یازدهمین جلسه از دوره چهل و ششم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ ویژه مسافران و همسفران نمایندگی ستارخان؛ با استادی راهنمای محترم مسافر شهاب، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر علیرضا با دستور جلسه "وادی هشتم و تأثیر آن روی من" روز شنبه 11 مهرماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
.jpg)
سلام دوستان شهاب هستم یک مسافر. خیلی خوشحال هستم که بهواسطه تولد آقا شهریار در این جایگاه در خدمت شما هستم تا آموزش بگیرم. از ایجنت محترم و گروه مرزبانی و راهنمای لژیون یکم سپاسگزارم که به من این اجازه را دادند تا در این جایگاه حضورداشته باشم. دستور جلسه امروز دو بخش دارد و بخش اول دستور جلسه " وادی هشتم وتاثیر آن روی من" میباشد که دستور جلسه هفتگی کنگره میباشد و قسمت دوم دستور جلسه، تولد یک سال رهایی مسافر شهریار شهریار است. با حرکت راه نمایان میشود، بله با حرکت راه نمایان میشود ولی چه کنیم که با کمترین آسیب راه نمایان شود؟ اگر شما در مسیری باشید و به جلو بروید، سر هر پیچ راه برای شما نمایان میشود ولی چند نکته وجود دارد که باید قبل از حرکت به آنها توجه کنیم. مهمترین مسئله مشخص بودن هدف ما از حرکت میباشد و میبایست مبدأ و مقصد حرکت را بدانیم که از کجا حرکت میکنیم و به کجا میخواهیم برسیم؟ قرار نیست جزئیات را بدانیم، جزئیات در طول مسیر برای ما نمایان میشود لیکن نسبت به کلیات میبایست شناخت داشته باشیم. هدف ما مشخص باشد و بدانیم از کجا به کجا میخواهیم برسیم تا مبادا سر از ناکجاآباد دربیاوریم. نکته خیلی مهمی که من در این مدتی که درکنگره هستم تجربه کردهام این است که توکل در سفر و حرکتی که انجام میدهیم بسیار مهم میباشد. ما در زندگیمان خداوند را وکیل خود قرار میدهیم تا بهترین تصمیمها را برای ما بگیرد. حالا که ما در کنگره هستیم اولین فردی که باید برای خود، وکیل قرار بدهیم جناب آقای مهندس میباشد که راهنمای همه ما میباشند، چرا؟ زیرا آقای مهندس در هر نکتهای که اشاره میکنند و هر تصمیمی که میگیرند، حتماً خیر و صلاح ما را در نظر گرفتهاند و درحرکت به ما کمک میکند. یکزمانی درکنگره60 فقط درمان اعتیاد اتفاق میافتاد ولی آقای مهندس گفتند که سفر سیگار هم باید انجام دهید و ما سفر سیگار را انجام دادیم زیرا خیر و صلاح ما را میخواستند و در حال حاضر خیلی جدی بر روی اضافهوزن تمرکز کردهاند و ایشان چیزهایی را میبینند که ما نمیبینیم.

در لژیون برای اینکه سفری باکیفیت را، با رهایی باکیفیت به اتمام برسانیم، حتماً باید راهنما را وکیل خود قرار دهیم، زیرا میدانیم تصمیمات درستی برای ما میگیرند، اگر جایی سقوط آزاد میدهد یا جایی دارو را کموزیاد میکند یا تکرار میدهد یا سختگیری میکند، قطعاً خیر و صلاح ما را میخواهند. تجربه من که در جایگاه مرزبانی و راهنمایی بودهام این است که بدون توکل کردن به مقصدی که مدنظرمان است نمیرسیم. کسانی که بهتر توکل میکنند از مسیرهای بهتری عبور میکنند و راه هم بهتر برای آنها نمایان میشود و آنکسی که وکیل قرار دادهایم، برای ما تصمیم بهتری میگیرد. در قرآن هم خداوند میفرماید هرکه به خدا توکل کند، خداوند او را بس است و حافظ هم در این مورد میگوید: به جاندوست که غم پرده بر شما ندرد/ گر اعتماد به الطاف کارساز کنید. دستور جلسه دوم تولد یک سال رهایی آقا شهریار است. شهریار بهواسطه یکی از بستگانش وارد لژیون من شد. شهریار یکبار سفرکرده بود لیکن به دلیل عدمتغییر جهانبینی، سفر باکیفیتی را انجام نداده بود. جسمی شاید خوب بود ولی ازنظر روحی، حال وهوای خوبی نداشت. همه چیزش برقرار بود ولی حال خوبی نداشت. بار دوم که سفر را آغاز کرد، جهان بینی را جدی گرفت و در طول سفر اول حدود صد عدد سی دی را به رشته تحریر درآورد و هر یک از این سی دی ها را در زندگی اش به کار می گرفت و نتیجه هم گرفت و به رهایی با کیفیتی رسید. برای او بهترین ها را آرزو می کنم، پتانسیل راهنما شدن را دارد و امیدوارم در امتحان پیش رو شرکت کند و شال راهنمایی را بر دوش ایشان ببینیم تا هم برای خودش و دیگران خدمت کند. از اینکه به صحبتهای من گوش دادید از همه شما سپاسگزارم.

