English Version
This Site Is Available In English

صورت مسئله اعتیاد؛ آغاز راه درمان

صورت مسئله اعتیاد؛ آغاز راه درمان

هشتمین جلسه از دوره هفتم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی امیر اراک با استادی راهنما ایمان ، نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر حمید با دستور جلسه « صورت مسئله اعتیاد » روز پنجشنبه ۹ مهر ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد :

سلام دوستان، ایمان هستم، یک مسافر.

خدا را شاکر و سپاسگزارم که توانستم این جایگاه را تجربه کنم. از جناب آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر می‌کنم و از راهنمای خوبم تشکر می‌کنم. حال خوب الانم را مدیون لطف ایشان هستم.

اما راجع به دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد»، باید بگویم که یکی از مهم‌ترین دستور جلسه‌هاست و به قول آقای مهندس، آغاز سال تحصیلی با این دستور جلسه شروع می‌شود و ما باید به اهمیت این موضوع پی ببریم.

بیرون از کنگره، یکی از مشکلات اصلی اعتیاد همین موضوع است و همین باعث شده صدها مجهول راجع به اعتیاد به وجود بیاید و پژوهشگران بیرون کنگره ۶۰ بگویند اعتیاد درمان ندارد.

یکی از بزرگ‌ترین اقداماتی که آقای مهندس انجام دادند، این بود که تمام این مجهول‌هایی که راجع به اعتیاد وجود دارد را تبدیل کردند به یک معادله با یک مجهول؛ و آن هم این است که هر فردی هرچقدر تلاش می‌کند، با هر متد و روشی، وقتی مواد مصرف نمی‌کند، چرا حالش خوب نمی‌شود؟

از آنجایی که آقای مهندس محقق بودند، آمدند صورت مسئله اعتیاد را مطرح کردند و روش درمان DST را ابداع کردند.

چیزی که من تجربه دارم این است که من هم از وقتی اعتیاد را تجربه کردم، دنبال ترک بودم و همیشه شکست می‌خوردم.

آخرین بار زمستان سال نود بود، با تخریب زیاد؛ چهل‌وسه شب من نخوابیدم و به این فکر می‌کردم که چرا شش ماه مواد نمی‌زنم، ولی حالم خوب نمی‌شود. به این فکر می‌کردم چرا هرچقدر تلاش می‌کنم، حالم خوب نمی‌شود و این بود که من در آن روزها کلی وزن کم کردم.

من از سن پایین اعتیاد پیدا کرده بودم و مدام شکست می‌خوردم. بعدش بزرگ‌ترین تصمیم زندگی‌ام را گرفتم و هیچ‌وقت آن روزهای تلخ زندگی‌ام را یادم نمی‌رود. به خودم قبولانده بودم که دیگر کم آوردم و بدنم هیچ‌جوره نمی‌توانست قبول کند که بدون مصرف می‌تواند کنار بیاید و هرکس راجع به ترک و اعتیاد صحبت می‌کرد، تمام ستون بدنم می‌لرزید.

شهریور سال نود و یک بود. آقای ابوالفضل، پسرخاله بنده هستند و آن شب خانه ما دعوت بودند. اولین جلسه مشاوره ایشان در کنگره ۶۰ بود. بعد به من گفت: «من امروز رفتم کنگره ۶۰.»

من بهش گفتم: «بی‌خیال، من نمی‌توانم و اصلاً من تصمیم گرفتم که می‌خواهم مواد بزنم تا بمیرم.»

بعد ابوالفضل گفت: «امروز که رفتم، بهم گفتن بدن یک سیستم داره به اسم سیستم تولیدکننده مواد شبیه افیونی بدن و انکفالین و دینورفین‌ها.»

همان لحظه من گفتم: «ابوالفضل، اگر یک جایی توی کره زمین باشه، همان جایی هست که این‌ها را گفتند.»

الان جا دارد از مشاور تازه‌واردین، آقا ابوالفضل، که آقا بهنام بودند، تشکر کنم و هرجا هستند، امیدوارم حالشان خوب باشد و خیر خدمتشان به خودشان برگردد.

و خدا را شکر که این راه را پیدا کردم و الان چهارده سال است که در کنگره هستیم و حالمون خوبه و برای تمام سفر اولی‌ها و کسانی که تازه‌وارد هستند، آرزوی موفقیت و رهایی می‌کنم.

من رشتم در دانشگاه ریاضی بود و استاد جلسه همیشه می‌گفت: «هر وقت خواستی یک مسئله ریاضی را خوب حل کنی، باید اول صورت مسئله را خوب بفهمی.»

اگر هر تازه‌وارد یا سفر اولی که الان روی این صندلی‌ها نشسته، صورت مسئله که جایگزینی هست را با تمام وجودش درک کند، به هیچ عنوان این صندلی‌ها را رها نمی‌کند.

خیلی ممنون که به صحبت‌های من گوش کردید.



تنظیم : همسفر امیرحسین 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...