جلسه هشتم از دور چهارم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی علی عصارزاده با نگهبانی مسعود، استادی راهنمای محترم مسافر یحیی و دبیری مسافر جواد با دستور جلسه «وادی هشتم و تأثیر آن روی من» در تاریخ دوازدهم مهر ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان یحیی هستم مسافر.
خدا را شاکر و سپاس گذارم که اجازه حضور در جمع بامحبت شمارا به من داد تا آموزش بگیرم و خدمت کنم از نگهبان، گروه مرزبانی و ایجنت محترم متشکرم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند.
دستور جلسه وادی هشتم است با حرکت راه نمایان میشود در ابتدای وادی از پیدایش خلق صحبت میکند وقتی که خداوند انسان را بهعنوان خلق جدید معرفی کرد شیطان از فرمان سرپیچی کرد و مثل همه خالقین انسان را سجده نکرد؛ زیرا که شیطان از فرماندهان بالا مقام بود و بهخاطر همین عمل از درگاه خداوند رانده شد، شیطان در آن لحظه قسم خورد که تا روزی که هستی پابرجا باشد انسان را به انحراف ببرد و دیری نگذشت که انسان هم نقض فرمان کرد و آن داستان سیب ممنوعه جناب مهندس میگویند همان خمر است اتفاق افتاد، انسان از درگاه خداوند طلب بخشش کرد و خداوند دستور داد به زمین بروند تا با حرکت راه نمایان شود.
در هستی همه چیز با حرکت شکل میگیرد و حتی جامدات یا گیاهان یا... همه در حرکت هستند، زیرا اگر حرکت نباشد همه چیز رو به ویرانی میرود.
انسانها در هر مکانی ساکن باشند و حرکتی در آنها شکل نگیرد رو به نابودی میروند در هر مسیری که باشند لازمه حرکتکردن است و درستی راه بسیار امر مهمی است.
استاد امین مثال میزنند که فردی که میخواهد بدن خوبی داشته باشد باید برود باشگاه نمیتوان گفت باید اول بدن و اوضاع خوبی داشته باشم تا بعد شروع به ورزش کنم یا در بحث درمان بگویی باید تمام شرایط خوب باشد تا اعتیاد را درمان کنم اینگونه زایشی صورت نمیگیرد.
انسان نمیتواند هدفی داشته باشد اما بدون حرکت بخواهد به آن برسد این هدف میتواند خریدن چیزی باشد یا درمان یا هر مورد دیگری باید خواست داشته باشد و قدمبهقدم شروع به حرکت کند.

فکر کنید فردی میخواهد به شمال برود اگر تمام مسیر را بلد باشد نقشه را در دست داشته باشد؛ اما تا وقتی حرکت نکند به مقصد نمیرسد.
سفر در کنگره یک حرکت الهی است و همه چیز در هستی با راهافتادن شما است که صورت میگیرد.
من زمانی که به کنگره آمدم اصلاً اوضاع خوبی نداشتم و در شرایط نا به سامانی به سر میبردم؛ اما با حرکت پلهپله خدا را هزاران مرتبه شکر اوضاع بر وقف مراد شد.
در اوایل سفرم لژیون سردار را دیدم و شروع به خدمت کردم و راهنمای من این نوید را به من داد که مسیر بسیار درستی است، با خدمتی که در لژیون مالی انجام دادم زندگیام سروسامان گرفت و این مسیر را خدا به من نشان داد.
قسمت دوم در وادی هشتم پیمان است من به یاد میآورم زمانی که برای اجرای پیمان رفتم و خواستههای خودم را نوشتم امروز از تمامی یا بیشتر آنها عبور کردم .
از اینکه سکوت کردید خیلی سپاس گذارم.

تصویر بردار:مسافر یدلله
تایپ و ویرایش:مسافر ابوالفضل
ارسال خبر:مسافر احمد
مرزبان خبری :مسافر مرتضی
نمایندگی عصارزاده
- تعداد بازدید از این مطلب :
36