English Version
This Site Is Available In English

مشارکت مکتوب در باب دستور جلسه« رابطه یادگیری با معرکه گیری»

مشارکت مکتوب در باب دستور جلسه« رابطه یادگیری با معرکه گیری»

مشارکت‌های مکتوب لژیون بیست و سوم هم‌سفران؛ کمک راهنما هم‌سفر زهرا ب

در باب دستور جلسه «رابطه یادگیری با معرکه‌گیری»

سلام دوستان مرجان هستم یک هم‌سفر

دستور جلسه‌ای که قرار است در ارتباط با آن مشارکتی داشته باشم رابطه یادگیری و معرکه‌گیری هست. در ابتدا به بررسی جدا هرکدام از این واژه‌ها می‌پردازیم.

مفهوم واژه یادگیری در کنگره ۶۰ به مسئله آموزش و به دنبال آن به دانایی برمی‌گردد. به نظر من یادگیری یعنی فرد در هرلحظه و مکانی به دنبال بالا بردن دانایی خودش باشد و سه مؤلفه مثلث دانایی که تفکر، تجربه و آموزش هست را به تعادل برساند و از هر پیش آمدی فقط به دنبال آموزش آن باشد و به مسائل اطراف آن توجه نداشته باشد. یادگیری یعنی مسائل را یادگرفتن مسائل، در مسائل تفکر کردن، از مسائل آموزش گرفتن و مسائل را تجربه کردن.

اگر بخواهم مفهوم معرکه‌گیری را بیان کنم دقیقاً می‌توان گفت که نقطه مقابل مفهوم یادگیری هست و ریشه آن به جهل و نا‌آگاهی انسان‌ها برمی‌گردد. معرکه‌گیری یعنی وجود سه صفت ترس، منیت و ناامیدی در انسان. فردی که معرکه‌گیر هست به دلیل وجود منیتش نمی‌تواند اشتباهات خودش را بپذیرد و می‌ترسد که دیگران آن را مقصر بدانند و از خواسته‌هایش دور شود و همیشه در حاشیه است و گاهی نا‌امید است و نق می‌زند.

اکنون رابطه که می‌توانیم بین آن‌ها در این تضاد برقرار کنیم این هست که اگر فردی خود را با یادگرفتن عجین کند و همیشه در پی آموزش باشد و صفت دانایی که مهم‌ترین مقوله در یادگیری هست را بالا ببرد می‌تواند از معرکه گرفتن دور باشد و کم‌تر نق بزند و کمتر در حاشیه باشد و کمتر گلایه کند و هرچه از یادگیری فاصله بگیرد به سمت معرکه‌گیری می‌رود و در دنیای پر از حاشیه، کینه و ترس و خشم فرو می‌رود.

 

سلام دوستان پری هستم یک هم‌سفر

هستی و طبیعت همیشه به ما درس می‌دهند و ما این درس‌ها را با چشم خودمان می‌بینیم ولی در زندگی خود به کار نمی‌بریم، برای مثال، پرنده‌ی عقاب را اگر نگاه کنیم، خصوصیات و آموزش‌هایی را به ما یاد می‌دهد، شجاعت، تمرین و تکرار، باهوش بودن، تمرکز کردن، وارد نکردن کسی به حریم خود و هزاران نکته‌ی ریزودرشت دیگر را به ما آموزش می‌دهد؛ و یا شاید برای ما پیش‌آمده باشد رفتاری را از دیگران می‌بینیم که درست است، ولی به دلیل اینکه در ما حس‌های بدی نهفته است آن را قبول نمی‌کنیم و روی حرف خودمان پافشاری می‌کنیم. چون در ما معرکه‌گیری آغازشده است و به‌جای پذیرفتن عیب‌ها و نقص‌های خودمان، می‌خواهیم ذهن افراد را به سمت‌وسویی دیگر منحرف کنیم. به نظر من رابطه‌ی منیت با معرکه‌گیری درهم‌آمیخته است. کسی که مهربان باشد و خالی از منیت و غرور و تکبر باشد به‌جای معرکه‌گیری، آموزش‌ها را در زندگی خودش کاربردی می‌کند و شاید معرکه‌گیری با فرار کردن از مسئولیت‌هایی که به ما واگذارشده است رابطه‌ی مستقیمی دارد. اگر من یاد بگیرم همیشه مشکلی که به وجود آمده را ابتدا بپذیرم و به دنبال مقصر کردن دیگران نباشم، به‌جای غرغر کردن به دنبال راهی درست برای حل مشکل به وجود آمده می‌باشم و همین‌طور اگر در زندگی به دنبال تائید دیگران نباشم و برای اینکه نخواهم دیگران مشکل من را متوجه شوند و من را قضاوت کنند، معرکه‌گیری می‌کنم و یا شروع به منحرف کردن ذهن افراد می‌کنم و بنابراین بیشترین فشار را بر روی خودم قرار داده‌ام و انرژی زیادی را از من می‌گیرد.

انسان معرکه‌گیر، یک فرد ناتوان است و برای اینکه این را قبول نکند به دنبال بهانه می‌رود، دقیقاً همین رفتار را من تا قبل از ورودم به کنگره داشتم و همیشه به خاطر اینکه اشتباهات خودم را قبول نکنم، به دنبال بهانه‌گیری بودم و ترس‌ها، کبر، بی‌دست و پایی خودم و ضعیف بودن خودم را تقصیر مسافرم می‌انداختم، همیشه بهانه می‌آوردم که چون مسافر من معتاد است، پس من فلان کار را نمی‌کنم، ولی غافل از اینکه ضربه‌های سنگینی را به خودم می‌زدم، من همیشه مدعی بودم من که مشکلی ندارم و بنابراین کارهایم عقب می‌افتاد. حال اگر من هم‌سفر به دنبال یادگیری باشم و دانایی خودم را عملی کنم و به‌فرمان شو شود نزدیک شوم هم به دنبال معرکه‌گیری نمی‌روم، هم‌میدانم با فردی که معرکه‌گیری می‌کند چگونه رفتار کنم.

