English Version
This Site Is Available In English

هدف از معرکه گیری چیست؟

هدف از معرکه گیری چیست؟

مشارکت همسفران در رابطه با دستورجلسه هفتگی: رابطه یادگیری و معرکه گیری

همسفر زهرا لژیون سوم:

مسئله یادگیری و معرکه‌گیری دارد به ما آموزش می‌دهد که چگونه یاد بگیریم، چگونه آموزش بگیریم و همین‌که ما راه کنگره را پیدا کردیم و وارد کنگره شدیم باید حتماً فرمان‌بردار خوبی باشیم و به حرف‌های راهنمایمان خوب گوش دهیم، سی‌دی‌ها را نکته به نکته بنویسیم و بدانیم در این سی‌دی‌ها آقای مهندس چه چیزی به ما می‌گوید. هرکدام از آن‌ها مطالب خیلی قشنگی دارد خود من از گوش دادن و نوشتن سی‌دی‌ها واقعاً لذت می‌برم و تا الآن هم تا جایی که توانستم تمام و کمال همه را واو به واو نوشتم چون‌که واقعاً آموزنده است. من خیلی چیزها از این سی‌دی‌ها یاد گرفتم حتی اینکه اگر تخریبی به من واردشده به‌واسطه مسافری است که در کنار آن‌من هم آسیب‌دیده‌ام، حس‌هایم بسته‌شده و دارم با آموزش‌های کنگره خودم را به آن مرحله می‌رسانم که بتوانم دوباره یاد بگیرم. معرکه‌گیری همان‌طور که فرد مصرف‌کننده وقتی یک‌چیزی به او می‌گوییم و می‌خواهد کار خودش را پنهان کند که مثلاً شما مشکل‌دارید که من این‌جوری شدم و تمام مشکلات را در خانواده می‌بیند حالا چه همسفر و چه پدر و مادر به هر نحوی ایراد را از طرف مقابل می‌بیند و با این کار می‌خواهد کار خودش را توجیه کند. اگر ما بتوانیم یاد بگیریم چگونه مشکلاتمان را حل کنیم دیگران را مقصر نمی‌دانیم.

همسفر پروین لژیون چهارم:

همه ما آمدیم در این جهان که یاد بگیریم، ما همه‌چیز را در کودکی یاد گرفتیم. به نظر من اگر این آموزش و این یادگرفتن نباشد انسان هیچ‌چیزی نیست. خدا را شکر می‌کنم که به کنگره آمدم چون خیلی چیزها را در اینجا یاد گرفتم چیزهایی که فکر می‌کردم بلد هستم اما خوب بلد نبودم از وقتی آمدم کنگره یاد گرفتم. در رابطه با معرکه‌گیری من در مورد چند موضوع معرکه‌گیر خیلی خوبی هستم یک نمونه از کارهای خودم را می‌گویم به علت اینکه فشار دارم همیشه غذاهایم باید کم‌نمک باشد، چند وقت پیش‌غذایم را یک مقدار شور کرده بودم وقتی آمدم سر سفره همه افراد خانواده گفتند غذا یک مقدار شور است من هم چون می‌خواستم معرکه‌گیری کنم گفتم نه خوب است و این غذای شور برای خودم خیلی ضرر دارد و با قرص فشار، فشارم را تنظیم می‌کنم. گفتم نه شور نیست همه من را نگاه کردند و گفتند این غذا شور است شما چه جور می‌گوید شور نیست، چون ما دائماً دنبال بهانه می‌گردیم که ایراد بگیریم. آن شب به‌جای یک قرص، دو عدد قرص فشار خوردم اشتباه خودم را قبول نکردم گفتم اگر قبول کنم این‌ها عادت می‌کنند که ایراد بگیرند. انشالله که بتوانم در اینجا آموزش بگیرم و اشتباهات خودم را بپذیرم و قبول کنم و بتوانم آموزش‌ها را درست کاربردی کنم.

