وادی هشتم، وادی پیمان است؛ پیمانی که هر بار با خواندن این وادی، در دلم با خدایم تجدید میکنم که تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میطلبم و عاجزانه میخواهم کمکم کنی تا در مسیر ارزشها باشم و از ضدارزشها دوری کنم؛ ولی قدر مسلم، دنیا دنیای اضداد است و راه زندگی پر از خیر و شر است و هر لحظه آن امتحانی است که از جانب قدرت مطلق برایمان برنامهریزی شده تا بتوانیم سرانجام خودمان را پیدا کنیم و در مسیر ارزشها ثابتقدم بمانیم. وادی هشتم میگوید: «با حرکت راه نمایان میشود» و اگر در مسیر ارزشها گام برداریم، راه خیر به روی ما باز میشود و کمکهای الهی از راه میرسند.
روزهای زندگیام را که مرور میکنم، میبینم خیلی زود وارد زندگی مشترک شدم و هنوز باید خیلی بزرگتر میشدم که مادر شدم؛ مادری که خودش هنوز بچه بود.روستایی بودیم و از همان کودکی دستانمان پینهبسته کار بود و پدر و مادرم به ما آموخته بودند: «کار جوهره وجود آدمی است.» پس کار کردن برایم لذتبخش بود و همیشه فرمانبردار بزرگترها بودم. زندگی مشترک، بچهداری و خانواده همسر که حرفشان روی سرم جا داشت. با بچههایم بزرگ شدم و در زندگی بردبار بودم. بهجرئت میتوانم بگویم کنگره ۶۰ هدیه همان بردباریها برای دل صبورم است. دلی که هر بار شکست، فقط خدا را شاهد آن گرفتم و گذشت کردم و در مسیر پرپیچوخم زندگی بارها زمین خوردم و اشک ریختم؛ ولی باز با توکل به خدای مهربان و الهامات خودش بلند شدم و بارها شاهد الطاف خداوند هم بودهام که در همین زندگی، خدای مهربان دلم را به دست آورده و شاد و خندان شدهام.
وادی هشتم میگوید: «با حرکت راه نمایان میشود» و چهقدر این جمله درست است. در زندگی بارها شاهد بودهام که وقتی تصمیمی گرفتم و حرکتم را شروع کردم، همزمان امدادهای خدایی هم از راه رسید و مرا یاری کرد. مثل همین کنگره و نجات فرزندم. آخر مادر که باشی، درد بیکسی و اعتیاد بیشتر خودش را نشان میدهد؛ ولی باز هم خدا بود و امدادهای غیبی اش؛ وگرنه ما کجا و کنگره ۶۰ کجا؟ چگونه در زندگیم پیدا شد و چگونه این مکان مقدس به واسطه خطای فرزندم، مرا صدا زد و طلبید؟ این جز لطف خداوند است که در کتاب آسمانیاش میفرماید: «ای بسا اتفاقاتی که به نظر شما ناخوشایند است؛ ولی ما خیر وافری در آن نهادهایم.» به شکرانه این خیر عظیم، سر به سجده میگذارم و خداوند را سپاس میگویم که در تقدیر ما هم، همراهی و همدلی و محبت آقای مهندس را قرار داد و ما را جزء کوچکی از خانواده بزرگ کنگره ۶۰ قرار داد.
من به شکرانه این نعمت بزرگ، بار دیگر با خدایم همپیمان میشوم و از تمام لغزشها و گناهانم طلب بخشش میکنم و عاجزانه از او میخواهم، مثل همیشه مرا یاری فرماید و با حرکت در مسیر زندگی، راه درست و صراط مستقیم را برایم نمایان کند. آمین.
نویسنده: همسفر فاطمه سادات، رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم)
رابط خبری لژیون سردار: همسفر مژگان رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول)
ویرایش: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول) دبیر دوم سایت
ارسال: همسفر زهرا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی پاسارگاد
- تعداد بازدید از این مطلب :
27