سلام دوستان مریم هستم هم‌سفر

من از این دستور جلسه پرمحتوا آموختم که باید با آموزش گرفتن و یادگیری از معرکه‌گیری فاصله بگیرم. بی‌دلیل نیست که آقای مهندس این دو مقوله را در کنار هم قرار داده است، چراکه این دو مسئله همانند دو کفه ترازوست؛ هرچه سطح یادگیری و دانش و معرفت من بالاتر بیاید کفه دیگر ترازو که همان معرکه‌گیری است پایین‌تر می‌رود.

یادگیری نشان از آگاهی دارد و معرکه‌گیری نمونه بارز جهل و ناآگاهی است. پس به امید روزی که با آموزه‌های جامع و کامل کنگره پله‌های علم و پیشرفت را طی کنیم. با تشکر فراوان از بنیان کنگره ۶۰. برایشان آرزوی سعادت و موفقیت روزافزون دارم.

سلام دوستان مهتاب هستم هم‌سفر

انسان باید همواره در حال یادگیری باشد چون سکون و آموزش نگرفتن انسان رو به سمت تاریکی‌ها و جهالت می‌کشاند وقتی من برنامه‌ریزی نکنم و آموزش نگیرم وقت زیادی دارم برای حاشیه رفتن و معرکه‌گیری. زمانی که یک کار نادرستی رو انجام بدم و بخواهم دیگران رو دور بزنم و گیج کنم تا نفهمند آن کار را من انجام دادم شروع به معرکه‌گیری و سفسطه می‌کنم؛ یعنی موضوع را آن طوری که خودم دوست دارم و به نفع خودم هست وارونه جلوه می‌دهم و معرکه می‌گیرم. مثل زمانی که من در امتحانم نمره خوبی نگرفته باشم و تقصیر را بیندازم گردن کسی که سؤالات رو طرح کرده و یا بگویم فلان سؤال غلط طرح‌شده بود یا... اینجا تلاش من برای یادگیری متوقف می‌شود.

سلام دوستان بهاره هستم یک هم‌سفر

در سی دی یادگیری و معرکه‌گیری آقای مهندس می‌فرمایند: یادگیری فقط مال مشق و امتحان نیست اصولاً زندگی خودش یادگیری است یادگیری در تمام زمینه‌هاست...عوض کردن موضوع و موضوع را تبدیل کردن به چیز دیگری معرکه‌گیری می‌شود.

 هرگاه بین خودمان و شخص دیگری بحثی پیش آمد و ما مقصر بودیم. باید با یک معذرت‌خواهی آن بحث را تمام کنیم نه اینکه حاضرجوابی کنیم و آن بحث را کش بدهیم و دادوبیداد کنیم و معرکه‌گیری کنیم چون در معرکه‌گیری خیلی از نیروهای ما تخریب می‌شود. اگر ما آموزش‌دیده باشیم و ادب و نزاکت را یاد گرفته باشیم هیچ‌گاه معرکه‌گیری نمی‌کنیم.

سلام دوستان مینا هستم یک هم‌سفر

یادگیری و معرکه‌گیری باهم رابطه معکوس دارند. معرکه‌گیر هیچ‌وقت نمی‌تواند آموزش بگیرد. ما هرگز نباید فراموش کنیم که برای چه به کنگره آمده‌ایم! ما آمده‌ایم تا یاد بگیریم. یکی از معرکه‌گیری‌هایی که هم‌سفران دچار آن می‌شوند (معرکه‌گیری ذهنی) است، یعنی در ظاهر وکلایم هیچ اتفاقی نمی‌افتد، فقط در ذهن این اتفاق می‌افتد که به مشکلات درونی من برمی‌گردد، ترس من، منیت من...گاهی این معرکه‌گیری در مورد مسافر اتفاق می‌افتد قضاوت‌هایی که در موردش می‌کنیم حتی اگر به زبان نیاوریم. در ذهنمان دچار معرکه‌گیری شده‌ایم.

سلام دوستان زهر اپن هستم یک هم‌سفر

یادگیری یعنی؛ فرار گرفتن، دریافت و آموزش اطلاعات مثبت و مفید ولی در معرکه‌گیری یه سری اطلاعاتی ردوبدل می‌شود که منفی هستند.

اگر کنگره بنا و سیستمی مستحکم و آباد هست؛ به دلیل خدمت گذاران این بنا است که مراحل آموزشی زیادی را طی کرده‌اند به دانایی بالایی رسیده‌اند. دور از حسادت و خودخواهی و حس‌های منفی قراردادند.

پس من هم‌سفر، مواظب باشم اگر نق زدم و به حاشیه رفتم به ضرر خودم هست، زیرا ما به کنگره آمده‌ایم تا بیاموزیم. به حرمت‌ها احترام بگذاریم، با افراد کنگره ارتباط مالی و کاری پیدا نکنیم. از پچ‌پچ کردن و غیبت کردن، سرزنش کردن، حسادت و کینه دوری‌کنیم، چون این‌ها نشانه معرکه‌گیری هستند.

با احترام؛ اعضای لژیون بیست و سوم هم‌سفران

ارسال: هم‌سفر فاطمه

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .