English Version
This Site Is Available In English

تا وقتی در دنیای تاریکی هستیم؛ متوجه تخریب های خودمان نمی شویم.

تا وقتی در دنیای تاریکی هستیم؛ متوجه تخریب های خودمان نمی شویم.

اولین جلسه از دوره چهل و نهم کارگاه های آموزش خصوصی کنگره 60، ویژه مسافران و همسفران با استادی راهنمای محترم مسافر صادق، نگهبانی مسافر وحدت و دبیری مسافر محمد، با دستور جلسه"وادی هشتم و تاثیر آن روی من" روز شنبه 11 مهر 1405 راس ساعت 16:30 آغاز به کار نمود.


سخنان استاد:
خداوند را شاکرم که در این جایگاه قرار گرفتم تا خدمت کنم و آموزش ببینم؛ در مورد دستور جلسه که وادی هشتم و تاثیر آن روی من است، در ابتدای وادی هشتم پیامی هست که میگوید؛ امواج چون گرد باد بر زمین فرود می آیند و آنچه برداشتنی باشد با خود به امانت می برند و این جزفرمان حاصل نمی گردد پس با شما که پیمان می بندید در اندیشه آن باشید که از زمین برخواسته و به آن مکانی که فرمان است رهسپارشوید.
این وادی در اصل به من مسافر می خواهد بگوید که در سکون هیچ خبری نیست. یک مسافر سفر اولی که وارد کنگره می شود با آنتی ایکس شیشه ، قرص و ...وارد شعبه می شود و بعد از جلسه تازه واردین این امید را دارد که درمان می شود و اگر بتواند نه گفتن به مواد مخدر را انجام دهد اولین پله صعود را طی کرده و بعد بالاتر می رود.


در ادامه بعد از مدت 11 ماه که به رهایی می رسد متوجه می شود که صحبت های راهنمای خودش و کتاب وادی و نوشتارها وکتاب چهارده مقاله و تمام چیزهایی که می شنیده و مطالعه  می کرده درست بوده و حس های اون شخص درست شده و می خواهد جبران خسارت کند و به نظر من اولین جبران خسارت یک مسافر جبران خسارت از خودش است یعنی وقتی من آمدم و درمان شدم تا وقتی من  در دنیای تاریکی هستم متوجه تخریب های خودم نیستم. این که چه آسیبی به خودم می زنم، چه آسیبی به جامعه، اصلاً متوجه نیستم. من زمانی متوجه این موضوع می شوم که از این داستان عبور کرده باشم. به خاطر همین است که سفر اولی که سفرش تمام می شود راهنما می گوید که باید یکی یا دوسال در کنگره حضور داشته باشد به خاطر اینکه اگر انرژی کنگره نباشد توان جبران تخریب ها را ندارد.

خود من بعداز رهایی با پرداخت 5 میلیون جبران خسارت را با زحمت پرداخت کردم  و حق نشان لژیون سردار برای من نشان داده شد و من بعد از رهایی در ماه اول آن تخریب هایی که داشتم و در مسائل مالی ضعیف شده بودم بر اثر اعتیاد  به واسطه لژیون سردارحل شد، وقتی کسی عضو لژیون سردار می شود و دنور یا پهلوان می شود در ادامه به برکت لژیون سردار، مثل چراغ قوه ای که به شما داده می شود و شما حفره درون را  با چراغ موجود روشن می کنید و تخریب های خود را نگاه می کنی. یک وقت هایی هست یک نفر در کنگره هست ودر سفر دوم سفر میکند و فکر میکند هیچ آسیبی نزده و در پی حل مشکلات موجود بر نمی آید.
در ادامه تولد یکسال رهایی آقا سعید هست که تقریبا 2 سال پیش با حال خراب وارد کنگره شد و تخریب جسمی زیادی نداشت ولی افکار و اندیشه کاملاً به هم ریخته ای داشت و به خاطر اشتباهاتی که در مسائل کاری داشت دچار مشکلات مالی شده بود خیلی سفر سختی داشت ولی به صورت منظم دارو را مصرف می کرد و هیچ وقت کم یا زیاد نمی کرد ،هیچ وقت گریز نزد و طی 10 ماه رها شد.

