جلسه نهم از دوره دوم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی بجنورد به استادی مسافر جلال، نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر مراد با دستور جلسه " وادی هشتم (با حرکت راه نمایان میشود.) و تاثیر آن روی من " در تاریخ دوازدهم مهرماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، جلال هستم یک مسافر. ابتدا از ایجنت محترم، لژیون مرزبانی و همچنین راهنمایم آقای مجید تشکر میکنم که به من این فرصت را دادند تا در این جایگاه قرار بگیرم و از شما دوستان آموزش بگیرم. دستور جلسه امروز، وادی هشتم و تأثیر آن روی من. همانگونه که در متن وادی: "با حرکت راه نمایان میشود." آمده است. این وادی به من میگوید که باید دائم در حال حرکت و جنبوجوش باشم در حالت سکون هیچ زایشی شکل نمیگیرد. تمام جهان هستی و طبیعت در حال چرخش هستند ؛ روز، شب، کره زمین و چرخش به دور خورشید، فصلها که پشتسرهم میآیند؛ نشاندهنده آن است که هیچ سکونی وجود ندارد و همه چیز در حال چرخش است. بنابراین ما هم باید همیشه در حال حرکت باشیم. این حرکت باید چگونه باشد؟ حرکت باید از یک نقطه معلوم شروع شود و به یک نقطه معلوم دیگر ختم شود. در حرکت، قبل از همه چیز باید خواسته ما مشخص باشد، از این راهی که میخواهیم برویم، خواسته ما چه هست؟ دومین مورد داشتن هدف است. من خودم تقریباً سال ۱۴۰۳ حرکتی را به سمت کنگره شروع کردم؛ هدفم و خواستهام ترک مواد بود. هدفم این بود که رهایی پیدا کنم؛ چون کمکم به خانواده و اطرافیان آسیب زده بودم و میخواستم کمی از این آسیبها کم بشود. ولی نمیدانستم در مسیر، کجا میخواهم بروم. من راه را گرفتم و وارد کنگره شدم؛ سفر شروع شد، حرکت شروع شد و کمکم راه به من نشان داد که مسیرم چطور است. چه کاری باید انجام بدهم چه کاری را نباید انجام بدهم. بعد از گذراندن سفر اول و رسیدن به رهایی از بند مواد، رسیدم به سفر دوم، در سفر دوم، خدمتگزار شدم و الان هم حدود ۹ ماه رهایی دارم. در سفر دوم دریافتم که حرکت باید حتماً از قبل تفکر درستی داشته باشد.

حرکتی درست است که به رشد و ارتقاء ما کمک کند. در حرکت، از مسیری شروع میکنیم تا به مسیر دیگری برویم، در این حرکت باید رشد و ارتقا پیدا کنیم. وقتی به وادی هشتم رسیدیم و میخواهیم حرکت را شروع کنیم، باید کولهبارمان از وادی های قبلی پر باشد. چرا؟ چون مسیر، مسیر صراط مستقیم است ولی چالهها، بالا و بلندیها و پستیهای خودش را دارد. من باید بدانم چطور در این مسیر از راه منحرف نشوم ، چون نیروهای منفی همیشه در تلاش هستند که ما را از راه درستی که در پیش گرفتهایم دور کنند. مسیر کنگره ۶۰ ، مسیر صراط مستقیم است. ما به کنگره میآییم تا از ترس به شجاعت و از ظلمت به نور برسیم تا ارتقا پیدا کنیم. اما نیروهای منفی در مسیر بیکار نمینشیند و میخواهد ما را به بیراهه ببرند. پس چه بهتر که از وادیهای قبلی، یعنی تفکر، مسئولیتپذیری و دیگر دستورجلسهها مثل فرمانبرداری، برداشت درستی داشته باشیم و آنها را در این وادی و حرکتی که داریم، رو به جلو اجرایی کنیم و در ادامه مطمئناً سفر خوبی خواهیم داشت. حرکت دو نوع است: یک حرکت بیرونی و دیگری حرکت درونی. حرکت بیرونی، مثلاً برای خود من که دارم به کنگره میآیم، آموزشها را میگیرم و سفر میکنم. در حال حرکت هستم و روز به روز تغییراتی دارم میباشد. وقتی به جایی که منشأ نور است وصل میشویم، مطمئناً تغییرات رو به ارتقا است و نه پسرفت. در این مسیر، حرکت درونی را هم میبینم. هیچکس به اندازه خود من نمیداند که در درون من چه مشکلی است. من ترس دارم، اضطراب دارم، پشیمانی دارم، نفرت دارم؛ اینها را باید با آموزشهایی که میگیریم در درون خودمان حل کنیم. من خودم امروز میخواستم بیایم اینجا؛ یکی از ترسهای من این بود که با شروعِ کارگاه آموزشی اضطراب میگیرم. از وقتی که به من برای استادی جلسه امروز اعلام شد، من استرس داشتم، نیروهای منفی به ما این القاء را می کردند که برو قرص ضداضطراب و ضداسترس بخور؛ بعد گفتم تا کی؟ امروز بخورم، فردا بخورم؟ ما اینجا یاد گرفتیم که باید از این افکار رد بشویم. تا وقتی در جایگاه قرار نگیریم، نیروی منفی نمیگذارد کار درست را انجام بدهیم. بنابراین دلم را به دریا زدم و آمدم. مسئله دیگری که در وادی هشتم آمده، جبران خسارت است. ما باید یاد بگیریم چطور جبران خسارت کنیم. اول از همه از خودمان؛ ما به جسم و روان خودمان آسیب زیادی رساندهایم. وقتی در کلاسهای آموزشی کنگره حضور پیدا میکنیم درباره جسم، روان و صور پنهان (که روح است) توضیح میدهند. ما ندانسته یا دانسته آسیبهای زیادی به جسم خودمان وارد کردهایم. اولین مورد در جبران خسارت پذیرش است ؛ ما باید بپذیریم که اشتباه کردهایم، خودمان را ببخشیم و رو به سمت جلو حرکت کنیم تا جسم و روان ما بهبود یابد. دوم، جبران خسارت از خانواده. این موضوع برای خود من خیلی کاربردی بود. پدر و مادرم بسیار برای من زحمت کشیدند من اینجا یاد گرفتم که برای جبران خسارتی که به آنها زدهام باید جبران خسارت کنم و از آنها دست بوسی کنم. سوم، جبران خسارت از جامعه، من خودم شخصاً به ریختن زباله در طبیعت اهمیت نمیدادم؛ زمانی که بیرون میرفتم، اصلا رعایت نمی کردم و زباله ها را در طبیعت رها میکردم. ولی الان به لطف آموزشهای کنگره آموختهام که به طبیعت و هستی خسارت وارد نکنم. متشکرم دوستان .
در ادامه برگزاری نهمین دوره آزمون داخلی :

مرزبان خبری : مسافر محمد
تایپ : مسافر موسی الرضا لژیون سوم
ویرایش و ارسال: مسافر جواد
- تعداد بازدید از این مطلب :
87