English Version
This Site Is Available In English

مصاحبه زیبا با پهلوان محترم نمایندگی مسافر حسین در نمایندگی کوروش آذرپور

مصاحبه زیبا با پهلوان محترم نمایندگی مسافر حسین در نمایندگی کوروش آذرپور

سلام دوستان، حسین هستم، یک مسافر.

تخریب: ۸ سال، آخرین آنتی‌ایکس: قرص، مدت سفر اول: ۱۰ ماه و ۲۰ روز، نام راهنما: آقای بهروز عبدی، روش درمان: DST، داروی درمان: OT، ورزش در کنگره: والیبال و بسکتبال

یک سفر سیگار هم داشتم که با کمک و راهنمایی آقای بهروز انجام دادم و امروز ۶ سال و ۷ ماه است که از مواد مخدر و سیگار به رهایی رسیده‌ام.

 

*  خدمت در کنگره را چگونه آغاز کردید و چگونه به این جایگاه رسیدید؟

 

به نظر من، خدمت در کنگره از همان سفر اول شروع می‌شود. وقتی یک نفر وارد کنگره می‌شود. حس کنگره برای من شبیه یک دانه است که می‌خواهد از دل خاک بیرون بیاید. نه آب و نه نور به‌تنهایی نمی‌توانند آن دانه را از تاریکی بیرون بیاورند؛ چیزی که می‌تواند آن را به سمت روشنایی هدایت کند، همان حسی است که در درون انسان به وجود می‌آید.

من این حس را از کنگره و از خدمت کردن در کنگره گرفتم. خدمتم را از لژیون شروع کردم. در طول سفر اول، بعد از سه ماه، به‌عنوان دبیر لژیون خدمت کردم و به‌مرور وارد خدمت‌های دیگر شدم.

 

*  آیا جایگاه‌های مختلف خدمتی در کنگره، حس‌های متفاوتی دارند؟

بله، جایگاه‌های مختلف، حس‌های متفاوتی دارند. همان‌طور که استاد امین می‌فرمایند، ما هم موج داریم و هم ذره.

یک بخش از این موضوع به برداشت‌های متفاوت ما برمی‌گردد. هر انسانی در جایگاه خدمتی، با سؤال‌ها و مسائل متفاوتی روبه‌رو می‌شود و برداشت خودش را از آن جایگاه دارد.

از نظر موجی، همه جایگاه‌ها جایگاه‌های مناسبی هستند؛ اما این انسان‌ها هستند که وقتی در یک جایگاه قرار می‌گیرند، برداشت‌های متفاوتی از آن دارند.

انشاءالله همه ما بتوانیم در هر جایگاهی که قرار می‌گیریم، بهترین برداشت را از آن جایگاه داشته باشیم و از خدمتی که انجام می‌دهیم، آموزش لازم را بگیریم.

 

*  چگونه می‌توان به قدرت بخشش رسید؟

اینکه انسان بتواند به‌راحتی ببخشد، به نظر من، نیازمند معرفت زیادی است. ما در مثلث دانایی، ابتدا با خود دانایی روبه‌رو هستیم؛ یعنی اطلاعات و آگاهی. در مثلث کنگره نیز معرفت، عدالت و عمل سالم مطرح است و خود عدالت هم به نوعی با آگاهی و معرفت ارتباط دارد.

به نظر من، موضوع بخشش به وجود خود انسان برمی‌گردد. انسان با آموزش‌هایی که در کنگره دریافت می‌کند، به‌تدریج این حس را در خودش به وجود می‌آورد و بخشش را کسب می‌کند.

این موضوع باید به‌صورت مستمر در وجود انسان نهادینه شود. از سبد کنگره گرفته تا مسائل ساده‌ای که در زندگی روزمره اتفاق می‌افتد؛ مثلاً در یک رستوران انعام دادن، یا از پشت فرمان به شخصی کمک کردن، بدون چشم‌داشت و بدون اینکه برایمان مهم باشد آن شخص مصرف‌کننده است یا نیست.

در واقع، من کاری به این مسائل ندارم. وظیفه من این است که بخشش را دائماً تمرین و تکرار کنم.

سی‌دی «عالم غیب» که آقای مهندس در این هفته درباره آن صحبت کردند، به نظر من ارتباط زیادی با همین موضوع دارد. پایه هستی، عشق است؛ خدمت است و بخشش است. اگر بخشش در وجود ما نباشد، چیز دیگری هم نمی‌تواند به‌درستی شکل بگیرد. نه چیزی به زایش می‌آید و نه چیزی به وجود می‌آید.

