنار درست که حرکت کنیم تازه جلوتر برویم میبینیم که نه اون ترک مواد یه چیز الکی هست تازه من میخواهم زندگی کنم مواد بهراحتی کنار میرود بیشترش این است که من چطوری زندگی کنم این مهم است آیا توی زندگیام میتوانم موفق بشوم پس باید نترسید دنبال این نباشیم تمام موقعیتها درست بشه بعداً بیایی به درمان برسیم حرکت کنیم یک ضربالمثل داریم که میگه سفر هزار فرسخی با قدم اول شروع میشود یک قدم که من برداشتم حرکت شروع میشود بعد قدم دوم و سوم و رسیدن به هدف انشاءالله که بتوانیم یک حرکت درست داشته باشیم اینکه هم برای خودم مفید باشم و هم برای خانوادهام هم برای جامعه مفید باشم و ان هم به دست نمیآید مگراینکه تلاش کنم حرکت کنم در مسیر صراط مستقیم ، خیلی ممنونم که به صحبتهای من گوش کردید.
.jpg)
تنظیم و بارگزاری : مسافر محمد
نگهبان سایت خبری مسافر مهدی
- تعداد بازدید از این مطلب :
67