همسفر الناز لژیون ششم:

معرکه‌گیری از روی جهل و نادانی خودمان است که انجام می‌دهیم کسی که دانا باشد و به آگاهی رسیده باشد هیچ‌وقت نمی‌آید معرکه بگیرد و بخواهد اطرافیان را علیه یک مسئله‌ای پر کند و قضاوت بیخودی انجام بدهد. ما در جلسات کنگره هم داریم که ۱۴ ثانیه سکوت می‌کنیم برای رهایی از جهل و نادانی خودمان این جهل و نادانی در وجود خودمان است در بیرون نیست که کسی بیاید به ما بگوید تو باید این کار را انجام بدهی. خودمان می‌خواهیم و خواسته‌اش راداریم که با معرکه‌گیری فضا را به هم بریزیم و تشنج ایجاد کنیم. ما باید بخواهیم یاد بگیریم، آموزش بگیریم تا از این جهل و نادانی نجات پیدا کنیم در کنگره خیلی خوب آموزش‌ها را به ما ارائه می‌دهد اگر من الناز بتوانم اصولی آن‌ها را کاربردی کنم و عملی کنم واقعاً می‌توانم به چیزهایی دست پیدا کنم که نیاز است برای رسیدن به مرحله انسانیت و انسان باید با تلاش بتواند به آن مرحله و مرتبه‌ای که دوست دارد برسد و درراهش درست حرکت کند.

همسفر مرضیه لژیون نهم:

آقای مهندس اصل یادگیری را در جهان‌بینی ما گذاشته‌اند اگر من تمرکز کنم در مسئله یادگیری، قطع به‌یقین یادگیری فقط به درس خواندن و امتحان دادن مربوط نمی‌شود. اینکه من اینجا یک‌چیزی را یاد می‌گیرم که چگونه صادقانه با دیگران رفتار کنم، چگونه با فرزندم رفتار کنم، در ارتباطات جمعی چگونه رفتار کنم، اگر من بخواهم در جلسات حضورداشته باشم و بعدازآن در حیاط بخواهم چند نفر را دورهم جمع کنم و شروع به معرکه‌گیری کنم مطمئناً خودم آموزش‌هایم را ازدست‌داده‌ام و جلوی آموزش گرفتن دیگران را هم می‌گیرم. این می‌شود معرکه‌گیری قبلاً که مسافرها سیگار مصرف می‌کردند وسط جلسه می‌رفتند داخل حیاط و پشت پرده سیگار مصرف می‌کردند و باهم صحبت می‌کردند ولی خدا را شکر آن‌هم برداشته شد چون‌که به دلیل سیگار کشیدن در جلسات رفت‌وآمد می‌کردند و ایجاد مشکل می‌کردند. اگر من تمام تمرکزم را روی هدفی که دارم بگذارم که هدفم چیست؟ آمدم اینجا که حال خودم و حال مسافرم خوب باشد، حال خانواده خوب باشد، تمام تمرکزم را بگذارم روی سفر کردن خودم و گوش‌به‌فرمان راهنمایم باشم و سعی کنم که یاد بگیرم و آن یادگیری‌ها را عملی و کاربردی کنم. این‌که من صرفاً بشنوم و یک شنونده باشم کافی نیست حتماً باید آن یادگیری‌ها آن چیزهایی که آموزش می‌بینم در زندگی عملی کنم آن زمان است که نتیجه مطلوب را می‌گیرم و خیلی خوشحال هستم که در کنگره حضور دارم.

