English Version
This Site Is Available In English

ساز موسیقی مثل جسم ماست

ساز موسیقی مثل جسم ماست

جلسه چهارم از دور پانزدهم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی مسافران و همسفران کنگره ۶۰ نمایندگی امام قلی خان با استادی راهنمای محترم مسافر احسان، نگهبانی مسافر علی‌محمد و دبیری مسافر علی؛ با دستور جلسه اول " صورت مسئله اعتیاد " و دستور جلسه دوم "تولد و پنجمین سال رهایی و آزادمردی مسافر حسن" در روز پنجشنبه 9 مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان احسان هستم یک مسافر
خدا را شکر می‌کنم که اجازه داد امروز هم تبادل اطلاعات داشته باشیم و هم دیداری با شما عزیزان تازه کنیم.
دستور جلسه اول:
دستور جلسه امروز در مورد صورت‌مسئله اعتیاد است که به قول آقای مهندس، تعالی هم پیدا کرد ‌و شد و شد صورت‌مسئله انسان! اگر بخواهی در مورد انسان هر حرکتی انجام دهی، بایستی این ابعاد را در نظر بگیری؛ جسم، جهان‌بینی و خروجی آن به نام روان. بهترین مثالی هم که آقای مهندس پیرامون این قضیه می‌زنند آن است که می‌گویند خروجی هر انسانی یا خوب است یا خوب نیست. به‌بیان‌دیگر یا حالت خوب است و یا خوب نیست. اصلاً یا خماری و یا نشئه ایی. غیرازاین دو حالت نداریم. حال وقتی به دنبال تغییر خروجی هر انسانی باشید، باید مشابه وقتی‌که به دنبال تغییر یک نوا به اجرای عالی یک موسیقی هستی، هم ساز کوک باشد و نوازنده هم چیره و ماهر باشد. در هر زمینه‌ای به دنبال به دست آوردن خروجی خوب باشید هم بایستی سازتان کوک باشد و هم نوازنده‌ای زبردست باشید.
در مورد انسان، ساز مثل جسم ماست. پس برای تغییر خروجی خودت باید ابتدا جسم سالم و کوک باشد؛ حتی اگر خواسته تو رسیدن به پول یا درمان اعتیاد باشد. پایه هر تغییری در زندگی جسم توست. جسم باید کوک باشد وگرنه اگر صاحب‌خرد باشی و عاقل‌ترین فرد هم که باشی، یک جای کارت می‌لنگد. در کنگره ۶۰ هم این ضلع جسم برجسته شده است و به‌شدت به آن می‌پردازد. زمانی هم که در این‌طور مباحث صحبت از جسم می‌شود، منظور تنها جسم ظاهری نیست بلکه مثل شالوده و فونداسیون هر ساختمان که قابل‌مشاهده نیست و ساختمان بر آن بناشده است، ظاهر جسم هم بر شالوده آن سوار است که البته قابل‌مشاهده نیست. کل بار جسم روی این قسمت است و آن «سیستم ایکس» است. تا یکی دو دهه قبل سیستم ایکس قابل‌مشاهده برایمان نبود. تا دستگاه‌های میکرو اَرِی (Microarrays) نبودند، کسی نمی‌توانست پایین و بالا بودن مواد بیوشیمیایی را بسنجد. بیان ژن و این‌که دچار بی تنظیمی شده است و هرکدام از مواد بدن مثل سروتونین، دوپامین و ... به‌هم‌ریخته است. درواقع سنجه و خط کش برای اندازه‌گیری سیستم ایکس نداشتیم. بعداً دریافتیم که چنین چیزی هست.
حال اگر من به دنبال درست کردن خواب خود هستم، بخشی از مشکلات خوابم در ارتباط با مسائل جسمی من است و بایستی با درست کردن داروی خود و نحوه مصرف آن، کارکرد صحیح ناقل‌های عصبی را به دست آورم. بعد دیگر اما افکار من است. یک انسان حسود خواب درستی ندارد! یا انسانی که بدخواه است و کینه ایست و حتی فضول، خواب خوبی نمی‌تواند داشته باشد. خود من نمی‌توانستم به‌درستی بخوابم و علیرغم بهبود جسمم، چند ماه خوابم درست نمی‌شد. تا زمانی که افکارم به‌هم‌ریخته بود، خوابم درست نمی‌شد.
نظر به اینکه سهمی از مسئله به جسم وابسته است، فرد خردمند و عاقل در سفر اول کسی است که اهمیت جسم را متوجه شود و تمرکز خود را بر مسائل جسمی قرار دهد. تمرکز لژیون در سفر اول باید روی مباحث مربوط به جسم باشد. حتی اگر جهان‌بینی هم کار شود، باید آن‌گونه باشد که بتوانیم باز توانی جسمی خود را به دست بیاوریم. مورد بعدی نوع نگاه، اندیشه و درک من از هستی و قوانین آن است. اگر جسم من هم سالم باشد اما نوازنده خوبی در این سیستم نباشم، خروجی من خروجی خوبی نخواهد بود.
تمرکز لژیون در سفر اول باید روی مباحث مربوط به جسم باشد. حتی اگر جهان‌بینی هم کار شود، باید آن‌گونه باشد که بتوانیم باز توانی جسمی خود را به دست بیاوریم. مورد بعدی نوع نگاه، اندیشه و درک من از هستی و قوانین آن است. اگر جسم من هم سالم باشد اما نوازنده خوبی در این سیستم نباشم، خروجی من خروجی خوبی نخواهد بود. کتاب عشق و ۱۴ وادی آن بایستی جزئی از اندیشه و افکار من باشد. آن‌قدر باید آن را مطالعه کنم که قوانین زندگی را تا جایی که برای من کاربردی است درک کنم و بتوانم خروجی را تغییر دهم. بازهم تأکید می‌کنم که سفر اول یک سفر تماماً جسمی است و باید بیشتر به جسم پرداخت تا برای مراحل بعد آماده شویم.
دستور جلسه دوم:
پنجمین سال رهایی و آزادمردی مسافر حسن
باید بگویم که ویژگی برجسته ایشان، شوق به خدمت است. در حیطه توانمندی خودشان که همان سیستم‌های صوتی است تا جایی که می‌تواند در حال بخشیدن است. هر کس توانمندی خاصی دارد و در آن زمینه می‌تواند کنگره ۶۰ را یاری کرده و خدمت کند. مهم آن است که من هر توانمندی که دارم با آن بستری که کنگره ۶۰ مهیا کرده است، می‌توانم کمکی به دیگران انجام دهم و خیری برسانم. ناگفته نماند که تمامش به خودمان بازگشته است. کارکرد حسن آقای عزیز این‌طور است که مثلاً زمانی همایشی داشتیم ساعت ۶ صبح و ایشان از ساعت ۳ و نیم صبح در سرمای زمستان در آنجا حضور داشتند و سیستم صوتی را دو ساعت زودتر مهیا کرده بود. مسئولیت‌پذیری ایشان برای همه شناخته‌شده بود. در اردوی درختکاری حتی وقتی به سیستم صوتی نیاز داشتیم و به ایشان می‌گفتیم، می‌دانستیم که دو ساعت زودتر سیستم آماده‌شده است. روز رهایی ایشان، دو نفر از دیده‌بانان با من تماس گرفتند ‌و سفارش ایشان را کردند! و این چه سعادتی است. در قلب دیده‌بان‌ها هم رسوخ کرده بودند.
جشن تولد امروز را به خودشان، علی آقا راهنمای کنونی لژیون ایشان، لژیون هجدهم، شعبه امام قلی خان دولت‌آباد و آقای مهندس تبریک میگویم و از شما سپاسگزارم که به سخنان من گوش کردید.

