English Version
This Site Is Available In English

حرکت کردن و بودن

حرکت کردن و بودن

رهجوهای راهنما همسفر طاهره (لژیون هفدهم) در ارتباط با دستور جلسه نوشتند:

همسفر زهرا
مفهوم وادی هشتم زیبا و مشخص است، با حرکت راه نمایان می‌شود، این حرکت کردن در اختیار خود انسان است که در راه درست یا نادرست قدم بگذاریم؛ اما وقتی در سکون باشیم، هیچ چیزی به وجود نمی‌آید و زایشی هم نیست، همه چیز در درون و برون ما با حرکت کردن به روشنایی می‌رسد. حرکت کردن من از دروغ به راستگویی، از نفرت به عشق، از کفر به ایمان و از تاریکی به روشنایی می‌شود. وقتی تفکر می‌کنم راه من اشتباه است و برای من دردآور و ناراحت کننده است؛ پس حرکت خود را تغییر داده و به طرف نیکی‌ها حرکت می‌کنم‌.
در این مسیر اگر اشتباهی کردم باید جبران خسارت کنم چه به دیگران چه به خود، زمانی‌که مصرف قلیان داشتم، به جسم خود تخریب وارد کردم، پس باید جبران خسارت جسم خود را انجام بدهم؛ این یعنی من تفکر می‌کنم اشتباه کردم، تخریب داشتم؛ پس در مسیر درمان خود حرکت می‌کنم‌ و آن راه روشنایی جسم در من پدیدار می‌شود. تمام وادی‌ها و سی‌دی‌های آقای مهندس برای من درس داشتند، از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان بسیار سپاسگزارم، امیدوارم کنگره۶۰، جهانی شود و همه عزیزانی که راه خود را گم کرده‌اند بیایند و مسیر حرکت برایشان روشن شود.

همسفر زهرا
همیشه فکر می‌کردم راه درست،
یعنی مسافرم را به مقصد برسانم. فکر می‌کردم باید مراقب او باشم و مشکلاتش را حل کنم، به جای او تصمیم بگیرم و تمام کارها را من انجام بدهم؛ اما کم کم متوجه شدم راه درست این است که اول از خود شروع کنم. در سی‌دی راه درست و راه مستقیم آقای مهندس گفتند: کوتاه‌ترین راه، راه درست نیست، گاهی اوقات باید صبر کنیم، قدم به قدم حرکت کنیم و آموزش ببینیم. راه درست این نیست که اصلاً مشکلات و سختی نباشد، یعنی حرکت کردن و بودن تا به مقصد برسیم. وادی هشتم به من آموخت با حرکت راه نمایان می‌شود، من اگر فقط بایستم، تنها به مشکلات خود فکر کنم و افسوس گذشته را بخورم، هیچ اتفاقی در زندگی من نمی‌افتد؛ باید حرکت کنم حتی اگر قدم‌هایی که برمی‌دارم کوچک باشد.

من همسفر زهرا فهمیدم قرار نیست بار تمام زندگی را به دوش مسافرم بگذارم یا قرار نیست بار مسافرم را من به دوش بکشم. من باید در زندگی سهم خود را بشناسم و در مسیر خود حرکت کنم، وقتی من تغییر کنم یا نگاه من تغییر کند، زندگی من هم تغییر می‌کند، همچنین مسافر و خانواده‌ام هم تغییر می‌کنند. امروز خدا را شکر می‌کنم که می‌دانم، راه درست راهی است که با صبر من، محبت من و حرکت من شروع می‌شود؛ شاید در مسیر زندگی، راه همیشه برای من باز نباشد، اما اگر من در مسیر درست حرکت کنم، کم‌کم راه برای من باز می‌شود و دیگر نمی‌خواهد آرزو کنم که زندگیم خوب بشود، حال فهمیدم با آرزو کردن تنها نمی‌شود، باید حرکت کنم تا راه بهتر شدن زندگی را پیدا کنم؛ زیرا از سی‌دی‌ها آموختم که ما گاهی راه را نمی‌بینیم، ولی زمانی‌که حرکت می‌کنیم، راه خودش را به ما نشان می‌دهد، حال خوشحالم که یک سال سفر کردم، قدم به قدم حرکت کردم، از سی‌دی‌ها و راهنمای خود آموزش گرفتم و به این حال خوشی که الان رسیدم،  نتیجه همین قدم‌های کوچک و درست است.