همسفر الهام لژیون سوم:

به نظر من رابطه‌ی بین یادگیری و معرکه‌گیری این است که به دانایی ما مربوط می‌شود. اگر من الهام دانایی‌ام زیاد باشد هیچ‌وقت نمی‌آیم معرکه‌گیری کنم، اما اگر دانایی‌ام در سطح پایینی قرار داشته باشد معرکه‌گیری یک توجیه است که بتوانم با آن‌کاره‌ای بعدی را که انجام می‌دهم پنهان کنم. خیلی خوب است که من بتوانم اینجا آموزش بگیرم و دانایی‌ام را بالا ببرم و در زندگی کاربردی کنم هیچ‌وقت نمی‌آیم کارهای بدم را توجیه کنم، کار بد اسمش روی خودش است و کار بد است و در هر شرایطی بد است. من می‌توانم کار خود را به نحو خوبی به بهترین شکل تبدیل کنم، خیلی خوشحال هستم که اینجا هستم آموزش می‌گیرم و امیدوارم بتوانم در زندگی آموزش‌ها را کاربردی کنم.

همسفر شمسی لژیون پنجم:

خداوند در دنیا همه‌چیز را بر مبنای اضداد آفریده است. خوبی، بدی، جهل، دانایی، عشق و ناامیدی. به نظر من هم معرکه‌گیری با یادگیری نقطه مقابل هم هستند. اگر کسی به دنبال آموزش گرفتن و یادگیری باشد دنبال حاشیه‌ها نمی‌رود یا به دنبال اینکه چه کسی کجا رفت؟ چه‌کار کرد؟ به این کارها کاری ندارد وگرنه از خرده‌ریزهای زندگی دیگران برای خودش بهانه‌ای جور می‌کند که هر موقع در زندگی کم آورد خیلی سریع آسمان را به ریسمان ببافد و نتیجه را به نفع خودش عوض می‌کند. من همیشه فکر می‌کردم که مسافرها خیلی خوب بلد هستند که معرکه‌گیری کنند وقتی یک خواسته‌ای از آن‌ها داری یک‌جور همه‌چیز را به هم می‌بافند که یک‌چیزی هم بدهکار می‌شویم و توجیه می‌شویم. من هم قبل از ورود به کنگره از جایی که دلم پر بود نمی‌توانستم عکس‌العملی نشان بدهم و اگر نشان می‌دادم شرایط بدتر می‌شد آن کارها را جمع می‌کردم انبار می‌کردم تا جایی که لازم می‌شد آن‌قدر قشنگ تخریب می‌کردم که می‌گفت مامان این‌ها را از کجا پیدا می‌کند و می‌گوید ولی حالا متوجه اشتباهاتم شده‌ام و سعی می‌کنم این کار را انجام ندهم.

همسفر شهین لژیون پنجم:

به نظر من اگر بخواهم یادگیری داشته باشم یک‌جور تواضع باید باشد یعنی دریچه ذهنم باز می‌شود برای یادگیری یک سری مسائل، ولی معرکه‌گیری انگار گارد گرفتم، اجازه نمی‌دهم چیزی به سمت من بیاید و معرکه‌گیری به‌نوعی خودخواهی و غرور و منیت و ... را می‌آورد. منیت یکی از ابزارهای نیروی منفی است و انسان را به قهقرا می‌برد و کاملاً تخریب‌کننده است چون اجازه نمی‌دهد چیزی را یاد بگیریم. یادگیری هم که خدا را شکر الآن با آموزش‌های کنگره‌داریم، خود من الآن هم اشتباهاتی دارم قبل از کنگره معرکه‌گیری زیادی انجام می‌دادم چون می‌دانستم نقطه‌ضعف مسافرم چی است سوءاستفاده می‌کردم، جاهایی هم که خودم اشتباهی مرتکب می‌شدم مصرف‌کننده بودن مسافرم را فوری به رویش می‌آوردم و محکومش می‌کردم و معرکه می‌گرفتم، درصورتی‌که در کنگره یاد گرفتم من اگر بتوانم پنجاه‌درصد کارهای خودم را به نحو احسن انجام بدهم بقیه چیزها هم به امید خدا وقتش برسد درست می‌شود. این هم در یادگیری اتفاق می‌افتد در معرکه‌گیری هیچ خبری نیست، آقای کوروش در یک دستور جلسه می‌گفتند وقتی‌که در مسیر رودخانه‌ای در آب زلال و تمیز هستی، ولی وقتی می‌خواهی در حاشیه بروی مانند آن حیوان که از گله جدا می‌شود و می‌زند تو جاده خاکی برای خوردن علف از مسیر اصلی منحرف می‌شوی و راه را گم می‌کنی. پس همه‌چیز در یادگیری است در معرکه‌گیری جز وارد شدن در حاشیه ایجاد تخریب چیزی عایدمان نمی‌شود. انشالله آن‌قدر تواضع در وجودم باشد آن‌قدر افتاده باشم که بتوانم دریچه‌های فکر و ذهنم را بازکنم تا یاد بگیرم.