اعلام سفر:

سلام دوستان حسن هستم یک مسافر
من سفرم را در ابتدا با راهنمای خوبم آقا احسان و در ادامه با علی آقا انجام دادم؛ که بسیار از آن‌ها قدردانی می‌کنم. رهایی از دام تاریکی 5 سال و چند ماه و در ادامه سفر نیکوتین داشتم و رهایی از دام نیکوتین 4 سال 6 ماه، آقای مهندس رو تشویق کنید.

خواسته مسافر:
شکر شکر شکر که اینجا در خدمت و حضور شما هستم. خواسته اول من این است که خانم آنی همسر آقای مهندس هرچه زودتر بهبود پیدا کنند.
خواسته بعدی من این است که هر عزیزی که پایش به عرصه کنگره می‌رسد، این جایگاه را لمس کند. من از شدت اشتیاق از دیروز غذا نخورده‌ام! جناب مهندس را تشویق کنید.

سخنان مسافر:
سلام دوستان حسن هستم یک مسافر
کنگره 60 یک خانواده است و شما با تشویق‌ها و حمایت‌هایتان این را تائید کردید. امروز ساعت 3 یک نفر با من تماس گرفت و با صحبت‌هایش فکری که در سر من بود را تائید کرد. روح خانم من الان اینجاست و خانواده‌ام و بچه‌ها هستند. من تخریب خیلی بدی داشتم. کسی که چنین حالی داشته ولی هرگاه نگاهش کردید می‌خندد حال امروزش نتیجه زحمات جناب مهندس است. برای این تولد زحمات بسیاری کشیده شده و خیلی‌ها ازخودگذشتگی کرده‌اند و راه‌های زیادی پیموده شده که امروز رهایی من و امثال من را جشن بگیریم. این تولد به‌آسانی دست نیامده است. من از طرف جامعه و دوست و خانواده کنار گذاشته‌شده بودم و حالا تمام خانواده آمده‌اند که ببینند پدرشان و عمویشان و دایی‌شان کجا پیداشده است! کنگره 60 تولدی دیگر است ... .
راهنمای من به خاطر من موسفید کردند و زحمات زیادی برای من کشیدند که قابل جبران نیست. اگر عکس قبل من بود و با الان مقایسه می‌کردید متوجه می‌شدید. امیدوارم هر عزیزی که مثل من بوده است به درمان و حال خوب برسد. من رهایی گرفتم اما چرا ماندم؟ پس از رهایی راهنمای من به من گفت: این صندلی که 10 ماه 11 ماه روی آن سفر کردی هزینه‌ها داشته و دیگران کاشتند برای ما و ما باید بکاریم برای دیگران؛ همین است که هر جا کمک بخواهند در اسرع وقت خودم را می‌رسانم. زمانی که تصادف کردم بچه‌های کنگره 60 حمایت فراوانی از من کردند طوری که کادر درمان به من می‌گفتند: «تو چه‌کاره ایی»؟ سرمایه‌داری که این‌همه آدم پیگیر کارهایت هستند؟ و من می‌گفتم: بله سرمایه‌دارم ولی نه آن‌که شما فکر می‌کنید. تشکر از آقای مهندس و از همه شما بابت این‌همه مشارکت. زیبا الهی که همه شما شاد و خندان باشید. خودتان و آقای مهندس را تشویق کنید.

تایپ و ویراست: مسافر محمدرضا لژیون 18

عکاس: مسافر علی لژیون 10

تنظیم و ارسال مطلب: مسافر علیرضا لژیون 18

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...