در ادامه جشن اولین سال رهایی مسافر شهریار رهجوی، راهنمای محترم مسافر شهاب برگزار گردید.
خلاصه مشارکت مسافر شهریار:

سلام دوستان شهریار هستم یک مسافر. امیدوارم تولد، قسمت تمام سفر اولیها شود. بنده سفری ناموفق داشتم ولی آن موضوعی را که میخواستم تا به درمان برسم را برداشت نکردم، برایم سفر معنا نداشت، نظمی در کنگره60 نداشتم و نتوانستم مسیر درمان را ادامه بدهم. پیامی که از این تولد برای مسافرین سفر اول میتوانم بدهم: اگر وارد کنگره60 شدید باید بهاجبار درست سفر کنید و سفری که کیفیت نداشته باشد حال خوب نصیبمان نمیکند. کنگره60 مثل آب زلال میماند، وقتی منه مصرفکننده از گندآب میخورم، وقتی وارد کنگره میشوم آب زلال مصرف میکنم، حس میکنم و مجدد که لغزش میکنم و آب گنداب میخورم دیگر مزهی آب زلال را برایم معنا ندارد. منیت، خیانت و زور مواد مخدر باعث میگردد که از کنگره فاصله بگیریم و نتوانیم سفری باکیفیت داشته باشیم. من بزرگ شدن فرزندم را ندیدم و نتوانستم بزرگ شدنش را حس کنم. حجاب مواد جلو دیدم را گرفته بود. امیدوارم تمام عزیزان سفر اول و سفر دومی بتوانند به درمان برسند. بهواسطه مصرف خود و اطرافیانم را بسیار اذیت کردم، حرمتها از بین رفت و اعتیادم باعث شده بود همسرم زخمزبانهایی بشنود، تحمل کند ولی همیشه پشتیبان و همراهم بود و دفاع میکرد. وقتی به گذشته فکر میکنم که بهواسطه مصرف مواد چه سختیهایی را برای خودم به وجود آورده بودم، دیگر حتی فکر مصرف هم ازسرم نمیگذرد. ولی خدا را شاکرم که کنگره60 باعث شد در مسیر درمان به حال خوبی برسم و وسوسهای ندارم. از عزیزان سفر اولی خواهشمندم به حرفهای راهنمایشان گوش دهند و فرمانبردار باشند. باید بدانیم که راهنما درد مارا نمیخواهد، به فکر حال خوب و درمان ما هستند. خداوند را شاکرم که این بستر فراهمشده تا اشخاصی مثل بنده که حال خرابی دارند، با خیال راحت در این مسیر قرار بگیرند و درمان شوند.
اعلام سفر مسافر شهریار:
آخرین آنتیایکس مصرفی گل، حشیش، شربت تریاک بودهاست، مدت ده ماه به راهنمایی، راهنمای محترم مسافر شهاب سفر کردهام، رهایی از بند اعتیاد نوزده ماه و ده روز میباشد؛ در ادامه سفر سیگار داشتم به راهنمایی، راهنمای محترم مسافر برمزیار سفر کردهام و هجدهماه است از بند نیکوتین آزاد و رها هستم.
خواسته مسافر شهریار:
آرزو میکنم مسافرین، سفر اول رهایی با کیفیت را تجربه کنند و در کنار خانواده خوش و خرم باشند.

مرزبان محترم مسافر ایوب:

سلام دوستان ایوب هستم یک مسافر. مسافر شهریار از بچگی برایم الگوی شخصی فوقالعاده شاداب و خوشچهره بودند و شخصا شاهد بودهام که به تنهایی و به کمک همسرشان که در هر شرایطی پشتیبان ایشان بودند به این جایگاه و حال خوش رهایی رسیدهاند.

تایپ و بارگزاری: مسافر حمیدرضا
عکس و ویراستاری: مسافر حامد
مرزبان کشیک: مسافر ایوب
مرزبان خبری: مسافر ماهان
با عرض احترام و شادباش، خدمتگزاران سایت مسافران نمایندگی ستارخان
- تعداد بازدید از این مطلب :
115