English Version
This Site Is Available In English

وادی‌ها مسیرهای علامت‌گذاری شده‌اند برای رسیدن به هدف

وادی‌ها مسیرهای علامت‌گذاری شده‌اند برای رسیدن به هدف

برای حرکت نمودن وادی‌ها چراغ راه هستند کسی که این چراغ را به دست بگیرد کمتر دچار خطا و اشتباه می‌شود وادی‌ها مسیر علامت‌گذاری شده هستند که هزاران نفر این مسیر را با سلامت طی نمودند و چراغ را با سلامت به دست از راه رسیده بعدی می‌دهند و به او این اطمینان را می‌دهند که کوتاه‌ترین و امن‌ترین مسیر همین است، بنابراین ایمان و صبر داشته باش، حرکت کن تا به نتیجه برسی. مسائل و مشکلات زندگی به صور مختلف وجود دارد؛ ولی راه حل آن تنها یک مسیر است، مسیری که ۱۴ ایستگاه را باید حرکت کنی و آموزش ببینی، انتهای مسیر رسیدن به هدف، آرامش، آسایش و حال‌خوش است مسئله هر چه می‌خواهد باشد شاه کلید آن در این مسیر ذره‌ذره به دست ما داده می‌شود.

وادی یک تا چهارم ساختارهای ذهنی ما را درمان می‌کند، زیرا هر حرکتی ابتدا از درون شروع می‌شود، زمانی‌که افکار و اندیشه درست نباشد خشت اول کج گذاشته می‌شود در صورتی‌ که افکار به سلامتی نزدیک شد اجازه دارد به دنیای بیرون قدم بگذارد افکار و اندیشه سالم و تصاویر زیبا در بیرون برای انسان مفید و سازنده است و باعث رشد می‌شود ذهن تنها دفتر مهندسی است که ساخت‌وساز را در بیرون باید انجام دهد. در وادی پنجم و ششم با فرمانده کل آشنا می‌شویم کسی که فر ایزدی دارد و نماینده قدرت مطلق برای ما است و آن‌قدر غرق خواسته‌های نفس، جهل و نادانی خودمان بودیم که اصلاً شناختی روی آن نداشتیم، وادی ششم فرمانده‌ای را به ما معرفی می‌کند تا به سمت او هدایت شویم و ما را امر به فرمان‌برداری می‌کند در وادی هفتم، مسیر درست را نشان می‌دهد که با حرکت در این مسیر باید قدری تعمل کنیم و نتیجه حرکت را برای خود تصویر‌سازی کنیم تا در ادامه بتوانیم محکم‌تر حرکت کنیم.

گر مرد رهی میان خون باید رفت
از پای فتاده سرنگون باید رفت.
تو پای در راه بنه و هیچ مگوی
خود راه بگویدت که چون باید رفت.
وادی هشتم از ما می‌خواهد حرکت کنیم و هدف خود را مشخص کنیم به عبارتی آیا واقعاً می‌خواهی یا خواسته قوی نیست؟ اگر خواسته قوی باشد باید برای رسیدن به آن حرکت کنید البته‌ قبل از حرکت در وادی هفتم بهترین راه را اتنخاب نموده‌ای و حالا باید حرکت کنید ما قادر نیستیم تمام مسیر را از قبل شناسایی کنیم؛ ولی با کلیات مسیر آشنا شدیم و در طول مسیر با موانع، سربالایی‌ها و سرازیری‌هایی روبه‌رو می‌شویم؛ ولی هدف ما به قدری ارزشمند است که این مسائل را به جان می‌خریم و پیش می‌رویم.

