سلام دوستان ابوذر هستم یک مسافر، تخریب ۱۵ سال، آنتی ایکس مصرفی شیره کشیدنی، مدت سفر ۱۱ ماه به روش DST، داروی درمان شربت OT، نام راهنما آقای هادی مرادی از لژیون یکم نمایندگی عصارزاده، رشته ورزشی فوتبال، تیدیاس مصرفی ۴ دهم سیسی.
وقتی به این فکر میکنم که از لحظهٔ ورودم به کنگره تا به امروز وادی هشتم به چه شکل برایم مؤثر بوده است، میبینم اکنون که به این نقطه رسیدهام، آغازش با همان حرکتی شروع شده که امروز راه آرامش و رهایی را برایم نمایان کرده است. زمانی که در تاریکی و ناامیدی به سر میبردم و فکر میکردم هیچ راه نجاتی نیست دلیلش همین بود که در یک جا ایستاده بودم و هیچ حرکتی نداشتم؛ ولی انتظار داشتم که ابتدا کسی راه را برایم نمایان کند، غافل از اینکه از سکون چیزی خلق نمیشود.
زیبایی این وادی در این است که راه با تو حرکت میکند، پس امروز اگر احساس میکنی که گم شدهای، اگر نمیدانی از کجا شروع کنی و منتظر نشانهای هستی، بدان که نشانه، خود حرکت است! بدان که اگر در تاریکی بایستی، تاریکی همانجا میماند، پس یکقدم بردار، هرچند لرزان، هرچند با تردید، همین قدم کوچک دریچهای میشود به نوری که منتظرش بودی. گاهی بزرگترین دشمن ما سکون است. همان لحظهای که میگوییم؛ صبر کنم تا ببینم چه میشود. اما این صبرکردن تبدیل میشود به بهانهای برای نرفتن.
وادی هشتم میگوید: صبرکردن برای دیدن راه، خودش بزرگترین مانع است، راه را نمیبینی، چون توقف کردهای. راه را میبینی، چون راه میروی، و آن وقت میفهمی راز آن جملهٔ ساده چه بود: راه قبل از حرکت نیست، بلکه با حرکت راه نمایان میشود.
نگارش: مسافر ابوذر از لژیون یکم
ویرایش: مسافر حسین
ارسال: مسافر مصطفی
مرزبان خبری: مسافر مرتضی
نمایندگی عصارزاده
- تعداد بازدید از این مطلب :
57