جلسه دوم از دور نهم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی دماوند با استادی ایجنت محترم مسافر مهدی و نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر یوسف با دستور جلسه «وادی هشتم و تاثیر ان روی من» شنبه 11 مهر ۱۴۰۵راس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد :
قبل از اعلام جلسه لازم میدانم نکاتی را دربارهی سخنان آقای مهندس یادآوری کنم که هر هفته مطرح میشود و باید از همان روز اجرا شود، چون این نکات برای نظم و کیفیت جلسات ضروری است و نباید فراموش شود. یکی از این موارد فاصلهی صحیح میکروفون با دهان است که باید حدود چهار انگشت باشد تا صدای فرد واضح و بدون ایجاد مزاحمت برای بخش صوتی پخش شود و همچنین تمیزی سالن، میز استاد و صندلیها همیشه باید رعایت شود که اینها نشاندهندهی احترام ما به جایگاه و آموزشهاست. اگر این نکات رعایت نشود، هنگام مشارکت صدای بم، ناهنجاری و بینظمی ایجاد میشود و این دقیقاً همان چیزی است که باید از آن جلوگیری کنیم.
این نکات کاملاً با دستور جلسه امروز یعنی «با حرکت راه نمایان میشود» مرتبط است، چون همهی ما در زندگی بهخاطر مشکلات مختلف مجبوریم راههایی را انتخاب کنیم . حرکت از وادی هشتم آغاز میشود و شرط اصلی آن داشتن خواستهی قوی است، چون خواستههای لحظهای مثل دیدن یک ماشین زیبا در خیابان زود فراموش میشود اما خواستهی واقعی در ذهن قفل میشود و انسان را به دنبال راه درست میکشاند. مصرفکننده زمانی که پای بساط مینشیند در ذهنش دنیا میسازد اما پیگیری ندارد و همین نبودِ پیگیری باعث میشود هیچوقت به نتیجه نرسد، درست مثل مثال دو کودکی که یکی خواستهاش را فراموش میکند و دیگری آنقدر پیگیری میکند تا به بستنی برسد.
در کنگره نیز همینطور است؛ تازهوارد روز اول میگوید برای درمان حاضر است همهچیزش را بدهد و قوانین را میپذیرد، اما بعد از چند هفته یادش میرود برای چه آمده و چرا راهنما انتخاب کرده است. دیر آمدن، بهانه آوردن و فراموش کردن خواستهی اولیه باعث میشود حرکت متوقف شود و فرد از مسیر درمان دور بماند. در حالیکه هیچ اتفاقی در سکون رخ نمیدهد و قبل از حرکت باید فکر کرد، مسیر را شناخت و با خواستهی واقعی وارد شد.
در وادی هشتم گفته میشود انسان در مسیر همیشه بر سر دو راهی قرار میگیرد و باید با تفکر درست انتخاب کند، وگرنه مثل انسانی میشود که در بهشت خطا کرد و وقتی به زمین آمد همهچیز را فراموش کرد.راهنما این مسیر را تجربه کرده و میداند تازهوارد چه شرایطی دارد و چه بهانههایی میآورد، چون خودش روزی مصرفکننده بوده و سختیها را چشیده است. در خدمت هم همینطور است؛ بعضیها برای گرفتن مرخصی از کارشان بهانههای مختلف میآورند اما در کنگره این رفتار پذیرفته نیست چون ما برای حضور در جلسه هزینهی وقت، کار و زندگی میدهیم و باید قدر این زمان را بدانیم. مواد مخدر حسهای انسان را میبندد اما با حضور در جلسات و گوشدادن به آموزشها دانایی شکل میگیرد و جهانبینی تغییر میکند، چه در سفر اول و چه در سفر دوم، چون سفر دوم تازه آغاز یادگیری استفاده از حسها و ارتباط با جامعه است.جبران خسارت نیز از خود فرد شروع میشود چون کسی که خودش را نمیبخشد نمیتواند انتظار داشته باشد دیگران او را ببخشند. بسیاری از افراد سالها سفر میکنند اما چون خود را نمیبخشند و انرژیشان را خالی میکنند، در مسیر درمان نمیمانند و مدام عقب میافتند. باید خواستهی قوی داشت، مشارکت کرد، اعلام سفر کرد و پلهها را با دقت طی کرد تا حرکت شکل بگیرد.
بهترین راه کوتاهترین راه نیست؛ تجربه نشان داده که درمان فقط در نمایندگی، لژیون و جمع اتفاق میافتد و بیرون هیچ نتیجهای حاصل نمیشود. اگر خواسته ضعیف باشد خواستههای دیگران بر فرد غلبه میکند و او را از مسیر دور میکند.راهنمای من همیشه میگفت اگر آسمان به زمین و زمین به آسمان بچسبد من کنگره را رها نمیکنم، چون حال خوب را تجربه کرده و تفاوت حال خوب و بد را میداند. امروز جشن تولد مرزبان محترم آقا سعید است و باید او را تشویق کنم چون نمونهی فردی است که با حرکت، خدمت و خواستهی قوی به درمان رسیده و بعد از سفر دوم با عشق خدمت کرده و حتی با وجود مشکلات، مسئولیتهای نمایندگی و مرزبانی را پذیرفته و هر روز حالش بهتر شده است.
عملِ خدمت خودش حال خوب میآورد و نیازی به دعا نیست، چون نتیجهی عمل به فرد بازمیگردد و من امیدوارم آقا سعید در مسیرش موفق باشد و به شال نارنجی برسد و همینطور افراد دیگری که در کنگره با عشق خدمت میکنند.اگر دوستان خاطره یا نکتهای دربارهی آقا سعید دارند میتوانند مشارکت کنند و من از همهی شما سپاسگزارم.
تنظیم و ارسال : گروه سایت نمایندگی دماوند
- تعداد بازدید از این مطلب :
38