همسفر فهیمه لژیون پنجم:

یادگیری همان آموزش‌هایی است که اینجا می‌گیریم و واقعاً روی خود من خیلی تأثیر گذاشته است. تک‌تک سی‌دی‌هایی که آقای مهندس صحبت می‌کنند جمله به جمله واو به واو دارد به ما یاد می‌دهد که چه جوری باید زندگی کنیم. چیزی که از معرکه‌گیری یاد گرفتم و متوجه شدم این است که من قبل از ورودم به کنگره مسافرم را درک نمی‌کردم و دائماً معرکه‌گیری می‌کردم و می‌گفتم تو این‌جوری هستی این کار را می‌کنی چرا همه‌چیز را سر من خالی می‌کنی و مسافر من هم مقابله‌به‌مثل می‌کرد و می‌گفت تو این کار را کردی که من این‌جوری کردم و چون نمی‌توانستم جلوی خودم را بگیرم، این بگومگوها باعث یکسر و صدایی می‌شد و وقتی خانواده‌اش پادرمیانی می‌کردند فوری شروع می‌کردم به معرکه‌گیری که مشکل از پسر شماست و من مشکلی ندارم او اول شروع کرد من کاری نداشتم الآن یاد گرفتم من هرچقدر هم بخواهم خودم را ثابت کنم این‌جوری ثابت نمی‌شوم بدتر خراب می‌شوم، چون‌که نمی‌فهمیدم او چه می‌گوید و می‌خواستم به او بفهمانم که تو اشتباه می‌کنی. وقتی من وارد کنگره شدم یاد گرفتم چگونه با مسافرم برخورد کنم و آن معرکه‌گیری خیلی کمتر شد. خیلی افراد به سبب آن دانایی که دارند می‌خواهند ثابت کنند که من فرد دانایی هستم به قول آقای مهندس کسی که می‌گوید دانا هستم، آن فرد نادان است.

همسفر زهرا لژیون ششم:

در مورد معرکه‌گیری که من خودم معرکه‌گیر خیلی خوبی بودم سر هر چیزی فوری معرکه‌گیری می‌کردم و بعد می‌گفتم من که نبودم، مشکل از طرف مقابلم بوده او اول شروع کرده و این‌که آمدم به کنگره چیزهایی را یاد گرفتم، عملی و کاربردی کردم. در اصل معرکه‌گیری چیز خوبی نیست و ما می‌خواهیم با این کار اشتباهات خودمان را پنهان کنیم آمدم کنگره با آموزش‌هایی که گرفتم دانایی‌ام را بالا بردم و یاد گرفتم که معرکه‌گیری چیز خوبی نیست. خدا را شکر کنگره خیلی چیزها را به من یاد داد آموزش‌هایی را که گرفتم آن منیت ها را به من نشان داد. خیلی خوشحال هستم که به کنگره می‌آیم و آموزش‌های خوبی را می‌بینم. قبلاً می‌گفتم همه‌چیز را می‌دانم ولی وقتی به کنگره آمدم فهمیدم که من اصلاً چیزی نمی‌دانم و مثل یک بچه کلاس اولی شروع کردم به یادگیری حروف الفبا و تازه اول راه هستم.

