همسفر اعظم: با حرکت راه نمایان میشود. در کتاب آسمانی یکی از راههای وسیع و گسترده خداشناسی است که برای همه افراد در تمام حالات قابل استدلال بوده، قانون حرکت است؛ زیرا این قانون هم در محور هستی انسان راه دارد و هم در خارج از محدوده وجود او یافت میشود؛ به طوریکه هیچ موجودی که با انسان در ارتباط مستقیم است یا انسان به نحوی تماس و برخورد مستقیم با او دارد، از این قانون بیرون نبوده؛ بلکه خود ارتباط و برخورد نیز منوط به حرکت است.
امروزه با پیشرفت در علم و شناخت ذرات تشکیلدهنده اجسام به این نتیجه رسیدهایم که حتی اجسامی که ما بیجان میپنداریم؛ مانند همین قلمی که هم اکنون در حال نوشتن با آن هستم نیز از ذراتی تشکیل شده است که دارای حرکت و دوران در اتمهای سازنده است. در تعریف حرکت آمده: حرکت تغییر مکان جسم نسبت به زمان است و در اصل نقطهی مقابل سکون است. حرکت میتواند دو جهت داشته باشد، میتواند در مسیر مثبت و الهی و ارزشها باشد یا در جهت منفی، ضدارزشها و نیروهای شیطانی.
حرکت مدنظر جلسات ما، حرکت از ترس به شجاعت، از دروغگویی به راستگویی، از کفر به ایمان، از نفرت به عشق، از اعمال ضدارزشی به اعمال ارزشی، از پلیدی به صداقت و نهایتاً از ظلمت به نور است. از یک نقطه به یک نقطه دیگر حرکت کردن و این جاری بودن مدنظر است. پس اگر ما هنوز از ترسهایمان عبور نکرده باشیم، یعنی در حال سکون هستیم و هیچ حرکتی در درون ما اتفاق نیفتاده است.
همچنین حرکت دو نوع است: حرکت درونی و حرکت بیرونی؛ هیچ کس به اندازه خود من از درون من خبر ندارد که چه چیزهایی را باید تغییر دهم و حرکت درونی یعنی در درون خود بگردم و آشفتگیهای ذهنی، کینه، نفرت، دلهره، اضطراب و غیره را پیدا کنم و از آنها عبور کنم. حرکت بیرونی هم رفت و آمد به جلسات و تکرار و تمرینهایی است که انجام میدهیم.
من همسفر به عنوان یک خانواده مصرف کننده که وارد جلسات شدم و برای درمان مصرف کننده آمدم و در کلاسها متوجه میشوم هم مصرفکننده بیمار است و هم خودم به خاطر عدم آگاهی نسبت به بیماری اعتیاد و تنشها دچار بیماری شدهام و حالا اگر بپذیرم که یک بیمار هستم و جلسات آموزشی را ادامه بدهم، یعنی حرکت من همسفر.
من وقتی حرکت را آغاز کردم دیدم خداوند هم نیروهای مثبت را به سوی من روانه کرد و من توانستم در راه صراط مستقیم حرکت کنم و الان با کمک خداوند و تاثیر وادی هشتم به موفقیتهایی در جهانبینی میرسم و از آقای مهندس و همه کسانی که در سایت کنگره زحمت میکشند تشکر میکنم.
همسفر منصوره: اگر بخواهم از وادی هشتم اثر بگیرم اول باید این را بدانم که حرکت چیست؟ و راه چه راهی است؟ چون هیچکدام از ما در سکون نیستیم، مدام درحرکتیم همانطور که تمام کائنات در حرکت هستند و هیچ چیزی سکون ندارد.
