همسفر محبوبه
وادی هشتم مانند سایر وادیها قوانین زندگی را به من گوشزد میکند. این وادی میگوید: با حرکت راه نمایان میشود. یعنی چه؟ همه چیز در هستی درحال حرکت است؛ حتی در جامدات و هیچ چیز در حال سکون نیست؛ حتی در زندگی پس از مرگ و جهانهای دیگر و توقف یکی از نیروهای بازدارنده است که در نهایت انسان را به نابودی میکشاند.
این وادی به من یاد میدهد که باید حرکت کنم با تفکر و فرمان عقل مسیر درست را انتخاب کنم. در هنگام حرکت خواسته قلبیام را بدانم و برای رسیدن به آن تمام تلاشم را بکنم. این وادی به من میآموزد تا حرکت نکنم، هیچ اتفاقی در زندگیام نمیافتد؛ هر چند این حرکت کوچک باشد. ممکن است همین حرکت کوچک زندگیام را دگرگون کند. حال در این حرکت باید خوب تفکر کنم و مسیر درست را انتخاب کنم تا به بیراهه نروم.
من در گذشته از پیش آمدن مشکلات خیلی میترسیدم و به جای عمل، فقط فکر میکردم؛ ولی تاثیری که این وادی روی من گذاشت این بود که از مسیر نترسم؛ چون قرار گرفتن مشکلات سر راه ما امری بدیهی است و همین سختیها ما را صبور و قویتر میکند. من آموختم که مسیر درست کوتاهترین مسیر نیست؛ بلکه مسیری است هر چند طولانی اما در نهایت ما را با سلامتی و کامیابی به مقصد میرساند و برای حرکت در این مسیر که همان صراط مستقیم است؛ باید اول از خودم شروع کنم طرز تفکر و عملم را عوض کنم و اینکه نباید همیشه منتظر کمک دیگران باشم.
در پایان این وادی میگوید: خسارتهایی را که به جسم و روان خود و همچنین به خانواده و اجتماع رساندهام؛ باید جبران کنم و بدانم که در این مسیر خدا هم مرا یاری می کند.
گر مرد رهی میان خون باید رفت
از پای فتاده سرنگون باید رفت
تو پای در راه بنه هیچ مگوی
خود راه بگویدت که چون باید رفت.
نویسنده: همسفر محبوبه رهجوی راهنما همسفر محبوبه (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون هفتم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی عطار نیشابوری
- تعداد بازدید از این مطلب :
154