دوازدهمین جلسه از دور شانزدهم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰، نمایندگی اسلامشهر با استادی راهنمای محترم مسافر مجتبی، نگهبانی مسافر محمود و دبیری مسافر بهروز با دستور جلسه " وادی هشتم و تاثیر آن روی من " در روز شنبه ۱۱ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
خداوند را بسیار شاکرم که امروز در نمایندگی اسلامشهر و در جمع پرمهر شما حضور دارم تا فرصتی دیگر برای آموزش و کسب تجربه فراهم شود. از جناب آقای مهندس دژاکام، خانوادهی محترمشان، ایجنت محترم و مرزبانان گرامی صمیمانه سپاسگزاری کنم. دستور جلسه امروز، وادی هشتم با حرکت، راه نمایان میشود است. تمامی افرادی که امروز روی این صندلیها در جایگاه مسافر یا همسفر نشستهاند، در پی یافتن راهی برای رهایی بودهاند. یک قانون کلی وجود دارد صرفِ خواستن کافی نیست؛ زمانی که انسان خواستهای دارد و عملاً در مسیر آن گام برمیدارد، راه به رویش گشوده میشود. درمان اعتیاد نیز دقیقاً از همین قاعده پیروی میکند. به عنوان مثال، اگر فردی خواهان ثروت و مال باشد، خداوند ثروت را ناگهانی پیش روی او نمیگذارد، بلکه مسیری را نمایان میسازد تا خود در آن حرکت کند.
نکته مهم دیگر، نگاه ما به واژه کفر است. پیش از ورود به کنگره تصور میکردم کفر صرفاً ناسزا گفتن به مقدسات یا خداوند است؛ اما در حقیقت، کفر به معنای پنهان کردن و نادیدهگرفتن حقایق است. نادیدهگرفتن زحمات همسفر، ندیدن فداکاریهای پدر و مادر، و مهمتر از همه، نادیدهگرفتن موهبت و مسیر کنگره۶۰، مصداق بارز کفر و ناسپاسی است. اگر فردی در کنگره حضور داشته باشد اما مسیر را نبیند و حرکتی نکند، بیتردید گرفتار گمراهی سختی خواهد شد.
همانطور که در متون و کتاب ۶۰درجه نیز اشاره شده است؛ این بود کاوش و تفکر ما در سما و عمل و حرکت آن در زمین. حتی در پیام محبت آمده است که نگهبانان و ساکنان ابعاد دیگر نیز به آنچه در زمین میگذرد نیازمندند؛ زیرا اندیشه و آگاهی باید در بعد ماده و با حرکت جسم به ظهور برسد. این همان گام بزرگی است که بنیان محترم کنگره، جناب مهندس دژاکام، برداشتند و با عمل و حرکت خود باعث تکثیر این ساختار حیاتبخش شدند. امروز همه ما در کنار یکدیگر از این فضا و بستر بهرهمندیم و امکان خدمت کردن را داریم. حقیقت این است که توفیق خدمت نصیب هر کسی نمیشود؛ اما در این بستر، این اجازه و ظرفیت به همه داده شده است؛ چه مسافر سفر اول، چه سفر دوم و چه عزیزانی که به افتخار دریافت شال خدمت نائل آمدهاند.از همراهی و توجه شما عزیزان سپاسگزارم.

خواسته مسافر: آرزو میکنم به زودی کنگره۶۰ از مرز ها عبور کند و جهانی بشود.

خلاصه سخنان مسافر حسن:
بسیار خرسندم و خداوند را شاکرم که این فرصت برای من فراهم شد تا بتوانم این جایگاه باارزش را تجربه کنم. در ابتدا از بنیان کنگره۶۰، جناب آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان صمیمانه تشکر و قدردانی میکنم که چنین بستر امن و نجاتبخشی را مهیا ساختند تا امثال من بتوانند به درمان و رهایی برسند. همچنین از تمامی خدمتگزاران نمایندگی اسلامشهر، مرزبانان، ایجنت محترم و بهویژه راهنمای بزرگوارم، آقا مجتبی، نهایت سپاسگزاری را دارم. از سرکار خانم فاطمه راهنمای همسفرم نیز که با درایت خود نقش بسیار مؤثری در نگهداشتن همسفرم در مسیر کنگره داشتند، قدردانی میکنم. از همسفر فداکارم و دو فرزند عزیزم که به دلیل مشغله کاری نتوانستند امروز در جلسه حاضر شوند، صمیمانه تشکر میکنم. همچنین قدردان تکتک برادرلژیونیهای عزیزم هستم که در طول مسیر همواره حامی و مشوق من بودند؛ برادرانی که امروز بسیاری از آنها به لطف آموزشهای آقا مجتبی به جایگاه دریافت شال و خدمتگزاری رسیدهاند که این امر نشاندهنده درایت و قدرت لژیونداری ایشان است. ایشان همیشه تأکید داشتند که هر مسافر باید تصویر لحظه دریافت گل رهایی را مدام در ذهن خود تجسم کند و بداند که برای چه هدفی به کنگره میآید و تلاش میکند.در پایان، بار دیگر از بنیان کنگره۶۰، خدمتگزاران بخش مسافران و همسفران، ایجنت و مرزبانان محترم و بهویژه همسفرم سپاسگزاری میکنم.از همه شما عزیزان که با حضور گرمتان در این جشن شرکت کردید، صمیمانه متشکرم.


متن: مسافر امیرحسین
عکس و ارسال: مسافر امیرمحمد
- تعداد بازدید از این مطلب :
835