همسفر سمیه لژیون هفتم:

من تجربه زیادی ندارم ولی همان چیزهایی که از مشارکت دوستان شنیدم و یاد گرفتم می‌گویم، رابطه یادگیری با معرکه‌گیری این است که ما با معرکه‌گیری می‌خواهیم خودمان را توجیه کنیم، اشتباهاتمان را توجیه کنیم و از زیر بار مسئولیتی که بر گردنمان است شانه خالی کنیم.

کمک راهنمای تازه واردین همسفر عفت:

همه ما انسان‌ها دوست داریم یاد بگیریم البته آن چیزهایی را که خودمان دوست داریم. به نظرم من معرکه‌گیری از جایی شروع می‌شود که ما را وارد یک آموزش اجباری می‌کنند، یا تحت یک شرایط خاصی ما باید برویم یک‌چیزی را یاد بگیریم و چون نمی‌خواهیم آن موضوع را یاد بگیریم و حاشیه‌های دیگری کنارش است می‌آییم شروع می‌کنیم به معرکه‌گیری که بتوانیم خودمان را از آن یادگیری نجات بدهیم و یا دنبال آن یادگیری نرویم. وقتی می‌خواهیم ظاهر قضیه را حفظ کنیم من دوست دارم یاد بگیرم در صور آشکار ولی در صور پنهان دوست ندارم یاد بگیرم درنتیجه دنبال دلیل می‌گردم دنبال مقصر می‌گردم که من دوست داشتم من تلاشم را کردم من رفتم به خاطر اینکه کسی از من ایراد نگیرند. می‌گویم فلانی مقصر بود اگر فلان اتفاق نمی‌افتاد همه این‌ها پیش می‌آید مخصوصاً زمانی که من خودم وارد کنگره شدم در سفر اول بودم شرایط رفت‌وآمد برای خودم خیلی سخت بود برای خودم خیلی عجیب بود که در هفته یک روز مشخص و ساعت مشخصی را بخواهم به کنگره بیایم شاید در طول عمرم این وقت را برای خودم نگذاشته بودم که من یک‌ساعتی را برای خودم بگذرانم باید یک‌جور برنامه‌ریزی می‌کردم که بتوانم چند ساعت را در کنگره بگذرانم و آموزش بگیرم و چون برای دریافت این آموزش هزینه پرداخت نمی‌کردم درنتیجه می‌توانستم دنبال حاشیه‌های زیادی بروم که این رفتار من می‌توانست تأثیر مستقیمی روی مسافرم داشته باشد، چون شاید ممکن باشد خود من بیشتر دوست داشته باشم بیایم به خاطر رهایی مسافرم ولی مسافرم که ورودش به کنگره به‌سختی بود درنتیجه دائم منتظر بود که این معرکه‌گیری را داشته باشد و بگوید ببین خودت هم نمی‌روی، خودت هم خسته شده‌ای و... از من چه انتظاری داری؛ بنابراین از همان روز اول تمام تلاشم را کردم یک روز هم غایب نباشم سر ساعت در شعبه حاضر باشم و می‌گفتم اگر من نروم از مسافرم چه انتظاری دارم که برود، وقتی هم که مسافرم نرود آموزش‌ها را دریافت نمی‌کند یا ناقص دریافت می‌کند و در سفرش تأثیر می‌گذارد. خدا را شاکرم که توانستم به کنگره بیایم و با نیروهای منفی مقابله کنم چون وقتی بحث آموزش می‌آید وسط کار نیروهای منفی هم آغاز می‌شود و هزار بهانه و دلیل را می‌آورند که این کار را نکن وقت زیاد است و این بستگی به هوشیاری ما دارد که چقدر این معرکه‌گیری را می‌توانیم داشته باشیم و صدای عقلمان را بشنویم وقتی صدای عقل را بشنویم قطعاً از معرکه‌گیری هم بیشتر فاصله می‌گیریم.