همسفر صفیه
در سی‌دی وادی هشتم یکسری مسائل مجهول است که نقطه تفکری در ما بیدار می‌شود؛ همچنین این راه می‌خواهد آزاد اندیشی و فلسفه وجودی را به ما آموزش دهد. باید بدانیم زندگی و حیات ما این نیست که مشاهده می‌کنیم زندگی ابعاد و مراحل مختلفی دارد و در کل بقا دارد. علما و حکما به دو بخش تقسیم می‌شوند: بخش اول علما و حکمای بحثی: کسانی هستند که با درس و مدرسه به یکسری اطلاعات رسیده‌اند که در محدوده حواس پنجگانه کار کرده، نمی‌توانند تمرکز کنند و به تناقض و مشکلات زیادی برخورد می‌کنند. از سکون هیچ زایشی نیست، در جهان، سما، دنیا و آخرت همه چیز جابه‌جا می‌شود؛ پس اگر بخواهیم چیزی را خلق کنیم یا مشکلات ما حل شود، نیاز به حرکت داریم که همزمان با حرکت ساختارها کم‌کم به وجود می‌آیند و در این راه اطلاعاتی داریم تا روی هدف‌مان مصمم بمانیم. با در نظر گرفتن زمان، تصمیم‌گیری درست و حرکت قطعاً راه نمایان می‌شود که باید خواسته، هدف و موضع کاملاً مشخص باشد.

در مسیر راه اصلی ممکن است هزاران جاده انحرافی که مجموعه آن‌ها به جاده‌های ارزشی، ضدارزشی، الهی و شیطانی تقسیم می‌شوند، باشد و حتی آلت دست نیروهای مختلفی قرار بگیریم که در اینجا اختیار با خود انسان است و بقیه مسیر و مراحل برعهده خود ما است، درون مسیر قرار دادن یک موضوع و در راه ماندن یک موضوع دیگر است. در این راه جبران خسارت از خود، جامعه و خانواده می‌کنیم، هدف از قرار دادن در صراط مستقیم این است که ما به آسایش برسیم و اگر می‌خواهیم وارد این مرحله شویم باید حسابمان را صفر کنیم؛ یعنی بازگشت کنیم زیرا ممکن است دانسته یا ندانسته به جسم خود تخریب وارد کرده باشیم؛ در نتیجه اول باید خود را ببخشیم، در جبران خسارت ترمیم و بازسازی جسم، روان و تفکر خود اقدام کنیم. مسئولیت حفظ و نگهداری فرزندان برعهده پدر و مادر مشترک و کاملاً مشخص است، یکسری از فرزندان قدردان والدین هستند، اما بعضی طلبکار مادرزاد هستند، شاید این فرزندان تبدیل به عنصرهای مختلف شوند وظیفه‌ای که این فرزندان دارند باید جبران خسارت برای والدین کنند (جبران خسارت می‌تواند هم از جانب فرزند و هم از جانب والدین انجام پذیرد). تک تک اعضای خانواده دارای مسئولیت هستند. در کل بعد از صفر کردن و بررسی خسارت‌هایی که زده‌ایم، باید سعی کنیم دیگر به خود، جامعه و خانواده خسارت نزنیم و با انجام کارهای ارزشی جبران کارهای ضدارزشی بکنیم و از مسئولیت فرار نکنیم تا اشتباه دیگران سند و مجوزی برای تکرار اشتباه ما نشود.

رابط خبری: همسفر صفیه رهجوی راهنما همسفر طاهره (لژیون هفدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر سارا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی شفا مشهد

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...