هفتمین جلسه از دور نوزدهم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60 نمایندگی بیرجند، ویژه مسافران با استادی مسافر محمدرضا، نگهبانی مسافر محمدحسین و دبیری مسافر مهدی با دستور جلسه" وادی هشتم و تاثیر آن روی من " در روز یکشنبه 12 مهر ماه 1405 راس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
خدا را شاکر و سپاسگزارم و از راهنمای لژیون دوم و همچنین از تمامی خدمتگزاران عزیز تشکر میکنم که اجازه دادند من در این جایگاه بنشینم و خدمت کنم.
اما دستور جلسه این هفته، «وادی هشتم و تأثیر آن روی من» است.
وادی هشتم، یا همان قانون هشتم، به ما میگوید که جایز نیست در سکون و بیحرکتی باقی بمانیم. همهچیز در هستی و در کائنات در حال حرکت است؛ بنابراین، انسان نیز باید در حرکت باشد، زیرا در سکون، هیچ زایش و رشدی اتفاق نمیافتد. آبی که در مرداب یا برکه بیحرکت میماند، محکوم به گندیدن است. پس تکلیف ما مشخص است؛ باید حتماً حرکت کنیم. برای اینکه حرکتی را آغاز کنیم و سفری را شروع کنیم، باید سه مؤلفه را در نظر داشته باشیم: از کجا میخواهیم حرکت کنیم؟ به کجا میخواهیم برسیم؟ و خواسته و هدف ما در این سفر چیست؟
این وادی به ما میگوید که شما بر سر یک دوراهی قرار دارید و دو مسیر را به ما نشان میدهد. یکی، راه صراط مستقیم یا همان راه ارزشهاست. اگر قرار است در این مسیر حرکت کنیم، در آن صداقت و تقوا وجود دارد؛ حال خوش، ارزش و حال خوب، حقیقت و عشق در آن جاری است. شما در این مسیر به حقیقت میرسید و به همان مکانی خواهید رسید که از آن مکان انشعاب یافتهاید؛ قطعاً به آن مکان خواهید رسید.
مسیر دیگری نیز وجود دارد که شما میتوانید آن را انتخاب کنید. اختیار این وادی به خود شما داده شده است. خداوند اختیار را به خود انسان داده و گفته است که شما مختارید کدام مسیر را انتخاب کنید؛ یعنی اختیار در دست خود شماست و تعیین مسیر نیز بر عهده خودتان است. شما میتوانید از مسیر ضدارزشها، یا همان مسیر فسق و فجور، حرکت کنید. در آن مسیر، کینه، حسادت و نفرت وجود دارد؛ مسیری است که وقتی در آن قرار میگیرید، حالتان خوب نیست و همواره در رنج و عذاب هستید. وقتی به مقصد میرسید، در همان مقصد نیز رنج و عذاب باقی میماند. اما مسیر ارزشها اینگونه نیست.
کار نیروهای منفی نیز به همین شکل است. کار نیروهای منفی فقط همین است؛ بسیاری از مواقع لباس تقوا میپوشند، بسیار مجلسی و شیک ظاهر میشوند و شما را از مسیر خارج میکنند. نیروهای تخریبی و بازدارنده چه کار میکنند؟ فرصت تعقل و تفکر را از شما میگیرند؛ یعنی یک هیجان آنی و یک لذت آنی به شما میدهند. همه ما از دود اول و دود دوم لذت بردیم، از نخ اول و نخ دوم سیگار خوشمان آمد. کار نیروهای منفی نیز دقیقاً همین است؛ یک لذت آنی به شما میدهند تا فرصت تفکر کردن را از شما بگیرند.