کمک راهنمای لژیون دهم همسفر زینب:

رابطه یادگیری و معرکه‌گیری، آقای مهندس هیچ‌چیزی را بی‌دلیل کنار همدیگر قرار نمی‌دهند. یادگیری و معرکه‌گیری متضاد هستند ولی درعین‌حال همدیگر را کامل می‌کنند. وقتی من شروع کنم به آموزش گرفتن محصولش می‌شود آرامش درونی که دارم یک احساس امنیت پیدا می‌کنم که باعث می‌شود اعتمادبه‌نفس انسان بالا بیاید. در کنگره هم همین‌طور است ما خیلی چیزها را بلد نبودیم و از گیر دادن‌های الکی گرفته تا بهانه‌جویی‌های مختلف، همه نشان از این می‌داد که ما آموزش ندیده بودیم. مثلاً وقتی یک لیوان آب روی زمین می‌ریخت با یک عذرخواهی آن را برداریم و جمع کنیم ولی آن بهانه دست ما می‌داد که همه‌چیز را خراب کنیم و یک روز اوقات خودمان و خانواده‌مان را تلخ می‌کردیم و اعصابمان را به هم می‌ریختیم. ولی از وقتی در کنگره آموزش گرفتیم آن بهانه‌گیری کمرنگ شد درواقع بهانه‌گیری آرامش را از ما می‌گیرد آقای مهندس آموزش‌هایی را که ارائه می‌دهند هم برای مسافران است و هم برای همسفران، وقتی‌که کسی می‌آید شروع می‌کند به یادگیری دیگر به حواشی کاری ندارد هرچقدر حاشیه ما زیادتر باشد ما از اصل قضیه دورتر می‌شویم. اصل قضیه این است که ما آموزش‌ها را سر جلسه و سر لژیون بگیریم وقتی هم که آموزش می‌گیریم و شناخت پیدا می‌کنیم باعث می‌شود از آن‌ها حاشیه‌ها بیرون بیاییم وقتی از حاشیه بیرون آمدیم دیگر دنبال بهانه‌جویی و بهانه‌گیری نمی‌کردیم مسائلی که اوایل سفر همراه ما است را از خودمان دور می‌کنیم. خدا را شکر وقتی ما آموزش می‌بینیم آن منیت کمرنگ‌تر می‌شود وقتی سی دی می‌نویسیم این سی‌دی نوشتن خودش خیلی خوب است یعنی به ما فرصت می‌دهد هم یاد می‌گیریم، هم می‌شنویم، هم می‌نویسیم و دست و قلممان خوب می‌شود همین‌که دیگر دنبال بهانه نمی‌گردیم و فرصت اینکه دنبال حاشیه برویم را نداریم و کمتر معرکه‌گیری می‌کنیم. امیدوارم با آموزش‌های کنگره هرچه بیشتر به سمت یادگیری‌ها برویم و از معرکه‌گیری‌هایی که باعث می‌شود زندگی‌مان را متشنج کند دوری‌کنیم.

مرزبان همسفر محبوبه:

