English Version
This Site Is Available In English

هدفم این بود که به پاکی، رهایی و حال خوب برسم

هدفم این بود که به پاکی، رهایی و حال خوب برسم

جلسه چهارم از دوره چهاردهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی صالحی ۲، با استادی مسافر امیر، نگهبانی مسافر سعید و دبیری مسافر قربان، با دستور جلسه «وادی هشتم و تاثیر آن روی من» شنبه ۱۱ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، امیر هستم یک مسافر. خداوند را شکر می‌کنم که امروز این فرصت و لیاقت را به من داد تا در این جایگاه قرار بگیرم و بتوانم از آموزش‌های کنگره بهره‌مند شوم. از راهنمای عزیزم، آقا سعید، تشکر می‌کنم که اجازه دادند این جایگاه را تجربه کنم. همچنین از ایجنت محترم، مرزبانان و تمام خدمتگزاران نمایندگی صالحی ۲ که در مسیر حرکت من از ظلمت به روشنایی، یاری و حمایت کردند، صمیمانه تشکر و قدردانی می‌کنم. در رأس، از آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان تشکر ویژه دارم که چنین بستری را فراهم کردند تا ما بتوانیم به آرامش و آسایش برسیم و مسیر درست زندگی را پیدا کنیم.

از وادی هشتم با عنوان «با حرکت، راه نمایان می‌شود»، چند موضوع را برای خودم برداشت کرده‌ام؛ اولین موضوع، هدف است. زمانی که انسان هدفی را برای خودش مشخص می‌کند و حرکت را آغاز می‌کند، مسیر به‌تدریج برای او نمایان می‌شود. مهندس در سی‌دی وادی هشتم مثال می‌زنند که اگر من امیر بخواهم به سمت چالوس حرکت کنم، باید راه بیفتم. در طول مسیر، پیچ‌وخم‌هایی وجود دارد و تابلوهایی هم قرار گرفته‌اند که به من کمک می‌کنند مسیر درست را پیدا کنم و به هدفم برسم.من زمانی که در تاریکی اعتیاد و حال بد قرار داشتم، به دنبال راهی بودم که بتوانم از آن وضعیت خارج شوم. هدفم این بود که به پاکی، رهایی و حال خوب برسم. در اینجا لازم می‌دانم از آقا محمد تاجیک تشکر ویژه‌ای داشته باشم که پیام کنگره را به من رساندند و مسیر را به من نشان دادند. من نیز بعد از آشنایی با کنگره، حرکت خودم را آغاز کردم. هدف اولیه‌ام این بود که در طول سفر اول، از دام اعتیاد رها شوم و به حال خوب برسم، اما در ادامه متوجه شدم که برای رسیدن به این هدف، باید قوانین و آموزش‌های مسیر را نیز رعایت کنم.

حضور در کارگاه‌های آموزشی، نوشتن سی‌دی، رعایت برنامه دارویی، استفاده منظم و به‌موقع از دارو و گوش دادن به راهنما، همان تابلوهایی بودند که در مسیر به من نشان داده می‌شدند. اگر می‌خواستم به هدفم برسم، باید به این آموزش‌ها عمل می‌کردم و حرکت درستی در مسیر درمان داشتم.موضوع دیگری که در وادی هشتم برای من اهمیت دارد، توبه است. وقتی وارد این مسیر می‌شوم، باید به‌تدریج رفتارهای نادرست گذشته را اصلاح کنم. همان‌طور که در روش DST، دارو به‌صورت تدریجی تیپر می‌شود، من هم باید به‌تدریج دروغ گفتن، قضاوت کردن و رفتارهای نادرست دیگر را کاهش بدهم و از آن‌ها فاصله بگیرم. توبه فقط به زبان آوردن یک جمله نیست؛ توبه باید در عمل خودش را نشان دهد.اگر در گذشته خسارتی به کسی زده‌ام یا تعهداتی ایجاد کرده‌ام، رسیدن به رهایی به این معنا نیست که مسئولیت آن‌ها از بین می‌رود. اگر مثلاً در گذشته چک‌هایی کشیده‌ام، باید مسئولیت آن‌ها را بپذیرم و خسارت و تعهدات خود را جبران کنم. انسان نمی‌تواند تنها با گفتن اینکه از گذشته خود پشیمان است، همه چیز را تمام‌شده بداند؛ بلکه باید در عمل برای جبران گذشته حرکت کند.

