تاریخ
يکشنبه 12 مرداد 1399

نوری به نام کنگره‌ ۶۰‌

موضوع : مقالات
همسفر راحله نوشت: من از آموزش‌های کنگره آموختم که به خاطر آنچه از من گرفته‌شده دلسرد نباشم و چه می‌دانم ؟ شاید، روزی، ساعتی، آرزوی نداشتنش را می‌کردم، تنها به خدا اعتماد کن و خود را به او بسپار.
نوری به نام کنگره‌ ۶۰‌

با آمدنم به کنگره آموختم برای زندگی  کردن باید راهی یافت، نه‌فقط زندگی را  گذراندن. باید راهی یافت برای صبح‌ها با امید چشم گشودن. برای شب‌ها با آرامش خیال خوابیدن. فهمیدم این‌طور که نمی‌شود. نمی‌شود که زندگی را فقط گذراند و نمی‌شود که تمام شدن فصلی و رسیدن فصلی جدید را فقط خنک‌های ناگهانی هوا یادم بیاورد. باوجود تکرار حال بدم و آمدن مشکلاتی بر سر راه زندگی، نمی‌شود تا نوک دماغم یخ نکرده، حواسم به رسیدن پاییز نباشد.

چون ، وقتی حواسم به موج‌های منفی باشد و با آموزش‌هایی که می‌گیرم بخواهم این‌طور پس بروم. یک آن چشم‌باز می‌کنم خودم را‌ میان خزان زرد زندگی پیدا می‌کنم.

یادم نمی‌آید چه طور مسیر بهاری و سبز زندگی‌ام را گذرانده‌ام. وظیفه‌ من در زندگی با تمام و کمالش زندگی کردن  است. به اتمام سکانس‌های تلخ و شیرین، چون این را آموخته‌ام با حرکت راه نمایان می‌شود. این را از راهنمای خودم یاد گرفتم که نمی‌شود همیشه خسته باشم و سر سکانس‌های تلخ بهانه بیاورم و گوشه‌ای به قهر کردن کز کنم.

 

راهنمای قلبم؛ دلنوشته ی یک همسفر

 ما حق‌داریم که خستگی خود را درکنیم ، اما حق نداریم که مسیر را ادامه ندهیم.

ما همسفران در کنار مسافر خود باید شکست‌ها و نگرانی‌هایمان را رها کنیم و خاطراتمان را دور بریزیم، قاب هم نکنیم و به دیوار دلمان آویزان کنیم .

من با آموزش‌هایی که گرفتم یاد گرفتم در جاده‌ زندگی، نگاهم به عقب باشد. زمین می‌خورم، زخم برمی‌دارم، درهم می‌شکنم  و...

اما  نباید از بی‌مهری کسی  ناراحت بشوم، و نه به محبت کسی بیش‌ازحد دلگرم بشوم .

من از آموزش‌های کنگره آموختم که به خاطر آنچه از من گرفته‌شده دلسرد نباشم و چه می‌دانم؟ شاید روزی، ساعتی، آرزوی نداشتنش را می‌کردم، تنها به خدا اعتماد کن و خود را به او بسپار.

هیچ‌کس آن‌قدر قوی نیست که ساعت‌ها برعکس نفس بکشد و باید لبخند بزنم چون این همان‌جایی است که باید باشم.

هیچ‌کس تو نخواهد شد، آرامش سهم توست.

در بعضی طوفان‌های زندگی، کم‌کم یاد گرفتم که نباید توقعی داشته باشم مگر از خودم. شکست اصلاً تلخ نیست، این امر موضوعی است به نام آگاه شدن، ممکن است در حین آگاه شدنم  درد بکشم. نوری به نام کنگره‌ ۶۰‌،  برای ما همیشه روشن و جاویدان است .

 

همسفر راحله

تعداد بازدید از این مطلب : 173
ادامه مطالب در آرشیو مقالات
دیدگاه شما
نام :  
ایمیل :  
دیدگاه :  
 
دیدگاه ها
6 نظر  
  • همسفر خندان
زمان ارسال
1399/05/13 13:39:42
چقدر خوب نوشتید😍😍سپاس فراوان، قلمتان پرتوان🙏🏻
  • محمد علی
زمان ارسال
1399/05/13 7:10:1
سلام و خدا قوت به همسفران محترم کنگره60؛ خواستم براتون کسب موفقیت ها و جایگاه های زیبای هستی است پایدار باشید
  • محمد صادق
زمان ارسال
1399/05/12 20:53:55
👏👏👏👏👏👏
  • همسفر از شعبه شیراز
زمان ارسال
1399/05/12 15:21:11
خداقوت، عالی بود، باید حرکت کرد و ادامه داد زیرا آب با جاری شدن زلال می شود.
  • لژیون 25
زمان ارسال
1399/05/12 9:50:27
سلام و زنده باشید
  • بهار(همسفراینده)
زمان ارسال
1399/05/12 8:50:34
سلام وخداقوت ،ممنون ازمتن زیباوالهی آمین برای دعاهاتون
آخرین عناوین
پربیننده ترین مطالب