همسفر سکینه:
وادی هشتم : باحرکت راه نمایان می شود. زندگی ابعاد گوناگونی دارد. زندگی این نیست که به دنیا آمده و بعد بمیریم؛ اگر اینگونه به زندگی نگاه کنیم با مشکلات زیادی رو به رو میشویم. درسکون نه زایشی است و نه چیزی. با حرکت ساختارها آغاز می شود. ساختار اندیشه و تفکر. در این وادی یک قانون است و آن حرکت در صراط مستقیم است. گر مرد رهی میان خون باید رفت. پس باید میان خون حرکت کنیم. ما بدون مقدمه نمیتوانیم حرکت کنیم، باید اطلاعات کافی جمع آوری کنیم، جزئیات مسیر را در نظر بگیریم و مسائل کلی را بررسی کنیم. وقتی در خانه نشستهایم مشکل ما حل نمیشود، باید پس از فکر کردن وارد عمل شویم و به تدریج راه مشخص میشود. در هنگام حرکت خواسته و هدف ما باید مشخص باشد؛ پس از مشخص شدن هدف باید دنبال خواستههای خود برویم. مثل تشنهای که دنبال آب است. دو راه ارزشی و ضدارزشی وجود دارد و هر فردی بستگی به خردمندی و بی خردی خود یک راه را انتخاب میکند. باید با دوری از ضدارزشها به سمت آرامش حرکت کنیم.
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
همسفر مریم:
وادی هشتم میگوید: با حرکت راه نمایان میشود. خداوند از روز الست به انسان راه را نشان داده و اختیار نیز داده است و از آنجا که در روز الست فرشتهٔ ناسپاس (لوسیفر) قسم یاد کرد، که انسان را از صراط مستقیم منحرف کند تا او در برابر پادشاه مهربان ناسپاسی کند؛ پس راه دو گونه است: صراط مستقیم، فسق و فجور و طبق اختیاری که به انسان داده شد او مختاراست، کع راه درست یا راه نادرست، ارزش یا ضدارزش را انتخاب کند.
به هر روی وقتی حرکت آغاز کنم ۳ مؤلفه پیش رو دارم: مبدأ، مقصد و هدف را طبق بیانات جناب مهندس در (سیدی راه درست) اگر راه من صراط مستقیم باشد مقصدی که به آن میرسم البته همان نقطهٔ آغاز این حرکت است (مبدأ) و مکانی که از آنجا انشعاب یافتهام آن مقصد سرشار از آرامش و آسایش است؛ اما اگر راه، راه فسق بود، من حتی اگر به مقصد هم برسم هیچ آرامش و آسایش ندارم.تا حرکت نکنم راه بر من مشخص نخواهد شد زمانی که من حرکت را آغاز میکنم، راه آرام آرام خود را بر من مینمایاند، همه میدانیم انسان ناخودآگاه به سمت ناخالصی کشش دارد. در طول مسیر حرکتی که البته گاه سهل است و گاه سخت، ممکن است من به سمت ناخالصی گرایش داشته باشم، آن راه همان راه فسق است. زمانی که به وادی ۸ میرسم؛ اگر هفت وادی گذشته را در کولهبار خود داشته و آنها را کاربردی کرده باشم. تزکیه و پالایش روی خود انجام دادهام و میتوانم از راه ضدارزش دوریکنم و صراط مستقیم را در پیش بگیرم. چون هفت وادی و هفت آموزش را با خود دارم تا در حرکت خود از آنها استفاده کنم.
با تفکر ساختارها را آغاز کنم، بدانیم هیچ نیستم و برای هیچ پا به هستی نگذاشتهام، برای خودم، وجودم حیاتم، قناعت کنم و ارزش قائل باشم مسئولیتپذیر باشم. حرکت کنم تا به مسیر خود برسم و از ضدارزشها دوری کنم، صبور باشم، قناعت کنم و تا زمانی که آن را یافتم بهترین را برداشت کنم تا به حقیقت برسم.
در وادی هشتم با این آموزشهایی که در دست دارم، حرکت میکنم تا راه نمایان شود؛ اما در نظر داشتن این نکته مهم است، که من برای حرکت خود باید قوانینی هم داشته باشم. چندی از این قوانین میتواند این باشد که تمام حسابهایم را تسویه کنم. کدام حسابها؟ حسابم با خودم، خانوادهام و جامعه را جبران کنم. خسارتهایی که در گذشته خواسته یا ناخواسته وارد کردهام و با قدم گذاشتن در راه، گذشتهها که فقط گذشته هستند و تجربهاش مانده است، تجربهاش را برگیرم و باقی را بگذارم. از اشتباهات گذشته در بگیرم، که میتواند درسهای زیادی برای راه پیش روی من داشته باشد. پس باید بدون ترس حرکت کنم تا راه نمایان شود.
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
همسفر سمیه:
وادی هشتم به ما میگوید: با حرکت راه نمایان میشود. ما در مسیر اعتیاد و هم اکنون در مسیر درمان، در حال حرکت هستیم. آقای مهندس این مسیر را طی کردهاند و راهها را برای ما مشخص و علامتگذاری کردهاند. امروز دیگر لازم نیست نگران باشیم که راه درست کدام است و به کجا میرسد؛ کافی است فقط بخواهیم و در مسیر درست حرکت کنیم. به نظر من فقط خواستن کافی نیست باید حرکت هم داشته باشیم، وقتی در مسیر قرار میگیریم و قدم به قدم جلو میرویم، خیلی از چیزهایی که برایمان مبهم بوده است کمکم برای ما روشن میشود. هر قدمی که برمیداریم تجربهای به دست میآوریم و همین تجربهها کمک میکنند مسیر را بهتر بشناسیم من یاد میگیرم که در درمان، عجله نکنم و به مسیر و آموزشها اعتماد داشته باشم؛ اگر درست حرکت کنم و از مسیر خارج نشوم، راه خودش را به من نشان میدهد و در نهایت به جایی میرسم که شاید روز اول حتی تصورش را هم نمیکردم. خداوند را شکر میکنم، بابت کنگره و وجود آقای مهندس که راه درمان اعتیاد را به ما نشان دادهاند.
