جلسه نهم از دوره دوم جلسات لژیون سردار همسفران نمایندگی سنایی با استادی همسفر شیوا و نگهبانی همسفر نرگس و دبیری همسفر مهناز با دستور جلسه «وادی هشتم و تاثیر آن روی من» روز یکشنبه ۱۲ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
در وادی هفتم آموختیم که رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم. در آن وادی، با تفکر و تعقل راه درست را برگزیدیم، اما وادی هشتم به ما میآموزد که تفکر بهتنهایی کافی نیست و با حرکت است که راه نمایان میشود؛ یعنی باید اندیشه و آموزشهایمان را در بستر عمل پیاده کنیم تا به هدف و ساختار مدنظرمان برسیم. وادی هشتم از سه بخش اساسیِ حرکت، جبران خسارت و پیمان تشکیل شده است. همانطور که یک بذر تا زمانی که در دل تاریک خاک نشکافد و به سمت نور حرکت نکند، در سکون میماند و درختی متولد نمیشود، جناب مهندس نیز میفرمایند: «در سکون و سکوت، هیچ زایشی اتفاق نمیافتد.» اگر من هدفی دارم، صرفاً با نشستن و آرزو کردن به آن نمیرسم؛ درست مثل ایستادن در کنار رودی عمیق و خروشان که بدون آموختن شنا و ورود به آب، عبور از آن ناممکن است. در این مسیر حرکت، بهرهگیری از تجربه و راهنمایی پیشکسوتان و افراد متخصص بسیار حیاتی است؛ کمااینکه چند سال پیش پیش از راهاندازی مغازه لباسفروشیام، از بازاریان باتجربه درباره سرمایه، تأمین کالا و چالشهای مسیر مشورت گرفتم و همین تلفیقِ اندیشه، مشورت و حرکت، منجر به موفقیت شغلی من شد.
بخش مهم دیگر وادی هشتم، جبران خسارت در سه ضلعِ خود، خانواده و جامعه است. با ورود به کنگره ۶۰ و لژیون ویلیام، دریافتم که در گام اول باید خسارتهای واردشده به جسم، روان و جهانبینی خودم را جبران کنم؛ جسمی که طی یک دهه بر اثر مصرف قلیان و سیگار دچار آسیب شده بود، اکنون با ورود به لژیون ویلیام در مسیر درمان و بازسازی قرار دارد و انشاءالله این فرایند تا سلامت کامل تداوم یابد. از سوی دیگر، آموزشهای کنگره نگرش مرا متحول کرد؛ آموختم بهجای آشفتگی روانی، مسائل زندگی را مدیریت کنم و با خود پیمان بستم که به خاطر چالشهای روزمره، به آرامش خود، مسافر و فرزندم لطمه نزنم. امروزه هنگام بروز تنش در خانواده، خیلی سریع بر احساساتم مسلط میشوم تا از وارد شدن خسارت عاطفی به فرزند و مسافرم جلوگیری کنم و آرامش را به خانه برگردانم که این را از برکات بیشمار آموزشهای کنگره میدانم. در سطح جامعه و طبیعت نیز آگاهی من رشد کرده است؛ اگر در گذشته شاید بیاحتیاطی میکردم، اکنون نهتنها زبالهای در طبیعت رها نمیکنم، بلکه حتی زبالههای دیگران را هم جمعآوری میکنم تا سهم مؤثری در حفظ محیطزیست و جبران خسارتهای گذشته داشته باشم.
اما در باب پیوند عمیق وادی هشتم با لژیون سردار، بسیار خرسند و شاکرم که با وجود سهم و تعهد کوچکم، عضوی از این ساختار انسانساز هستم. ایمان قلبی دارم که این بخشش و تعهد، برکتی بیشمار در زندگیام جاری میسازد؛ برکتی که مبلغ مالی پرداختشده در برابر آن اصلاً به چشم نمیآید. در طول این یک سال حضورم در کنگره، همواره در جایگاه گیرنده بودم و از خوان پربرکت آموزشها، آگاهی، درمان و تجربیات بهرهمند شدم؛ اما ورود به لژیون سردار و ایفای تعهد مالی، نقطه عطفی بود تا از مرحله دریافت صِرف عبور کرده و وارد وادی مقدس بازپرداخت و حرکت شوم. امیدوارم این قدم کوچک در لژیون سردار، چراغ راه و برکتی پایدار برای آیندگان باشد تا بستری که جان مرا نجات داد، برای مسافران و همسفران بعدی نیز پابرجا بماند و آنان نیز از این آموزشها بهرهمند شوند؛ همانطور که دیگران با ایثار کاشتند و ما برداشت کردیم، رسالت امروز ماست که بکاریم تا آیندگان در آسایش و رهایی برداشت کنند. در پایان، از اینکه با سکوت و مهر خود به مشارکت من گوش سپردید، از صمیم قلب از همه شما عزیزان سپاسگزارم.
عکاس: همسفر نرجس رهجوی راهنما همسفر طیبه
ویرایش و ارسال: همسفر هدی رهجوی راهنما همسفرمهدیه (لژیون دوم) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی سنایی
- تعداد بازدید از این مطلب :
100