در ادامه وادی هشتم به موضوع خسارت می‌رسیم؛ خسارتی که ممکن است به خانواده، جامعه و حتی محیط اطراف خود وارد کرده باشیم. من شاید از گذشته بعضی مسائل را رعایت می‌کردم، اما در کنگره یاد گرفتم که حتی کوچک‌ترین رفتارهای ما نیز می‌توانند اثرگذار باشند. یک بار در سفر سیگار، آدامسی را که جویده بودم بیرون انداختم و آقا امیرعلی، از مرزبانان شعبه، با احترام و محبت به من گفتند که این کار را انجام ندهم. شاید با خودم فکر می‌کردم یک آدامس چیز مهمی نیست، اما ممکن است یک پرنده یا حیوان کوچک آن را بردارد و بخورد و برایش مشکل ایجاد شود. همین موضوع به من یاد داد که حتی در کوچک‌ترین مسائل هم باید مراقب خسارتی باشم که ممکن است به جامعه، محیط‌زیست و موجودات دیگر وارد کنم.وقتی در کنگره به رهایی می‌رسم و وارد سفر دوم می‌شوم، باید بدانم که برای رسیدن من به این جایگاه، افراد زیادی خدمت کرده‌اند، به من آموزش داده‌اند و مسیر را به من نشان داده‌اند. بنابراین وظیفه من این است که تا جایی که می‌توانم خدمت کنم، آموزش‌هایی را که دریافت کرده‌ام به دیگران منتقل کنم و همچنان خودم نیز به دنبال آموزش باشم. این خدمت و انتقال آموزش، بخشی از جبران زحماتی است که دیگران برای من کشیده‌اند.در پایان وادی هشتم، موضوع پیمان مطرح می‌شود. من واقعاً عشق و محبت را با تمام وجودم در کنگره لمس کرده‌ام. در حرمت کنگره می‌خوانیم که «کنگره مکان مقدس و امنی باشد» و من این موضوع را در زندگی خودم تجربه کرده‌ام. در گذشته وقتی مشکلی برایم پیش می‌آمد، معمولاً آن را با افراد مختلف در میان می‌گذاشتم تا شاید آرام‌تر شوم، اما گاهی همین صحبت‌ها بعداً تبدیل به عاملی برای ناراحتی بیشتر می‌شد. در کنگره یاد گرفتم که باید حرمت‌ها را رعایت کنم و برای حریم و امنیت دیگران ارزش قائل باشم.

در وادی هشتم، پیمان نیز دارای شرایط و مراحل خاص خود است. انسان برای پیمان باید آمادگی لازم را داشته باشد و با اجازه راهنما و در شرایطی مناسب، با خودش و خدای خودش روبه‌رو شود. در این فرآیند، فرد گذشته و مسائل خود را مرور می‌کند و با نوشتن آنچه در درون خود دارد، به نوعی با گذشته خودش مواجه می‌شود. همچنین خواسته‌ها و آرزوهای خود را برای آینده مشخص می‌کند. این موضوع برای من یادآور این است که انسان باید بتواند گذشته خود را ببیند، مسئولیت آن را بپذیرد و با ذهنی روشن‌تر، حرکت خودش را به سمت آینده ادامه دهد.برداشت من از وادی هشتم این است که هیچ تغییری بدون حرکت اتفاق نمی‌افتد. اگر هدفی دارم، باید حرکت کنم و در طول مسیر آموزش بگیرم. باید اشتباهات گذشته را اصلاح کنم، خسارت‌هایی را که وارد کرده‌ام تا حد توان جبران کنم و مسئولیت ادامه مسیر زندگی خودم را بپذیرم. از همه عزیزانی که با سکوت و محبت به سخنان من گوش دادند، تشکر می‌کنم.

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...