جلسه دوازدهم از دوره پنجم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی بردسکن به استادی همسفر فاطمه، نگهبانی همسفر زینب و دبیری همسفر مریم با دستور جلسه《وادی هشتم (با حرکت، راه نمایان میشود.) و تاثیر آن روی من》روز یکشنبه ۱۲ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
در ابتدا خداوند بزرگ را سپاسگزارم که در این جایگاه قرا گرفتم از نگهبان جلسه سپاسگزارم که این فرصت را در اختیار من گذاشتند تا خدمت کنم و آموزش بگیرم. دستور جلسه وادی هشتم است؛ با حرکت راه نمایان میشود. وادی هشتم دو بخش تشکيل شده است. ما از وادی اول تا چهارم آموختیم که چگونه تفکر کنیم؛ در وادی پنجم یاد گرفتیم که تفکر به تنهایی کافی نیست و باید آن را از قوه به فعل درآوریم. در وادی ششم و هفتم به فرمان عقل و پیدا کردن راه درست رسیدیم.
و اما حالا در وادی هشتم به نقطهای میرسیم که پیام روشنی را به ما میدهد؛ یعنی نباید در سکون باشیم؛ باید حرکت کنیم با حرکت راه نمایان میشود. این وادی به ما میگوید؛ برای رسیدن به هدف، در نقطه شروع متوقف نشویم. هر هدفی که در ذهن داریم، درمان اعتیاد، رسیدن به آرامش، رسیدن به حل مشکلات زندگی باشد، نباید منتظر باشیم که تمام مشکلات از سر راه ما برداشته شود. بلکه باید حرکت کنیم، وقتی که حرکت کنیم، کمکم راه و مسیر روشن میشود.
جادهها روشن میشود و همه میدانیم که اگر آب راکد باشد، گنداب میشود انسانها هم همین طور هستند، انسان نباید در سکون باشد، باید حرکت کند و اگر غیر از این باشد، در رکود و زوال بسر میبرد، این وادی، دو نکته بسیار مهم برای ما عنوان میکند؛ یکی این که خواست و هدف ما مشخص باشد، باید دقیقاً بدانیم هدف و خواست درونی ما چیست؟ و در جهت رسیدن به هدف مورد نظر تلاش کنیم، دوم جبران خسارت است.
جبران خسارت از خود و از جسم، جبران خسارت از خانواده است که بیشتر برای مسافران است که در طول مدتی که یک مصرفکننده بوده است، همه ترکشهای اعتیاد به خانوادهها رسیده است. سوم، جبران خسارت از جامعه و طبیعت است و اما بخش دوم تأثیر وادی هشتم روی من است. اگر بخواهم از تجربه شخصی خودم بگویم؛ من پنج سال در بیتعادلی بودم، سردرگم بودم، همیشه میخواستم تغییر کنم؛ اما در فکر خود به دنبال معجزه بودم یا بر این باور بودم که روزی همه چیز خودبهخود درست میشود.
همیشه ناراحت بودم، نقشه میکشیدم؛ ولی چون میترسیدم قدم برنمیداشتم؛ اما امروز تصمیم گرفتم، قدم بردارم، حرکت کنم، با حرکت راه برای من نمایان شد. باید بدانیم که ترس در سکون رشد میکند، ولی وقتی که حرکت کنیم ترس ذوب میشود، از بین میرود، من هم از این وادی یاد گرفتم که دیگر غصه نخورم، نقشه نکشم، حرکت کنم و برای خودم راه را نمایان کنم، باید بدانیم تفکر بدون حرکت، بیحاصل است.
حرکت بدون تفکر فاجعه است، وقتی تفکر اولیه را انجام دهیم، نباید بترسیم، نباید گمراه باشیم، باید حرکت کنیم. کلام پایانی این که امیدوارم همه ما به ویژه سفر اولیها شجاعت برداشتن اولین قدم را داشته باشند و بدانند که اگر خواسته قوی باشد، در حین حرکت را درست به ما نشان خواهد داد.

مرزبانان کشیک: همسفر سمیه و مسافر حجت
عکس: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر معصومه(لژیون دوم)
تایپ: همسفر صدیقه رهجوی راهنما همسفر معصومه(لژیون دوم)دبیر اول
ویرایش و ارسال: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر معصومه(لژیون دوم)نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بردسکن
- تعداد بازدید از این مطلب :
104