وادی دوم میگوید: «هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نمیگذارد.»
هیچکدام از ما بیهیچ نیستیم، حتی اگر خودمان به هیچ فکر کنیم. خوشحالیم که به جنگ نرم خود ادامه میدهیم؛ جنگ آگاهی، جنگ محبت و جنگ افکار. این جنگی نیست که بخواهیم در آن سلاح به دست بگیریم؛ به همین دلیل میگوییم «جنگ نرم».
ما ادامه میدهیم تا این مشکلات به شکلی خوب از آزمایش بیرون بیاید و دنیای درون ما تبدیل به یک شهر آباد شود.
ممکن است بعضی از ما، در اثر ایجاد مشکلات و مسائل گوناگون یا پیشرفت بیماریهای جسمی و روانی، اینطور تصور کنیم که همهچیز تمام شده و دیگر زندگی برای ما اهمیتی ندارد. ممکن است در اثر اتفاقاتی که برایمان پیش آمده، این تفکر در ما ایجاد شود که ما هیچ نیستیم، یا حتی به این فکر کنیم که جهت بیهودگی به دنیا آمدهایم.
گاهی ممکن است به دلیل مشکلات و بیماریهای جسمی و روانی که برایمان پیش آمده، بیمار شویم یا با مشکلاتی روبهرو شویم و تصور کنیم که همهچیز تمام شده است و دیگر زندگی برای ما اهمیت و ارزشی ندارد. با خودمان بگوییم: «حالا که این مشکلات وجود دارد، زندگی برای ما تمام شده و دیگر ارزشی ندارد.»
مثل آن داستان معروف که میگویند مورچهای آب را دید و گفت: «وای، دنیا را آب برد!» ما هم ممکن است با یک بیماری، یک مشکل یا هر اتفاق دیگری، خیال کنیم دنیا نابود شده است. ممکن است با خودمان بگوییم: «ما اصلاً رقمی نیستیم، بیخودی به این دنیا آمدهایم، ما که نمیخواستیم بیاییم، ما را اشتباهی به دنیا آوردهاند و قرار نبود به وجود بیاییم!» و هزاران حرف و دلیل دیگر.
البته در مرحلهٔ نخست، اینها نوعی توجیه هستند. کسانی که ناامید هستند، ممکن است چنین حرفهایی بزنند. این نشانهای از دست دادن اعتمادبهنفس است؛ اینکه خودمان را در برابر نابودی محض تسلیم کنیم و دست از تلاش برای سلامتی و رهایی برداریم.
ولی اگر به تمامی هستی نگاه کنیم، خواهیم دید که امکان ندارد چیزی پیدا کنیم که جهت بیهودگی پا به هستی گذاشته باشد.
مثلاً لاشخورها را نگاه کنیم. شاید از نظر ما زشت باشند و ظاهرشان برایمان خوشایند نباشد؛ اما آیا این موجودات جهت بیهودگی به وجود آمدهاند؟ اگر لاشخورها نباشند، میکروبهای موجود در لاشهٔ حیوانات مرده میتوانند باعث به وجود آمدن انواع بیماریها شوند و مشکلات زیادی ایجاد کنند. لاشخورها لاشهها را پاکسازی میکنند؛ پس هر موجودی خاصیت و جایگاه خودش را دارد.
حتی کرمها نیز نقش مهمی در طبیعت دارند. آنها با ایجاد حفرههایی در خاک، باعث میشوند اکسیژن و هوا بهتر به خاک برسد و خاک تقویت شود.
در مورد کرمی که در داستان حضرت موسی(ع) آمده است، نقل شده که حضرت موسی(ع) برای مناجات با خداوند به کوه میرفت. در آنجا کرمی را دید که در لجن میلولید. با خود فکر کرد: «خدایا، این کرم را برای چه آفریدهای؟» و از این موضوع تعجب کرد.
وقتی نزد خداوند رفت، خداوند فرمود: «ای موسی، آیا سؤالی در ذهنت ایجاد شده است؟» حضرت موسی(ع) گفت: «نه، سؤالی ندارم.» خداوند فرمود: «نه، بگو.» حضرت موسی(ع) گفت: «راستش را بخواهید، میخواستم بدانم این کرم را برای چه آفریدهاید؟»
در ادامهٔ داستان، خداوند به حضرت موسی(ع) میفرماید که پیش از آنکه تو این سؤال را مطرح کنی، آن کرم از من پرسیده بود: «خدایا، موسی را برای چه آفریدهای؟»
میبینیم که مسئله، بسیار بزرگتر از چیزی است که ما تصور میکنیم. ما میگوییم: «این کرم را برای چه آفریدهای؟» اما خداوند در این داستان، یک پیامبر بزرگ و ارزشمند را در کنار موجودی قرار میدهد که از دیدگاه ما شاید کوچک و بیارزش باشد.
این داستان به ما میآموزد که هرگز نباید فکر کنیم کسی یا چیزی بیهوده است، ارزش ندارد یا به درد نمیخورد. هر موجودی در خلقت خداوند جایگاه و هدفی دارد.
ما انسان هستیم و جایگاه بسیار بزرگ و عظیمی در خلقت داریم؛ اما باید بدانیم که حتی کوچکترین موجودات نیز بیهوده آفریده نشدهاند و هرکدام نقشی در این هستی دارند.
منبع : سی دی وادی دوم
نویسنده : همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر صغری (لژیون دوم )
ویرایش و ارسال : همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر راحله (لژیون یکم ) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کبودر آهنگ
- تعداد بازدید از این مطلب :
48