در هستی چیزی وجود ندارد که بخشش در آن نقشی نداشته باشد. همین موضوع که ما امروز در کنگره حضور داریم، بخش زیادی از آن به خاطر بخششی است که گذشتگان و کسانی که امروز در حال خدمت هستند، انجام داده‌اند.

بنابراین، بخشش هم مانند بسیاری از موضوعات دیگر، کسب‌کردنی است.

وقتی یک شخص به رهایی می‌رسد، بخش زیادی از این مسیر را از درون خودش و با حسی که در وجودش شکل گرفته، طی کرده است. بخش دیگری از این مسیر نیز از آموزش‌های راهنما و ارتباط با اعضای کنگره به وجود می‌آید و این حس را در او تقویت می‌کند.

 

موج و ذره همیشه وجود دارند و هر انسانی این ظرفیت را در وجود خودش دارد. دیگران هم در این مسیر به او کمک می‌کنند؛ گاهی در ابتدای مسیر کمک‌هایی دریافت می‌کند و در ادامه، خودش شروع می‌کند به انجام دادن آن کار.

 

*  شما بخشش را تجربه کرده‌اید و این اتفاق زیبا برایتان افتاده است. آیا نگاهتان به انسان‌های اطراف و نوع زندگی تغییر کرده است؟

 

ببینید، همان‌طور که دستور جلسه این هفته ما وادی هشتم است، می‌گوییم: «از خدا برکت و از ما حرکت.»

ما این موضوع را می‌دانیم و آن را انجام می‌دهیم؛ اما گاهی لازم است که خود من حرکتی ایجاد کنم و شرایطی را به وجود بیاورم که بتوانم آن حرکت را انجام بدهم.

به نظر من، جایگاه پهلوانی فقط این نیست که من مبلغی را پرداخت کنم و بعد همه‌چیز تمام شود. زمانی آن برکت جاری می‌شود که من به دنبال این موضوع بروم و در آن حرکت کنم.

وقتی انسان در مسیر بخشش و پهلوانی حرکت می‌کند، جایگاهش تغییر می‌کند و به دنبال آن، دیدگاهش نیز تغییر می‌کند.

یکی از دیدگاه‌های زیبایی که من در این مسیر پیدا کردم، مربوط به مسائل و امور جاری زندگی بود. مثلاً زمانی که همسرم می‌گفت: «من فلان چیز را می‌خواهم» یا «باید فلان وسیله را بخریم»، دیگر مثل گذشته نسبت به این مسائل واکنش تندی نشان نمی‌دادم. متوجه شدم که می‌توانم بعضی از مسائل را کنترل کنم و حداقل تلاش کنم پاسخ درست و مناسبی بدهم.

خیلی از افراد ممکن است این جایگاه‌ها را تجربه نکرده باشند و به همین دلیل در مسائل روزمره زندگی با مشکلات بیشتری روبه‌رو شوند.

مثلاً وقتی فرزندشان می‌گوید: «من دوچرخه می‌خواهم»، ممکن است ناراحت شوند. همین واکنش ناراحتی می‌تواند باعث شود فضای زندگی نیز تحت تأثیر همان حس قرار بگیرد و زندگی در همان مسیر قبلی ادامه پیدا کند.

اما تجربه پهلوانی و بخشش باعث می‌شود فرکانس من، یا به قول شما دیدگاه من، نسبت به مسائل تغییر کند. در نتیجه، نوع ارتباط من با هستی نیز تغییر می‌کند.

به نظر من، بسیاری از موضوعات زندگی به همین مسئله برمی‌گردد که من چه طرز تفکر و چه دیدگاهی نسبت به هستی دارم. هستی نیز همان را به همان شکل به من بازمی‌گرداند.

بخشش باعث می‌شود دیدگاه من نسبت به مسائل اصلاح شود و شرایط زندگی نیز به‌مراتب بهتر شود. شاید حتی این بازگشت با شدت بیشتری اتفاق بیفتد.

وعده خداوند این است که اگر شما این کار را انجام بدهید، نتیجه آن را دریافت خواهید کرد. وعده خداوند دروغ نیست و خداوند «سریع‌الحساب» است.

گاهی از یک تخم، ۷۰ تخم و حتی ۷۰۰۰ تخم به وجود می‌آید. این بازگشت ممکن است به شکل مادی باشد یا معنوی، اما در نهایت آن انرژی دوباره به زندگی انسان بازمی‌گردد.

بابت مصاحبه از شما ممنونم.

تنظیم:خدمتگزاران سایت نمایندگی کوروش آذرپور 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...