وادی هشتم حرکت در راستای بهبود و درمان بیماری اعتیاد را به ما آموزش می دهد. برای رسیدن به این هدف ما باید بپذیریم بیماریم و بپذیریم بیماری ما این است، و این حرکت باید بر اساس آموزشهایی که از وادیهای قبل گرفتیم برای ما تعریف شده باشد که هدف من اصلاً از حرکت چه هست؟ و به چه شکلی باید حرکت کنم؟ آیا هدف را درست شناختم؟
اینکه چگونه تفکرات خود را از قوه به فعل در بیاوریم در وادی پنجم کاملاً به ما یاد داده شد. اگر به درک درستی از وادیهای قبل رسیده باشیم پس حرکت را شناختیم، و می دانیم باید از یک مبدأ به یک مقصدی برسیم، و الان وادی هشتم به ما می گوید از راه نترس، حرکت کن.
وادی ها شخصیت ما را مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهد، و به ما چیزهایی را آموزش می دهد که در پی اصلاح شخصیت خود بر بیاییم، در صورتی که تفکرات خود را درست کنیم و حرکت درستی را هم انجام بدهیم، راه خود به خود نمایان میشود.
چه راهی برای ما نمایان می شود؟ یا به عبارتی راهی که وادی هشتم به ما می گوید چه مختصاتی دارد؟ این راه بر اساس تفکرات من میتواند شکل درست یا غلط بگیرد. در متن وادی هم گفته شده اساس حرکت، خرد است؛ خرد آن آموزشهایی است که ما می توانیم برای درست زندگی کردن از آنها استفاده کنیم. هر چقدر بتوانیم به دیدگاه خود ابعاد گستردهتری بدهیم خرد ما بیشتر میشود، خرد بیشتر یعنی بتوانیم مسائل را از زوایای بیشتری مورد بررسی قرار دهیم.
جلسات به ما مختصات راه را گفته است. اکثر انسانها تصور میکنند کوتاهترین راه بهترین راه است، در نتیجه به درستی و یا نادرستی آن توجه ندارند، راهی را می روند که زودتر به خواستههایشان برسند، لذا به نتیجه مطلوب نرسیده مجبورند راههای دیگر را تجربه کنند، غذاهایی که با حرارت بالا و سریعاً پخته شود بیشتر خواص خود را از دست داده و برخی از بیماریهای رایج در جوامع در اثر مصرف این نوع غذاها می باشد. این نوشتار دقیقاً به ما مختصات یک راه صحیح را نشان می دهد. خواسته همه ما قبلاً همان ترک مواد بود، و آن خواسته سالم نبوده است، چون اساس آن به جای خرد، جهالت بود. و به این دلیل این خواسته را داشتیم که اعتیاد را نمیشناختیم و فکر می کردیم با مواد مصرف نکردن درست می شود.
در جلسات شناخت اعتیاد به این درک میرسیم که با مصرف مواد و تکرار و تمرین در بدن ما اتفاقاتی رخ داده و سیستم شبهافیونی ما بیمار شده است، اما الان خواسته ما فرق کرده است، چون اعتیاد را شناختیم و متوجه شدیم که تنها با مصرف نکردن کار ما حل نمیشود و باید راهی را برویم که سیستم شبهافیونی بدن مثل روز اول تولید داشته باشد، تا به یک تعادل رفتاری برسیم و بتوانیم آموزش بگیریم و کاربردی کنیم. ما باید یک هجرت معنوی داشته باشیم از نقطهای که میزان تخریب تفکر و جسم ماست و در راهی که اساس انتخاب آن یک خواسته معقول است، در این صورت میتوانیم یک اثر مثبت ارزشمند از حرکت خود بگیریم که آن همان درمان است.
درمان یعنی آنقدر در آموزش تکرار و تمرین داشته باشیم، تا در مسیر درمان وقتی نیروهای بازدارنده بر سر راه من قرار گرفتند بتوانم با استفاده از خرد و دانایی که کسب کردم مقاومت کنم و به جنگ نرم با آنها ادامه بدهم تا پیروز شوم، و این امر بدون آموزش اصلاً میسر نیست. مسیر درمان نه انحراف دارد نه واژگونی؛ اما در کنارههای مسیر درمان چیزهایی است که اگر تمرکزمان را از هدف برداریم منحرف و واژگون میشویم.
نویسنده: همسفر اعظم و همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون سوم)
رابط خبری: همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون سوم)
همسفران نمایندگی سالار
- تعداد بازدید از این مطلب :
31