در دوران کودکی تا سن ۱۰ سالگی من ساعت ۱۰ شب را ندیده بودم و همیشه در آن ساعت خواب بودم. هر کجا که بودم و در هر شرایطی که بودم حدود ساعت ۱۰ بیهوش میشدم و شارژم به پایان میرسید و به خواب میرفتم.
در آن چند سال از زندگی لذت میبردم و ساعتها مینشستم و از پنجره برف را تماشا و از آن لذت میبردم. در آن زمان حتی به یاد ندارم از کسی دلخوری داشته باشم و یا اینکه ساعتها بنشینم و به اینکه چرا فلان شخص فلان کار را انجام داده، فکر کنم؛ چرا که حسم خوب بود و آن هم به دلیل خواب خوبی بود که داشتم.
صبحها هم نمیتوانستم بیشتر از ساعت ۶ صبح بخوابم و چون خانواده مخصوصاً جمعهها تا ساعت ۹ صبح میخوابیدند، این مسئله دردسر شده بود و من مجبور بودم برای خودم کار و سر گرمی پیدا کنم. به همین خاطر با خودم حرف میزدم و وقتی خسته میشدم سر و صدا راه میانداختم تا همه بیدار شوند و سعی میکردم این سر و صدا اتفاقی به نظر برسد.

اما کمکم تعادل خواب من به هم ریخت و شرایط وارونه شد. لذت بردن از زندگی برای من تا قبل از بر هم خوردن تعادل خوابم خیلی زیاد و جالب بود که با برهم خوردن تعادل خوابم از بین رفت.
از دوران دبیرستان تعادل خواب من کاملاً بر هم ریخت و این مسئله در دوران دانشگاه هم ادامه داشت تا اینکه در سال ۱۳۸۵ دیگر کلافه شده بودم و حتی با جهانبینی هم نتوانستم مسئله خواب را درست کنم و به پارک لاله رفتم و آن زمان ساعت 5 میخوابیدم و 6 صبح به پارک میرفتم و در یک ماه اول خیلی شرایط سختی داشتم و برای اینکه خواب از سرم بپرد در آنجا کار دبیری را به عهده گرفتم البته بعد از پارک در خانه میخوابیدم اما مهم این بود که صبح زود از خانه بیرون میرفتم و آرامآرام خواب شب من تنظیم شد و دیگر بعد از پارک در خانه نمیخوابیدم و بعد از دو سال خوابم 50 در صد خوب شد چون من از نظر بیوشیمی هم مشکل داشتم .
در کنگره استخر شیرودی و پارک لاله دو بال پرواز برای تنظیم خواب است.
البته با یک بال هم میتوان مشکل را حل کرد. کلید بههمریختگی خواب خشم است.
انسان برای زندگی و ادامه حیات نیاز به انرژی دارد و اگر این انرژی را از خواب شب به دست آورد که هیچ؛ در غیر این صورت انرژی باید از پوست گوشت و استخوان خودش بیرون بکشد و خرج کند.
آدمی که شبها توان خوابیدن ندارد واقعاً انسان بیچارهای و همیشه در عذاب است و تقریباً تا ساعت 12 و 1 ظهر حال خوبی ندارد، حافظهاش خوب کار نمیکند و....
انسان برای خواب نیاز دارد تا امواج و فرکانسهای ذهنی پایین بیاید و ذهن آرام شود و هرچه این فرکانسها پایین بیاید خواب بهتر خواهد بود و انرژی بهتری از کائنات دریافت خواهید کرد.
برای اینکه ذهن آرامی داشته باشید نیازمند یک سری شرایط هستیم:
انسان در طی روز درگیر یکسری مسائل هست در خواب بخشی از ذهن این مسائل را دنبال تکمیل میکند، ذهن در خواب هم کار میکند و وقتی در روز درگیری خیلی زیاد باشد در خواب هم همین اتفاق میافتد.
چه چیزی ذهن را درگیر و مشغول میکند؟
وقتی انسان خشمگین است و دل پرکینهای دارد در قسمت پنهان هم وجود دارد و امواج مغزی را به شدت بالا میبرد و چون ذهن به شدت ملتهب میشود به سطح خواب میرسد، تمام آدمهایی که خیلی خشم و کینه دارند خواب نامنظمی دارند.
