English Version
This Site Is Available In English

در سکون، هیچ زایش و رشدی پدید نمی‌آید؛

در سکون، هیچ زایش و رشدی پدید نمی‌آید؛

 
جلسه سوم از دوره سی‌ونهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره۶۰ با استادی مسافر محمد، نگهبانی مسافر سعید و دبیری مسافر مجید با دستور جلسه (وادی هشتم و تاثیر آن روی من) در روز یکشنبه مورخ ۱۴۰۵,۷.12 راس ساعت 17 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:



سلام دوستان محمد هستم یک مسافر.
ابتدا از خداوند بزرگ شاکر و سپاسگزارم، سپس از آقای مهندس و خانواده محترمشان و راهنمایان عزیزم کمال تشکر را دارم .
وقتی سر یک دوراهی می‌رسیم، از راهنما می‌پرسیم که آیا باید به سمت راست برویم یا سمت چپ؟ در این جاده‌ای که حرکت می‌کنیم، اگر سرعت مجاز مثلاً ۱۰۰ کیلومتر است، باید دقیقاً با همان سرعت حرکت کنیم؛ نه اینکه به بیراهه برویم یا مسیرمان عوض بشود، چون وقتی تابلوها را گم می‌کنیم، درون مسیر سرگردان می‌شویم و جا می‌مانیم.
آقای مهندس می فرمایند: در سکون، هیچ زایش و رشدی پدید نمی‌آید؛ انسان‌ها، گیاهان، حیوانات و همه ‌چیز در هستی با حرکت و زایش به وجود می‌آیند و هیچ‌ چیزی در حال سکون و بدون حرکت شکل نمی‌گیرد.
همان‌طور که آقای مهندس فرمودند: بحث «جبران خسارت» یک اصل است. فرض کنید یک نفر کلی چک بی ‌محل کشیده و به مردم خسارت زیادی زده است؛ بعد در یک شب می‌خواهد توبه کند و آدم خوبی بشود. اینکه توبه کردی و تصمیم گرفتی انسان درستی شوی خیلی خوب است، اما تکلیف آن چک‌ها و بدهی‌ها چه می‌شود؟
باید پاسخگو باشی و تک‌تک آن خسارت‌هایی که به مردم زدی را جبران کنی.
این جبران خسارت همه ‌جانبه‌ است؛ هم شامل مردم می‌شود، هم جامعه و هم طبیعت. مثلاً وقتی برای تفریح به جنگل و دل طبیعت می‌رویم، غذا می‌خوریم و بعد تمام زباله‌ها، کیسه‌های پلاستیکی و پوست تخمه‌ها را رها می‌کنیم و بر می‌گردیم؛ این خسارت به طبیعت است و باید جبران شود. راه جبرانش هم در طبیعت، همین رسم زیبای درختکاری و کاشتن بذراست. یا در جاده با ماشین حرکت می‌کنیم و آشغال را از شیشه بیرون می‌اندازیم، به جامعه خسارت وارد کرده ایم؛ ما این تخریب‌ها را می‌توانیم با خدمت کردن جبران کنیم.
خداوند به انسان اختیار داده است. وقتی ما دست به حرکتی می‌زنیم، سر دوراهی‌ قرار می‌گیریم: یک طرف ارزش‌هاست و طرف دیگه ضدارزش‌ها. انتخاب با خودِ انسان است که کدام مسیر را انتخاب کند. اگر به سمت ضدارزش‌ها برویم، سر از تاریکی‌ها و بدبختی‌ها درمی‌آوریم، اما اگه مسیر ارزش‌ها را انتخاب کنیم، به صلح، آرامش و رهایی می‌رسیم. راهنمایان ساعت‌ها انرژی و وقت خود را با عشق برای ما می‌گذارند؛ باید قدر این صندلی و این جایگاه را بدانیم و خواسته قلبی همه ما فقط و فقط درمان می باشد.
زندگی ما انسان‌ها بقا دارد؛ چه در این جهان و چه در جهان‌های دیگر، حیات ادامه دارد. اگر بخواهم از تجربه خودم درباره اهمیت «خواسته» بگویم: من اول سفرم را از کلینیک آغاز نمودم.  کلینیک مسائل و چالش‌های خاص خودش را داشت، جمعیت کلینیک کلاً ۴۰ یا ۵۰ نفر بود. پس از حدود سه ماه به دلیل بسته شدن کلینیک، وارد شعبه خواجو شدم و با یک جمعیت ۲۰۰ تا ۴۰۰ نفری روبرو شدم؛ اوایل برایم عجیب بود، اما چون خواسته‌ی واقعی درمان را داشتم، ایستادم، وارد لژیون شدم تا اینکه راهنمای لژیون تغییر کرد. بعد از آن، به لطف خدا در خدمت راهنمای دیگری قرار گرفتم و الان هم در خدمت ایشان مسیرم را ادامه می‌دهم.

از اینکه به صحبت‌های من توجه کردید از همه شما سپاسگذارم.



تهیه و تایپ: مسافر محمدرضا لژیون 19
ویرایش: مسافر محمد لژیون 9
تنظیم و ارسال: مسافر حامد لژیون 19

سایت نمایندگی خواجو

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...