English Version
This Site Is Available In English

با حلوا حلوا گفتن هرگز دهان شیرین نمی‌شود

با حلوا حلوا گفتن هرگز دهان شیرین نمی‌شود

جلسه هفتم از دوره ششم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی سنایی نیشابور به استادی همسفر مریم، نگهبانی همسفر منصوره و دبیری همسفر پریسا با دستور جلسه «وادی هشتم وتاثیر  آن روی من» روز یکشنبه ۱۲ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
وادی هشتم و تأثیر آن بر من این است که به عنوان یک هم‌سفر می‌آموزم باید حرکت کنم و راه را بیابم، چرا که سکون و عدم حرکت در یک‌جا، مرا از هدف دور کرده و از مسیر خارج می‌کند. من امروز باید هدف و خواسته خود را شفاف کنم و برای رسیدن به آن در صراط مستقیم تلاش نمایم. این وادی دو مسیر را نشان می‌دهد: یکی راه ارزش‌ها، تقوا و عشق و دیگری راه کینه، نفرت و حسادت که انتخاب با خود من است؛ زیرا خداوند به انسان اختیار داده و انتخاب مسیر درست، آرامش و انتخاب راه غلط، رنج و عذاب به همراه دارد. ما در کنگره می‌آموزیم که نباید ساکن باشیم؛ بی‌هدفی، ننوشتن سی‌دی یا مشارکت نکردن، یعنی سکون. همان‌طور که آقای مهندس فرمودند که از کودکی هدفشان مهندس شدن بود و با تلاش به آن رسیدند، من نیز باید برای رسیدن به اهدافم در کنگره فعالانه حرکت کنم و از سکون فاصله بگیرم تا به آن نتیجه‌ای که مدنظر دارم برسم.

مولانا می‌گوید ده حس است و هفت اندام دیگر؛ اگر کسی درک کند که مولانا با الهامات به این رشد رسیده، متوجه می‌شود زندگی ابعاد مختلفی دارد. زندگی فقط مدتی محدود نیست، بلکه بقا دارد و آسمان و فرشتگان واقعی هستند؛ نیستی معنا ندارد و پس از مرگ، زندگی جدیدی در انتظار ماست. خلقت انسان، حیوان و طبیعت از حرکت به وجود آمده و انسان موجودی دارای اختیار کامل است؛ او می‌تواند با حرکت در مسیر ارزش‌ها، شرف و انسانیت را طی کند یا در مسیر ضد ارزش‌ها گام بردارد. وادی هشتم به من می‌گوید در زمان حرکت نترس و شجاع باش تا در مسیر درست، دیگران نیز به تو کمک کنند و در نهایت خالق یکتا همراهی‌ات کند؛ مشروط بر اینکه خواسته‌هایت قوی و ایمانت راسخ باشد. وقتی این‌گونه حرکت کنی، حتی بدون آنکه بدانی، خداوند خود مسیر را هموار می‌کند و همراه تو در این راه خواهد بود.

وقتی با کنگره آشنا شدم، تازه معنی تفکر کردن را فهمیدم. در ابتدا، در جلسات تازه‌واردین می‌گفتم جای من اینجا نیست و فقط مسافرم باید به حال خوش برسد، اما کم‌کم متوجه شدم که خودم بیش از هر کسی به این آموزش‌ها نیاز دارم. از آقای مهندس و همه خدمتگزاران سپاسگزارم که چنین بستری فراهم کردند تا راه و رسم بازی زندگی را بیاموزم. من هفت وادی را پشت سر گذاشتم و حالا در وادی هشتم آموختم که اگر روی آموزش‌های گذشته سکون داشته باشم، مثل آب راکد به گنداب تبدیل می‌شوم؛ درست مثل بدن انسان که اگر بیمار باشد و حرکت نکند، زخم بستر می‌گیرد. این وادی به من می‌گوید که برای رسیدن به هر خواسته‌ای، باید در مسیر آن حرکت کرد، چرا که راه، در حین حرکت نمایان می‌شود و تا زمانی که قدم برنداریم، هیچ تغییری رخ نخواهد داد.

در تجربه شخصی خودم، سال‌ها در شرایط سخت زندگی مشترک بودم و اگر حرکت خودم نبود، هرگز نمی‌توانستم مستقل شوم. با وجود تمام سختی‌ها، توانستم خانه‌ام را جدا کنم و این حرکت نه تنها حس و حال خودم را عالی کرد، بلکه آرامش را به فرزندانم نیز هدیه داد. اکنون که در مسیر کنگره هستم، می‌دانم که اولین قدم در جبران خسارت، تسویه حساب با خود، خانواده و جامعه است. باید خسارت‌هایی که خواسته یا ناخواسته وارد کرده‌ام را با عمل جبران کنم و با قدرت مطلق عهد ببندم. در پایان می‌دانم که با حرف زدن دهان شیرین نمی‌شود و باید بدون ترس در مسیر حرکت کرد. همان‌طور که عطار گفت: «گر مرد رهی میان خون باید رفت/ از پای فتاد سرنگون باید رفت/ تو پای به راه، در نه و هیچ مپرس/ خود راه بگویدت که چون باید رفت.» از همه شما دوستان عزیز بابت گوش دادن به مشارکت من سپاسگزارم.

مرزبانان کشیک: مسافر امیر و همسفر معصومه
تایپیست: همسفر نرجس رهجوی راهنما همسفر طیبه (لژیون سوم)
عکاس: همسفر شیوا رهجوی راهنما همسفر طیبه (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر معصومه
همسفران نمایندگی سنایی نیشابور

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...