برای حل شدن مشکل بیخوابی باید دل آدم صاف شود، خیلی ساده باید خشم خود را پایین بیاورد، افرادی را که باعث خشمش شدهاند را ببخشد و مسئولیت کارهایش را به عهده بگیرد، و شروع کند به انجام دادن کارهای مفید.
قضیه خواب کاملاً به قضیه حس ارتباط دارد، آدمهایی که حس آرامی دارند خواب خوبی هم خواهند داشت چون اتفاقات بیرون به راحتی آنها را به هم نمیریزد اما انسان هایی که دل بیماری دارند با کوچکترین حرکت دیگران سریع در ذهن خود سؤال میپرسد چرا این کار را کرد؟ چرا این حرف رو زد؟ و.... و اما وقتی دل و ذهن هنوز آلوده نشده همچنین اتفاقاتی هم نمیافتد.
نور خورشید و مهتاب یکسری مواد در بدن تولید میکند که برای بدن مفید است. خود تریاک تا زمانی که خشخاش را تیغ نزنند و نور به آن نرسد هیچگونه ضرری ندارد اما زمانی که تیغ به آن خورد و نور خورشید و اکسیژن به آن رسید آن زمان به تریاک تبدیل میشود و رنگ تریاک هم به زمانی که تیغ به آن خورده بستگی دارد.
وقتی یک ساعت خواب خود را جلو میآورید در واقع در تولید مواد درون بدن تأثیر میگذارید، القای افکار منفی به ذهن انسان از زمان سحر تا طلوع خورشید و بعد از آن ادامه پیدا میکند، آدمهایی که میخواهند ذهن آرامی داشته باشند توصیه میکنم خواب خود را آرامآرام به سحر نزدیک کنید، جهت خواب هم خیلی مهم است، جهت خواب مناسب بر اساس مغناطیس زمین تعریف شده است، انسان زمانی که میخوابد کالبد دوم در ارتفاع یک متری قرار و شروع میکند به شارژی شدن، بخشی از این شارژ شدن با مغناطیس زمین هست، جهت مغناطیس زمین هم شمال به جنوب است و برای اینکه شخص شارژ شود باید عمود بر این میدان قرار بگیرد یعنی شرق به غرب، اگر در جهت شرق به غرب بخوابید بهترین خواب را خواهید داشت.
پس جهت خوابیدن و تنظیم خواب از صبح خیلی مهم است و خیلی این مسئله را توصیه میکنم.
کنگره یکسری امکانات را برای شخص فراهم کرده مثلاً لژیون یک امکان هست، جلسات یک امکان هست چرا که درمان اعتیاد به تنهایی امکانپذیر نیست، برای خواب شب هم برنامههای صبحگاهی وجود دارد و اگر شما به تنهایی بخواهید خواب را تنظیم کنید ممکن است به شکست برسید اما اگر از انرژی که در پارک وجود دارد به راحتی میتوانید از پس این مشکل بربیایید.
پارک لاله، استخر صبح گاهی و تیراندازی با کمان صبح گاهی، شربت هایی هستند که وجود دارند و ممکن شما از آنها اطلاعی نداشته باشد
مسئله خواب در درمان اعتیاد نقش خیلی مهم و اساسی دارد و به نظر من اگر فردی نتواند مشکل خواب خود را در سفر حل کند، سفر او باطل است و حال چندان خوبی ندارد.
این جمله را همیشه به باد داشته باشید که خواب را باید از صبح درست کرد نه از شب و این نکته خیلی مهم برای درست کردن خواب است.
همانگونه که برای درمان اعتیاد سه پارامتر جسم، روان، جهانبینی باید به تعادل برسد برای خواب هم از نظر تفکر و جهانبینی باید حرکت کرد، از کسی ناراحت نشد و اگر هم ناراحت شد عکسالعمل نشان نداد. باید تمرین عملی انجام داد. خواب به هیچوجه از شب درست نمیشود بلکه باید از صبح درست شود.
اگر بتوانیم صبحها ۱ ساعت زودتر از همیشه از خواب بیدار شویم آرامآرام شبها ۱ ساعت زودتر به خواب میرویم و میتوانیم اینگونه خواب خود را آرامآرام درست کنیم. و یک قدم می توانی به جهت درست شدن خواب برداریم
اهمیت خواب شب و بیداری در صبح زود
استاد امین دژاکام
" شاد زی، مهــرتان افزون".
- تعداد بازدید از این مطلب :
1038