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
همسفر سمانه:
شاعر بزرگ عطار میگوید «تو پای به ره در نه و از هیچ مپرس، خود راه بگوید که تو چون باید. رفت وادی هشتم میگوید: زمان حرکت نترس، شجاع باش تا در مسیر درست، دیگران نیز به کمک تو آیند و در نهایت خالق یکتا همراهیات کند؛ ولی باید خواستهها و اهدافت کاملاً روشن باشد، باید از خود بپرسیم آیا خواسته واقعی داریم؟ سپس شروع به تلاش کردن کنیم و با تمامی وجود بخواهیم که به خواستههای خود برسیم. برای رسیدن به هر خواسته مدت زمان هم باید در نظر بگیریم و در نهایت کمکم به خواستهها و اهداف میرسیم. در سکون نه زایشی است و نه چیزی بهوجود میآید. همه چیز در حرکت شکل میگیرد، باید در نظر گرفت که من برای حرکت خود، باید قوانینی هم داشته باشم. اول اینکه تمام حسابهای خود را تسویه کنم. کدام حساب؟ حساب با خودم، با خانوادهام و با جامعه. باید جبران خسارت کنم؛ خسارت هایی را که خواسته و ناخواسته وارد کردهام. وادی هشتم برای من حس و حال خوبی دارد؛ اینکه میدانم فرصت جبران خطاهای من وجود دارد و میتوانم لکههای سیاه کارنامه خودم را پاک کنم. وادی هشتم به من امید زیادی میدهد. خواندن این وادی، توبه را برایم قابل فهم و لمستر میکند. وقتی وادی هشتم را می خوانم کاملا قانون توبه، که خداوند بارها به آن تاکید کردهاند در ذهنم تداعی میشود. به نظر من وادی هشتم، یعنی حرکت با دانایی کامل به سمت توبه و برگشت از تمامی خطاها و تصمیم برای یک انسان خوب، کامل و مفید بودن، است و این وادی و فرصت بخشش، همیشه برایم یادآور مهر خداوند است.
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
همسفر زهرا:
این وادی به منِ همسفر میگوید که باید حرکت کنم و راه را پیدا کنم؛ اگر در یک جا ساکن باشم و هیچ حرکتی انجام ندهم باعث میشود که به آن هدفهایی که میخواهم نرسم و از مسیر خارج شوم. من باید خواسته و هدف مشخصی داشته باشم و در مسیر رسیدن به آن تلاش کنم. این وادی دو راه به ما نشان میدهد؛ یکی مسیر ارزشها، تقوا، عشق و صداقت است و یکی هم مسیر کینه، نفرت و حسادت است، حق انتخاب با خود ما است چون خداوند از اول به انسان قدرت اختیار داده و اگر ما در صراط مستقیم و درست پیش برویم به آرامش میرسیم و اگر از مسیر اصلی خارج شویم همیشه در رنج و عذاب خواهیم بود. ما در کنگره میآموزیم که باید حرکت کنیم و یک جا بیحرکت و ساکن نباشیم.
اگر بخواهم از تجربه خودم بگویم من وادی اول را خواندم که با تفکر ساختارها آغاز میشود و این وادی را به پیشنهاد راهنمای خود زیاد نوشتم و گوش کردم تا توانستم درکش کنم؛ ولی همیشه به تیتر وادی هشتم فکر میکردم که چگونه با حرکت راه نمایان میشود؟ درک آن برای من مشکل بود، این که چه حرکتی داشته باشم و چگونه حرکت کنم؟ من هیچ حرکتی نداشتم و فقط به این دلیل که میترسیدم و یا فکر میکردم من در حد و اندازهای نیستم که بتوانم حرکتی داشته باشم یا نیروهای منفی که در وجودم بود مرا از حرکت باز میداشتند و مدام به من میگفتند نمیتوانی و نمیشود. اوایل حسهای مثل ترس و ناامیدی در من به شدت زیاد بود، اصلاً اعتمادبهنفس و قدرت بخشش نداشتم و با کمک راهنمای خود و آموزشهای ناب ایشان متوجه شدم باید ذرهذره این حسهای آلوده را از خود دور کنم، اینجا بود که متوجه شدم من چقدر اشتباه فکر میکردم و باید کمکم حرکت کنم. حرکت اول من این بود که توانستم راه را برای خود هموار کنم و عضو لژیون سردار شدم و بعد از آن حس کینه را از خود دور کردم. از کنگره و آقای مهندس و از راهنمای خود بسیار سپاسگزارم که اعتمادبهنفس را در وجود من ذرهذره بازگرداندند و این برای من بسیار مهم بود و همچنین باعث شد که من خودم را باور کنم. از خداوند میخواهم تمام انسانها اعتمادبهنفس داشته باشند و در جهت کارهای مثبت و خیر حرکت کنند. این وادیها به صورت مداوم تکرار میشوند که من هیچگاه فراموش نکنم که چه بودم و الان در چه جایگاهی هستم.
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
نویسندگان: اعضای لژیون سردار
رابط خبر: همسفر سعیده رهجوی راهنما همسفر صدیقه (لژیون دوم)
ویراش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی قیدار
- تعداد بازدید از این مطلب :
96