مشارکت مکتوب همسفر سحر:
برای پیدا شدن راه باید حرکت را آغاز کرد. برای مسیر درست، فقط فکر کردن کافی نیست؛ باید حرکت کرد، وقتی حرکت کنیم مسیر و راهحلها کمکم برایمان آشکار میشوند. در طول مسیر با انتخابهای متعددی روبهرو میشویم که میتوان آنها را به راه ارزشی و ضد ارزشی تقسیم کرد، همانطور که در طبیعت همهچیز در حال حرکت است، در این مسیر تفکر، آگاهی، شناخت و عمل نقش مهمی دارند. قدرت مطلق میتواند در مسیر زندگی انسان عشق، محبت، دوستی، صداقت، بخشش و حس مسئولیت را به وجود آورد. در هنگام حرکت هدف باید دقیق باشد مثلاً آیا میخواهیم تحصیل کنیم؟ ازدواج کنیم یا خانه بخریم؟ اگر هدف مشخص نباشد ما فقط در حال چرخیدن و سردرگرمی هستیم. مسئولیت فقط مختص بزرگها نیست، فرزندان نیز در مقابل پدر و مادر و خانواده مسئولیت دارند. برای جبران خسارت از جامعه، ابتدا باید تخریب را متوقف کرد. آیا آشغالها را در جوی آب و یا در رودخانه انداختن خسارت نیست؟ با انجام کارهای ارزشی و مثبت و جبران کارهای ضدارزشی گذشته را ترمیم کنیم.
مشارکت مکتوب همسفر ملیحه:
با حرکت راه نمایان میشود، در سکون هیچ زایشی نیست. وقتی میخواهیم حرکتی را آغاز کنیم اول باید اطلاعات و آگاهیهای لازم را در مورد مسیری که میخواهیم برویم بررسی کنیم و ترس به خودمان راه ندهیم، پروا نکنیم و حرکت کنیم؛ چون تا وقتی حرکت نکردیم مسیر برای ما مبهم است. وقتی قدم اول را نهادهام راه برای من باز میشود، تنها با تفکر و نشستن راه به جایی نمیبریم وقتی در ابتدای راه هستیم افق دور دست تاریک است و نمیدانیم چه پیش میآید این ترس، باعث میشود متوقف شویم؛ ولی این وادی به ما میگوید: ترس را کنار بگذار و اولین قدم را بردار؛ چون تنها روشن شدن مسیر حرکت کردن است.
برخی حقیقتها و فرصتها هرگز در حال سکون دیده نمیشود، وقتی حرکت کنیم با هر قدمی که برمیداریم زاویه دید ما تغییر میکند و چیزهایی را میبینیم که در نقطه شروع برای ما مبهم بود یعنی به جای اینکه مداوم بپرسیم آخرش چه میشود؟ روی قدم اول تمرکز کنیم، وقتی کسی در زندگی دچار سردرگمی است میگوید نمیدانم چه کنم و راه را نمیبینم. این وادی به ما میگوید: بهترین راه حرکت است حتی اگر قدمها کوچک باشد؛ وقتی حرکت کنی مه جلو راه کنار میرود و مسیر درست خودش را به ما نشان میدهد، در واقع حرکت، کلید باز کردن قفل آگاهی است.
بزرگترین اشتباه این است که فکر کنیم باید یک تصمیم بزرگ نهایی و بینقص بگیریم به جای اینکه بپرسیم کدام راه برای ده سال آینده من درست است، اول باید بپرسیم کوچکترین قدمی که میتوانم همین امروز بردارم تا کمی بیشتر درباره این راه بدانم چیست؟ مثال: دو تا شغل به من پیشنهاد شده است مردد هستم که کدام را برگزینم به جای فکر کردن مدام سعی کنم یک هفته با کسی که در آن است، صحبت کنم و یک دوره رایگان بگذرانم، این یک حرکت است که بخشی از راه را به ما نشان میدهد. در این قسمت اگر اشتباهی برای من پیش آمد آن را بپذیرم و ترس از اشتباه، مانع حرکت است و ابزار بازدارنده است؛ چون نیروهای بازدارنده همیشه در کمین نشسته تا انسان را از مسیر اصلی منحرف کنند.
هر حرکتی حتی اگر به نتیجه دلخواه نرسد بلکه این تجربه را به من میدهد که با حرکت کردن میفهمم که چه چیزی را نمیخواهم و این یعنی یک قدم به آنچه میخواهم نزدیکتر میشوم و به یاد داشته باشم که در تاریکی، چراغ قوه فقط چند قدم جلوتر را روشن میکند؛ اما برای رسیدن به مقصد همین چند قدم کافی است؛ چون با هر قدم چند قدم دیگر از راه نمایان میشود و چه بسا لذت هم میبریم، میدانیم این حرکت است که ما را از نقطهای به نقطه دیگر میبرد.
مشارکت مکتوب همسفر فاطمه:
وادی هشتم برای من یادآور یک حرکت بزرگ است؛ اینکه اگر میخواهم تغییری در زندگیام اتفاق بیفتد، فقط فکر کردن و آرزو کردن کافی نیست باید حرکت کنم. قبل از اینکه با کنگره آشنا شوم، خیلی وقتها در ذهنم تصمیم میگرفتم که شرایط را تغییر بدهم؛ اما ترس، نگرانی و ناامیدی باعث میشد در همان نقطه بمانم. وادی هشتم به من یاد داد که با حرکت راه نمایان میشود؛ یعنی لازم نیست از همان ابتدا همه مسیر را ببینم؛ کافی است قدم اول را درست بردارم. به عنوان یک همسفر، این وادی برای من فقط مربوط به حرکت در مسیر درمان مسافرم نیست؛ بلکه حرکتی است برای درمان خودم. من باید از افکار و نگرانیهای قدیمی فاصله بگیرم، آموزش ببینم، صبر داشته باشم و در مسیر قرار بگیرم. وقتی خودم حرکت میکنم، کمکم راههایی را میبینم که قبل از آن برای من قابل مشاهده نبود. تأثیر این وادی روی من این بود که فهمیدم انتظار کشیدن و فقط امیدوار بودن، زندگی را تغییر نمیدهد. باید مسئولیت خودم را بپذیرم و قدم بردارم. حتی اگر قدمهایم کوچک باشند، همین حرکتهای کوچک میتوانند من را به آرامش و حال خوب نزدیک کنند. من یاد گرفتهام که قرار نیست یکشبه همه مشکلاتم حل شود. من باید حرکت کنم، آموزش بگیرم، تجربه کنم و اگر جایی اشتباه کردم، دوباره بلند شوم و ادامه بدهم. وادی هشتم به من امید داد که هیچ مسیری با قدم اول شروع نمیشود؛ اما بدون قدم اول هم هیچ مسیری طی نخواهد شد. برای من حرکت؛ یعنی امید، یعنی ایمان به مسیر و یعنی پذیرفتن اینکه تغییر، از خود من آغاز میشود.
رابط خبری: همسفر نرگس رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون دوم)
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی نیمایوشیج
- تعداد بازدید از این مطلب :
60