در حال حاضر هم یکسال است که در آبدارخانه خدمت می کند و من بعد ها متوجه شدم که سعید بدهی سنگینی  داشت. از من پرسید برای این که حال خوبی داشته باشم چه کاری انجام دهم، گفتم اولین کاری که می کنی عضو لژیون سردار می شوی و ایشان  هم حرف من را گوش کرد و بعد در گلریزان سال قبل اعلام دنوری کرد و به برکت لژیون سردار همه مشکلاتش حل شد که شاید برای هرکسی قابل باور نباشد و این درک برای کسانی می باشد که خدمتگزار می باشند و امروز که تولدش را جشن می گیرم حال خیلی خوبی دارد و این به برکت های آموزشی که فرا گرفته و با تمام مشکلاتی که داشت رها شد و ماندگار شد. در کنگره خدمتگزار است و با انرژی زیادی که در کنگره هست همه مشکلاتش را حل کرد.


اعلام سفر مسافر:
آخرین انتی ایکس مصرفی تریاک دودی به روش دی اس تی با داروی اوتی 10 ماه 3 روز با هدایت و راهنمایی استاد عزیزم آقا صادق هاشمی سفر کردم رهایی 1سال و 1 ماه


آرزوی مسافر:
آرزو می کنم تمام کسانی که در تاریکی قرار دارند راه کنگره را پیدا کنند و به حال خوب برسند.


سخنان مسافر:
سلام دوستان سعید هستم مسافر. خدای خودم را شاکرم که بعد از 1سال این جایگاه را تجربه می کنم و از مرزبان و ایجنت محترم شعبه سپاس گذارم. تمایل دارم از گذشته خودم صحبت کنم، بنده قبل از کنگره آنتی ایکس های  زیادی رو تجربه کردم ، با طولانی شدن تاریکی گذشته خودم را فراموش کرده بودم، حال خوبی نداشتم و به همه می گفتم که من اعتیاد ندارم. جهل و ناآگاهی انسان را وارد تاریکی خواهد کرد و باید از تاریکی ها به خدا پناه برد، مشکلات یکی یکی ظهور می کردند، بنده سه ماه سفر بودم که برادرم را از دست دادم وحال خوشی نداشتم ولی راهنمای محترم آقا صادق صحبتی کردند که این صحبت من را در کنگره ماندگار کرد. ایشان فرمودند: اگر اکنون کنگره را ترک کنی قطعاً به دوره مصرف بر می گردی ، مرگ حق است و دست خداست واگر به این خاطر درمان را کنار بگذارید تاریکی های زندگی باز خواهد گشت و حس شما عملکرد بهتری پیدا می کند وتصمیم گیری به صورت بهتری خواهد بود و بعد از گذشت مدت زمانی این اتفاق افتاد و نتیجه را خودم تجربه کردم. زمانی که دارو را قطع کردم و وارد سفر دوم شدم، فهمیدم که چه مسیر مشکلی را طی کردم و چه روزهایی را گذراندم و این یک حس بدی است که به من دست می داد. به گذشته که فکر می کنم زمانی که راهنمای تازه واردین از من پرسید چه چیزی مصرف می کنید، من گفتم که اعتیاد ندارم، به من گفته شد که شما یک ماه در کنگره  حضورداشته باشید بعداً نتیجه گیری کنید.
و اکنون به تمام گفته ها رسیدم و خدا را شاکرم.

تایپ سخنان استاد: مسافر رضا

تایپ سخنان مسافر: مسافر علی و مسافر مهدی ل 10

عکس: مسافر علیرضا

تنظیم ویرایش و ارسال: مسافر مهدی ل 17

مرزبان خبری: مسافر سعید

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...