در حرکت، قانونی وجود دارد و آن این است که هرچه بیشتر حرکت کنید و جلوتر بروید، راه برای شما نمایانتر میشود و خود مسیر، راه را به شما نشان میدهد. یعنی لازم نیست شما از فاصله دویست یا سیصد کیلومتری بدانید که مسیر چند پیچ خطرناک دارد، کجای مسیر محدودیت سرعت یا سبقت ممنوع وجود دارد. خود مسیر، بهمرور که در آن حرکت میکنید، این موارد را به شما نشان میدهد. وقتی به یک پیچ خطرناک نزدیک میشوید، خود مسیر به شما میگوید که به یک پیچ خطرناک نزدیک شدهاید، یا به منطقه مسکونی وارد میشوید. اما این موضوع شرطی دارد. شرط آن چیست؟ شرطش این است که شما باید قوانین مسیر را رعایت کنید. باید با سرعت مطمئنه در این مسیر حرکت کنید. اگر به یک پیچ خطرناک برسید و با هر سرعتی که دلتان بخواهد حرکت کنید، مشخص است که چه اتفاقی برایتان خواهد افتاد.

در کنگره نیز دقیقاً همینگونه است. مسیر مشخص شده است؛ مسیری خطکشیشده که چارچوب آن مشخص است و تابلوهای هشداردهنده در مسیر نیز کاملاً مشخص هستند. افرادی نیز در این مسیر حضور دارند؛ یکسری پلیسهای دانا و باتجربه، به نام راهنما، که برای کمک به شما در مسیر قرار دارند. یعنی وقتی در مسیر حرکت میکنید و به هر دلیلی از مسیر دور یا خارج میشوید، دست شما را میگیرند و دوباره شما را به مسیر بازمیگردانند. وقتی به یک دوراهی میرسید و قرار است مسیر را اشتباه بروید، دستتان را میگیرند و شما را به مسیر درست برمیگردانند. تنها نکته این است که شما باید قوانین سفرتان را رعایت کنید.
وادی هشتم به ما میگوید که اگر قرار است در صلح و آرامش زندگی کنیم و به صلح و آرامش برسیم، باید ذهن و قلب خود را پاک کنیم. یعنی چه؟ یعنی هرچه سیاهی بر روی قلبمان وجود دارد، باید آن را پاک کنیم و پالایش شویم. به هر کسی و هر چیزی که آسیب رساندهایم، باید برویم و جبران خسارت کنیم؛ باید برویم و تسویه کنیم.
وادی هشتم، وادی پیمان است؛ وادی عهد و پیمان است. شما باید بروید و با خدای خود خلوت کنید و با او عهد ببندید. باید بروید، خطاهای خود را بنویسید، خطاهایتان را فهرست کنید و با خدای خود در میان بگذارید و در نهایت، آنها را ریزریز کنید و به آتش بسپارید. در عوض، باید خواستهها، آرزوها و اهداف خود را نیز بنویسید و آنها را با خدای خود در میان بگذارید و از خداوند تقاضای کمک کنید. بگویید: «خدایا، من اینجا به کمک تو احتیاج دارم.» دست خود را دراز کنید؛ خداوند قطعاً دست شما را خواهد گرفت. به خدا قول میدهید که خطاهای گذشته خود را تکرار نکنید تا بتوانید به آرامش برسید. نباید نقض پیمان کنیم.
در کل، وادی هشتم وادیای است که در آن یک کلمه چهارحرفی وجود دارد؛ وادی هشتم به ما یاد میدهد که واقعاً فقط چهار حرف است و آن چهار حرف، «بخشش» است.
بخشش به انسان محبت میدهد. بخشش به انسان مهربانی میدهد. بخشش به انسان عشق میدهد و بخشش، انسان را به معبودش نزدیک میکند. بخشش شما را ثروتمند میکند. بخشش، سیستم ایکس را راه میاندازد. در کل، همه اینها به بخشش برمیگردد. کلید همه اینها، بخشش است.
انشاءالله خداوند توفیق بدهد که همه ما بخشش را یاد بگیریم و بتوانیم، انشاءالله، به آن بخشش برسیم.
از اینکه به صحبت های من گوش کردید سپاسگزارم.
مرزبان خبری: مسافر جلیل
صوت: مسافر محسن لژیون سوم
ضبط و تایپ: مسافر جواد لژیون دوم
عکاس: مسافر محمد لژیون چهارم
ارسال خبر: مسافر محسن لژیون سوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
42