چهارمین جلسه از دوره هجدهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی گرگان، با استادی راهنمای تغذیه سالم مسافر جواد، نگهبانی مسافر موسی و دبیری مسافر هاشم با دستور جلسه : وادی هشتم ( با حرکت راه نمایان میشود) در روز یکشنبه 12 مهر ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکرم که یک بار دیگر در این جایگاه قرار گرفتم تا خدمت کنم و از خدمت خودم آموزش بگیرم. دستور جلسه امروز وادی هشتم: با حرکت راه نمایان میشود.
آقای مهندس میفرمایند: قبل از اینکه بخواهیم حرکت کنیم، باید تفکر داشته باشیم و بعد حرکت کنیم تا راه نمایان بشود. من وقتی میخواهم از گرگان به تهران بروم اول باید حرکت کنم، نمیتوان گفت که اول باید تا انتهای مسیر را ببینم و بعد حرکت کنم. وقتی حرکت میکنم مسیر مشخص میشود، علامتها، سرعتگیرها و پیچهای جاده را میبینم و قدم به قدم به مقصد خود نزدیک میشوم. من در دستور جلسه باید از تجربیات خود صحبت کنم.
من در زمان مصرف راههای مختلف را برای ترک و درمان مواد مخدر را امتحان کردم، همه راهها را میرفتم ولی نتیجه چندانی نداشت، دائم با خود میگفتم من باید ادامه بدهم و خواستن توانستن است. نزد پزشکان زیادی رفتم تا اعتیادم را درمان کنم، گاها نتیجه میگرفتم اما برای مدت کوتاهی فقط کارساز بود چون راه اصلی درمان اعتیاد را نمیدانستم. الان که درمان شدهام به این درک رسیدم که این خواستهای که من در زمان مصرف داشتم درست نبود، چون خواستن مساوی است با برخاستن و باید در مسیر درست قدم برمیداشتم.
روز اول که وارد کنگره شدم و لژیون خودم را انتخاب کردم، اولین قدم را برداشتم و حرکت کردم. اوایل فکر میکردم که، با حرکت راه نمایان میشود، این یک عمل بسیار عظیم است و باید قدمهای بزرگ بردارم. اما بعدها متوجه شدم که نیازی نیست حتما قدمهای بزرگ برداشت، زیرا موفقیتهای بزرگ از انجام دادن کارهای کوچک به دست میآید. یکی از قدمهای کوچکی که من برای درمان شدن برداشتم این بود که نیم ساعت قبل از شروع کارگاه در کنگره حضور داشتم، در کارگاه و لژیون مشارکت میکردم، سیدیهایم را کامل مینوشتم و این قدمهای کوچک باعث شد من درمان بشوم.
مقوله اعتیاد اینگونه نیست که من فقط سر ساعت بیایم و سر ساعت بروم و بگویم که من سیدی نمینویسم، مشارکت هم نمیکنم ولی درمان میشوم، خیر، این حرکت باید هم درونی باشد و هم بیرونی. حرکت درونی یعنی من روی جهانبینی خود کار کنم تا به آرامش درونی برسم و حرکت بیرونی یعنی من دارای نظم و دیسیپلین باشم، جسم من هم به تعادل برسد. من در مقوله خدمت کردن به چالش خورده بودم و گوش کردن سیدی شناور استاد امین خیلی به من کمک کرد تا بتوانم حرکت کنم و به آرامش برسم.

وقتی شما قدمها را بر میدارید، در هر مرحله تجربههای جدیدی را به دست می آوردید. گاهی ممکن است ما حرکت کنیم و انتظار داشته باشیم همان لحظه راه نمایان بشود و این غلط است، گاهی ما باید قدم برداریم و صبور باشیم، ممکن است کمی دشوار باشد اما وقتی در مسیر درست باشیم و صبر کنیم حتما راه نمایان میشود.به نظر من صراط مستقیم چیزی جز کنگره ۶۰ نیست. من بعد از درمان مواد با چالش اضاف وزن مواجه شده بودم و تصمیم گرفتم که وارد لژیون جونز بشوم، اولین قدمها برای من دشوار بود اما بعد از مدتی متوجه تغییرات شدم و پله پله وزن من پایین آمد و در وزن هم به تعادل رسیدم.
من وقتی میخواهم یک قله را فتح کنم، باید از قدمهای کوچک شروع کنم، نمیتوانم مانند یک پرنده، به قله کوه صعود کنم، بلکه باید به حرف آن راهنمایی که در مسیر فتح قله کنار ما قرار دارد گوش دهم تا بتوانم با چالشهایی که در ادامه راه با آن مواجه میشوم به درستی در صدد حل آن بربیایم.
یک نکته خیلی مهم را میخواهم بگویم و آن بحث لژیون سردار است و باید همه ما کوشا باشیم تا بتوانیم از این لژیون حمایت کنیم. برای اینکه ملک کنگره ۶۰ گرگان از حالت استیجاری خارج بشود لازمه آن این است که تمامی اعضای آن شعبه به دانایی برسند. امیدوارم که من در این زمینه بتوانم حرکت بکنم و بتوانم حداقل یک خشت روی دیوار بگذارم تا به تکامل برسم.
نگارش و عکس: مسافر هادی لژیون سوم
ویرایش و بارگزاری: مسافر رضا لژیون هفتم
سایت کنگره 60 نمایندگی گرگان
1405/07/12
- تعداد بازدید از این مطلب :
138