دستورجلسه وادی هشتم «با حرکت راه نمایان میشود»، است. اگر بخواهم این جمله را فقط در حد یک عبارت زیبا ببینم، شاید مفهوم چندان پیچیدهای نداشته باشد؛ اما وقتی آن را وارد زندگی خودم میکنم، متوجه میشوم که این وادی درباره یکی از اساسیترین قوانین زندگی صحبت میکند: راه، نتیجه حرکت و نه شرط شروع حرکت است.
ما انسانها گاهی تصور میکنیم ابتدا باید تمام مسیر برایمان روشن شود، بعد حرکت کنیم. باید مطمئن باشیم، باید نتیجه را بدانیم، باید ترسهایمان برطرف شده باشد و بعد قدم برداریم. اما اگر اینطور نگاه کنیم، ممکن است سالها در نقطه شروع باقی بمانیم؛ زیرا در بسیاری از مسائل زندگی، اطمینان کامل قبل از حرکت به وجود نمیآید.
دانش، تجربه و اطمینان، بخش زیادی از خودشان را در مسیر به دست میآورند. در کنگره هم این مسئله را بهوضوح میبینیم. فردی که وارد کنگره میشود، در ابتدای مسیر شاید تصویر کاملی از آینده خودش نداشته باشد. ممکن است حتی باور نکند که بتواند تغییر کند. اما کنگره از او نمیخواهد تمام مسیر را یکجا طی کند. فقط میگوید: قدم بعدی را درست بردار. حضور بهموقع، گوش دادن به آموزش، انجام برنامه، مشارکت، خدمت و ادامه دادن. همین قدمهای به ظاهر ساده، به مرور مسیر را برای انسان روشن میکنند.
نکته مهم اینجا است که حرکت با عجله تفاوت دارد. حرکت یعنی خروج از سکون، اما نه حرکت بدون تفکر. در وادیهای قبل آموختهایم که برای تغییر، باید تفکر کنیم، ساختارهای غلط را بشناسیم و مسئولیت انتخابهای خودمان را بپذیریم. بنابراین وقتی میگوییم «با حرکت راه نمایان میشود»، منظور این نیست که بدون شناخت و بدون تفکر هر طرف که خواستیم برویم. بلکه یعنی بعد از تفکر و انتخاب، باید وارد مرحله عمل شویم.
چون اگر فقط فکر کنیم، برنامهریزی کنیم و هیچوقت حرکت نکنیم، حتی بهترین تفکرها هم نمیتوانند زندگی ما را تغییر دهند. گاهی یک مشکل بزرگ ما این است که میخواهیم قبل از تجربه کردن، نتیجه تجربه را بدانیم. میخواهیم مطمئن باشیم موفق میشویم، بعد شروع کنیم. اما تجربه چیزی نیست که قبل از حرکت به دست بیاید. باید وارد مسیر شویم تا تجربه شکل بگیرد.
درمان هم همینگونه است. رهجو در ابتدای مسیر ممکن است فقط به اندازه چند قدم آینده را ببیند؛ اما اگر همان چند قدم را درست بردارد، بعد از مدتی متوجه میشود که چیزهایی در وجودش تغییر کرده که شاید روز اول حتی تصورش را هم نمیکرد. پس مسیر، فقط ما را به مقصد نمیرساند؛ خود مسیر، ما را تغییر میدهد و شاید این یکی از مهمترین پیامهای وادی هشتم باشد.
گاهی ما تصور میکنیم هدف فقط رسیدن است، در حالی که ارزش اصلی در چیزی است که در طول مسیر به دست میآوریم. صبر، تجربه، شناخت خود، شناخت دیگران، مسئولیتپذیری و در نهایت رسیدن به دانایی مؤثر. یک مثال ساده میتواند این موضوع را روشنتر کند.
اگر در یک جاده تاریک رانندگی کنیم، چراغ خودرو تمام جاده را روشن نمیکند. فقط بخش محدودی از مسیر را نشان میدهد. اما همان مقدار نور برای حرکت کردن کافی است. وقتی حرکت میکنیم، قسمت بعدی جاده هم نمایان میشود. در زندگی هم قرار نیست امروز تمام فردایمان را ببینیم. گاهی فقط باید بدانیم قدم درست امروز چیست و شاید یکی از تفاوتهای انسان امیدوار با انسان گرفتار در ناامیدی همین باشد؛
انسان امیدوار لزوماً کسی نیست که تمام آینده را میبیند؛ کسی است که با وجود ندیدن تمام مسیر، قدم بعدی را برمیدارد. ما در کنگره یاد میگیریم که تغییر، یک اتفاق ناگهانی نیست. تغییر حاصل مجموعهای از حرکتهای کوچک اما مستمر است. یک حضور، یک آموزش، یک تصمیم درست، یک خدمت، یک کنترل خشم، یک گذشت، یک مسئولیتپذیری و حتی یک «نه» گفتن به چیزی که قبلاً ما را از مسیر خارج میکرد.
شاید هر کدام از اینها به تنهایی کوچک به نظر برسند، اما وقتی در کنار هم قرار میگیرند، یک ساختار جدید میسازند. بنابراین اگر بخواهم پیام وادی هشتم را برای خودم در یک جمله خلاصه کنم، میگویم: برای دیدن راه، لازم نیست همه مسیر را بدانم؛ کافی است قدمی را که امروز باید بردارم، درست بردارم.
اگر حرکت کنم، تجربه به دست میآورم. اگر تجربه کنم، آموزش میگیرم. اگر آموزش بگیرم، داناییام بیشتر میشود و این دانایی میتواند حرکت بعدی منرا درستتر کند. پس شاید سؤال اصلی این نباشد که: «آخر این راه به کجا میرسم؟» بلکه بهتر است از خودم بپرسم: «امروز برای اینکه در مسیر درست باشم، چه قدمی باید بردارم؟»
وادی هشتم به من یادآوری میکند که خیلی از راهها، در ابتدای مسیر دیده نمیشوند. باید حرکت کرد؛ باید تجربه کرد؛ باید صبر کرد و باید اجازه داد مسیر، خودش را به ما نشان بدهد.
در پایان امیدوارم همه ما بتوانیم از سکون فاصله بگیریم، از ترسِ شروع عبور کنيم و به اندازه توان خودمان حرکت کنیم چون شاید راهی که امروز به دنبال آن هستیم درست پشت همان قدمی باشد که هنوز برنداشتهایم.
نویسنده: راهنما همسفر مونا (لژیون اول)
رابط خبری: همسفر مصی رهجوی راهنما همسفر مونا (لژیون اول)
عکاس: همسفر فرنوش رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر الهام نگهبان سایت
همسفران نمایندگی یوسف تهران
- تعداد بازدید از این مطلب :
83