در میانه راه نیروهای بازدارنده شروع به کار می‌کنند که هر طور شده ما را از مسیر خارج کنند در حاشیه‌ها قرار می‌گیرند و شروع به راه‌اندازی مسیرهای انحرافی می‌کنند، طعمه‌‌گذاری می‌کنند و آن را بر اساس خواسته نفس من تهیه می‌کنند به‌عنوان مثال؛ نفس من میل بسیار به تفریح دارد مسیر تفریح بدون هزینه می‌گذارد، نفس من میل به پول بدون زحمت را دارد که مسیری به سمتش باز می‌کند یا خواسته خوردن بسیار دارد مسیر دیگری به سمتش باز می‌کند گاهی که موفق نمی‌شود آن قدر در مسیر سنگ، میخ‌، آتش و آب می‌ریزد که توان حرکت را از من می‌گیرد من با رویارویی با زیبایی‌هایی که در حاشیه ایجاد شده باید مراقب باشم که هدف من از رفتن در مسیر چه بوده و هوای نفس را به فرمان عقل بسپارم و به حرکت خود ادامه دهم.

کمی که از مسیر انحرافی فاصله گرفتم آن جذابیت کم رنگ و محو می‌شود خواسته‌ها گاهی مادی هستند مانند خریدن خانه، ماشین و غیره که ما با حرکت در مسیر آن حتماً به آن می‌رسیم البته باید تلاش نمود، پس‌انداز و حرکت کرد شاید ده یا بیست سال زمان ببرد؛ ولی قطعاً به آن می‌رسیم گاهی خواسته ما رسیدن به سلامتی و حال‌خوش است برای رسیدن به سلامتی اگر گرفتار بیماری باشیم باید حرکت کنیم و راه درست را بیابیم، تلاش و صبر داشته باشیم تا به درمان برسیم آن‌چه ما در کنگره در رابطه با بیماری اعتیاد می‌بینم گاهی هدف ما رسیدن به حال‌خوش است باید بدانم چرا حال من بد شده است؟ آیا انجام ضدارزشی‌ها، دروغ گفتن، غیبت کردن، تجسس کردن‌ و اذیت کردن دیگران باعث حال بد من شده است؟ برای رسیدن به حال‌خوش باید ابتدا جبران خسارت کنم آیا تنها با احساس پشیمانی و توبه حال من خوش می‌شود؟ خیر باید تلاش کنم تا آن‌ها را از حال بدی خارج کنم آن‌گاه حال من نیز خوب می‌شود.

باید جبران خسارت کنم ابتدا خسارت‌هایی که به خود، خانواده، دوستان و آشنایان زده‌ام را جبران کنم و بدهی‌هایم را پرداخت کنم در ادامه جبران خسارت از جامعه کنم، جامعه‌ای که تمام امکانات را در اختیار من قرار داد تا خوب زندگی کنم مدرسه، دانشگاه، پارک، خیابان، دریا و جنگل همه را برای رفاه من آماده کرد تا من حرکت کنم و فرد مفیدی برای خود و جامعه شوم؛ ولی من همه را فدای هوای نفس خود کردم باید بروم و از جامعه نیز جبران خسارت کنم با تغییر سبک زندگی خود این کار درست می‌شود با آموزشی که از وادی هشتم گرفتم خودم را در کنگره در نقش همسفر می‌بینم هدف من درمان مسافرم است باید برای رسیدن به این هدف تلاش کنم، فرمان‌بردار باشم و از حاشیه‌ها فاصله بگیرم صراط مستقیم را هر لحظه برای خود ترسیم کنم تا از راه اصلی منحرف نشوم من در جایگاه راهنمایی، هدفم کمک به خود و دیگرانی است که با من هم حس شدند و در یک لژیون گرد هم شده‌ایم باید تا انتهای مسیر با تمام توان زیر چتر قوانین و حرمت‌های کنگره، آموزش‌های دریافتی را به دست کسانی برسانم که نیازمند آن هستند باید چراغ را به سلامتی به دست شخص بعدی بدهیم ان‌شاءالله بتوانیم چراغی که روشن شده را به سلامتی به دست تمام انسان‌های نیازمند برسانیم ان‌شاءالله این چراغ روزی خورشید عالم‌تاب خواهد شد.

نویسنده: راهنما همسفر زهرا (لژیون‌ چهارم)

منابع: سی‌دی‌های وادی هشتم

رابط‌خبری: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم)
عکس: همسفر مهسا رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون هشتم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون بیستم) نگهبان سایت
نمایندگی همسفران سلمان فارسی اصفهان

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...