رابطه یادگیری با معرکه‌گیری که واقعاً دستور جلسه خیلی مهمی است، وقتی‌که ما وارد کنگره می‌شویم فضای کنگره با بیرون کاملاً متفاوت است. در بیرون خیلی می‌بینیم مردم برای اینکه حقشان را بگیرند با همه می‌جنگند تا حقشان را به‌زور بگیرند، ولی در کنگره خدا را شکر همه‌چیز سر جای خودش قرار دارد و این به دلیل وجود حرمت‌ها است. ما با آموزش‌های کنگره یاد می‌گیریم همان‌طور که باید در کنگره به یکدیگر احترام بگذاریم در بیرون هم به دیگران و اطرافیان احترام بگذاریم، واقعاً کسانی که درون کنگره هستند و آموزش‌دیده‌اند رفتارهایشان متفاوت است با افرادی که بیرون از کنگره هستند. در صف نانوایی، صف اتوبوس و جاهای مختلف به دنبال این هستند که حق دیگران را پایمال کنند و زودتر به خواسته‌های خودشان برسند و این‌یک نوع زرنگی محسوب می‌شود ولی واقعاً ما در کنگره یاد می‌گیریم که این‌ها حاشیه است. وقتی من بتوانم حقوق دیگران را رعایت کنم و به آن‌ها احترام بگذارم یعنی توانسته‌ام آموزش‌ها را کاربردی کنم. دستور جلسه امروز رابطه یادگیری با معرکه‌گیری است یعنی وقتی من از در وارد کنگره می‌شوم خودم را خالی کنم، نگویم من بلد هستم و می‌دانم وقتی‌که خودم را خالی کنم تهی باشم وارد کنگره بشوم آن موقع است که یادگیری‌ها شروع می‌شود وقتی هم که یادگیری‌ها شروع می‌شود یواش‌یواش معرکه‌گیری کنار می‌رود که من برای هر چیزی نمی‌جنگم. یاد می‌گیرم برای به دست آوردن هر چیزی نیاز به دانایی دارم، نیاز به آموزش دارم نیاز به جنگیدن ندارم.

ما در کنگره در وادی دوم واژه جنگ نرم راداریم یعنی وقتی شما می‌خواهید به چیزی دست پیدا کنید لازم نیست که معرکه‌گیری کنید و پشت سر این‌وآن صحبت کنید زیرآب طرف را بزنید تا به خواسته‌تان برسید، در کنگره ما یاد می‌گیریم با خودسازی خودمان صد در صد به آن‌ها خواسته می‌رسیم. حتی آمدن مسافرم به کنگره ولی باید در وهله اول یاد بگیرم کسی که باید آموزش ببیند خود من هستم و یاد می‌گیرم که چگونه باید به آن آرامش درونی برسم. بعضی‌اوقات که همسفر وارد کنگره می‌شود می‌گوید مسافر من هم حتماً باید وارد کنگره بشود دیگر مواد مصرف نکند و دنبال حاشیه‌های مواد نباشد، ولی باید یاد بگیرم اولین کسی که باید آموزش بگیرد خودم هستم. وقتی‌که من وارد کنگره شدم به‌محض اینکه درراه مستقیم قرار بگیرم شاید مسافر من به کنگره نیاید و یا اینکه مقاومت کند که کنگره بیاید ولی حداقلش این است که من یاد می‌گیرم چگونه خودم به آرامش درونی که مدنظرم است برسم. چگونه به مسافرم کمک کنم که باوجود مصرف مواد آن آرامش در زندگی داشته باشم. خدا را شکر کنگره راداریم و این بستر برای ما فراهم شد که خیلی چیزها را یاد بگیریم تشخیص بدهیم و بدانیم که معرکه‌گیری چیست. خود من قبل از اینکه به کنگره بیایم آدمی بودم که برای رسیدن به حقم فکر می‌کردم اگر همه بفهمند مشکل‌دارم مشکلم حل می‌شود اما از وقتی‌که به کنگره آمدم خیلی ریز و آهسته‌آهسته متوجه خیلی از مسائل شدم من حدود نه سال است که در کنگره حضور دارم و فهمیدم تنها کسی که می‌تواند مشکل من را حل کند خودم هستم نه دیگران، قدم‌هایی است که من خودم برمی‌دارم برای حل مشکلم، امیدوارم همه ما به آن جایگاه برسیم که آن معرکه‌گیری کنار برود آگاهی و یادگیری جایگزینش بشود.

کمک راهنمای لژیون هفتم همسفر زهره:

می‌خواستم الآن معرکه بگیرم که من نمی‌توانم من اصلاً آمادگی‌اش را ندارم ولی گفتم چیزی که در ذهنم است را بگویم. با معرکه‌گیری همه ما آشنا هستیم مخصوصاً قدیمی‌ترها که معرکه‌گیرها را در محل می‌دیدند، من خودم قشنگ یادم است که وقتی بچه بودم سر کوچه ما معمولاً روزی یک‌بار معرکه‌گیر می‌آمد و معرکه می‌گرفت یا زنجیر پاره می‌کردند، یا زورآزمایی می‌کردند و در آخر هم یک پولی را جمع می‌کردند؛ اما مسئله این است که از وقتی آمدم کنگره این را یاد گرفتم که زمان معرکه‌گیری می‌خواهیم کاری را انجام بدهیم یا اینکه توانش را نداریم و در خودت نمی‌بینی شاید این توان راداری ولی در خودت نمی‌بینی که آن کار را انجام بدهی. معمولاً دنبال بهانه می‌گردی، وقتی نمی‌خواهیم کاری را انجام دهیم دائم به دنبال بهانه می‌گردیم فلانی چرا این حرف را زد، من دیگر نمی‌آیم سر لژیون، فلانی این برخورد را کرد من اصلاً دیگر کنگره نمی‌آیم وقتی کنگره می‌روی این‌جوری حرف می‌زنند و... به همه این‌ها می‌گوییم معرکه‌گیری. این یعنی تو به مفهوم و اصل قضایا هیچ اطلاعاتی نداری و داری راجع به آن موضوع معرکه می‌گیری. حالا بیا یک مدتی بگذرد، یک سری اطلاعات کسب کن، راجع به آن فکر کن آموزش بگیر، تجربه کسب کن آن‌وقت اگر نخواستی نیا.

من خودم خیلی وقت‌ها که در زندگی شخصی خودم از خیلی مسائل رنج می‌بردم یک موضوع را بهانه می‌کردم و سر آن موضوع معرکه‌گیری را شروع می‌کردم، سر همان موضوع سروصدا راه می‌اندازم و ناراحتی ایجاد می‌کردم نمی‌نشستم منطقی راجع به آن موضوع فکر کنم والان متوجه شدم موضوعی که الآن من دارم می‌گویم یک ریشه‌ای درگذشته من دارد، یکسری مطالب روی همدیگر جمع شده و باعث شده الآن من این مدلی واکنش نشان بدهم و معرکه‌گیری کنم. درصورتی‌که شاید آن موضوعی را که من دارم مطرح می‌کنم اصلاً نیازی به شلوغ‌کاری ندارد و موضوع خاصی نبود که من راجع به آن این‌گونه شلوغ‌کاری و معرکه‌گیری می‌کنم و اما یادگیری زمانی که می‌خواهید یاد بگیرید یعنی تابع این هستیم که بیاموزیم تحت هر شرایطی، شرایط سخت باشد، آسان باشد، سر راهت سنگ باشد، کلوخ باشد دوست داری که یاد بگیری. مثل اکثریت ماها که به کنگره آمدیم، شاید برای خیلی از ما سخت بود حتی مسیر کنگره آمدن اما چون خواهان یادگرفتن هستیم چون طالب آموزش هستیم و پشت این یادگیری هدفی را دنبال می‌کنیم و آن یادگیری هدفی به دنبال دارد پس برای من مسیر شیرین می‌شود. طی کردن خیلی از مشکلات برای من آسان‌تر می‌شود چون می‌خواهم یاد بگیرم که به آن هدف مدنظر برسم. هدف برای من ارزشمند است پس شاید آن معرکه‌گیر هم هدف را دنبال کند اما این کجا و آن کجا. هدف یادگیری خیلی باارزش است اما آن‌کسی که معرکه می‌گیرد در خیلی مسائلی که نباید معرکه بگیرد، هدف تخریب است و اتفاقاً کسی که معرکه می‌گیرد اولین تخریب روی خودش است، یعنی باید حال خودش خراب شود تا بتواند حال دیگران را خراب کند تا بتواند خیلی اتفاقات بد دیگر را هم رقم بزند. فکر می‌کنم این هدف مثبت و منفی داشتن در مسئله یادگیری و معرکه‌گیری مهم است.

تایپ: رابط وبلاگ همسفر الناز لژیون ششم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .